ورود

سفر به ناکالی؛ وقتی خاطرات مشترک گم می‌شوند

منبع: نماوا مگ ۴ دقیقه مطالعه
سفر به ناکالی؛ وقتی خاطرات مشترک گم می‌شوند

تصور کنید روزی برسد که دیگر هیچ‌کس شما را به خاطر نیاورد؛ آیا آن لحظه، پایان راستین حضور شما در این جهان نیست؟ انیمیشن «جزیره فراموش‌شده» (Forgotten Island) دقیقاً از همین ترس عمیق انسانی استفاده می‌کند تا مخاطب را به سفری درونی میان مرزهای خاطره و هویت ببرد. این اثر که با الهام از افسانه‌های بومی فیلیپین ساخته شده، تنها یک ماجراجویی فانتزی نیست، بلکه کندوکاوی درباره این پرسش است که بدون گذشته‌ی مشترک، چه چیزی از ما و رابطه‌هایمان باقی خواهد ماند.

جدایی در آستانه‌ی یک جهان جادویی

روایت در مانیلِ دهه ۱۹۹۰ میلادی و در میان کوچه‌پس‌کوچه‌های نوستالژیک آن کلید می‌خورد. جو و رایسا، دو رفیق قدیمی که تمام سال‌های رشدشان را در کنار هم بوده‌اند، حالا در آستانه‌ی یکی از تلخ‌ترین لحظات زندگی‌شان قرار دارند. رایسا برای تحصیل در مؤسسه فناوری کالیفرنیا آماده می‌شود، در حالی که جو هنوز در جست‌وجوی راهی برای هنرمند شدن است. این جدایی جغرافیایی، سایه‌ای از تردید بر دوستی دیرینه‌ی آن‌ها می‌اندازد.

اما شبِ پیش از رفتن، اتفاقی غیرمنتظره مسیر را تغییر می‌دهد. یک صدف شنی که گویی نیرویی جادویی در آن نهفته است، این دو را به جزیره‌ای افسانه‌ای به نام ناکالی می‌فرستد. در این سرزمین خیالی، موجودات اساطیری فیلیپین قدم می‌زنند، اما معضل اصلی زمانی آغاز می‌شود که جو و رایسا درمی‌یابند حافظه‌شان را از دست داده‌اند. آن‌ها برای بازگشت به خانه باید راز این فراموشی را کشف کنند؛ رازی که بهایی سنگین دارد: خاطرات مشترکی که هویت رابطه‌شان را ساخته بود.

بازمانده‌ی یک رابطه پس از محو تصاویر

یکی از ایده‌های بنیادین این انیمیشن، نگاه به مقوله‌ی حافظه به‌عنوان خشتِ اولِ بنای شخصیت آدم‌هاست. زمانی که این خاطرات از ذهن پاک شوند، آیا فرد همان کسی باقی می‌ماند که قبلاً بود؟ فیلم با ظرافت این موقعیت را پیش می‌برد؛ جایی که قهرمانان نه تنها وقایع را، که تصویری را که از یکدیگر در ذهن ساخته بودند، از دست می‌دهند. در این میان، دستبندهای دوستی آن‌ها با آویزهای متعددشان، به تنها شواهد فیزیکی از پیوندی تبدیل می‌شوند که حالا در خطر نابودی کامل است.

از دست دادن یک خاطره در این روایت، به معنای محو شدن یک رابطه یا تکه‌ای از شناخت فرد از خویشتن است. سازندگان اثر تلاش کرده‌اند تا نشان دهند که گاهی اوقات، یک پیوند عاطفی فراتر از مجموعه‌ای از داده‌های ذهنی عمل می‌کند. حتی زمانی که هیچ‌کدام از دیگری چیزی به یاد نمی‌آورند، نوعی جاذبه‌ی نامرئی وجود دارد که آن‌ها را به سمت هم می‌راند؛ گویی دوستی، حافظه‌ای است که به تنهایی ساخته نمی‌شود و در رفتار و وجود آدم‌ها رسوب کرده است.

تلفیق فرهنگ عامه و نوستالژی دهه نود

انتخاب دهه ۱۹۹۰ برای فضاسازی داستان، هوشمندانه به نظر می‌رسد؛ دورانی که در آن عکس‌های پولاروید و نامه‌های کاغذی، بار عاطفی سنگینی برای حفظ ارتباط داشتند. این ویژگی در طراحی بصری به کارگردانی جوئل کرافورد و ژانول مرکادو نیز مشهود است. آن‌ها با تلفیق المان‌های انیمه و مانگا، فضایی خلق کرده‌اند که با تغییر زاویه دید هر شخصیت، سبک بصری فیلم نیز دگرگون می‌شود؛ استعاره‌ای از اینکه هر انسانی، حقیقت و گذشته را به شیوه‌ی خود بازسازی می‌کند.

در کنار این نوستالژی، حضور موجوداتی مانند مانانگال و باتیبا، بعد دیگری به اثر می‌بخشد. این کاراکترها تنها برای جلوه‌های ویژه نیستند، بلکه نماینده‌ی حافظه‌ی جمعی یک ملت به شمار می‌روند. فیلم با پیوند دادن بحران شخصی دو دوست به اسطوره‌های کهن، تضاد زیبایی میان حافظه‌ی فردی که رو به زوال است و حافظه‌ی تاریخی که پابرجاست، ایجاد می‌کند.

تیم سازنده و اقبال منتقدان

دوبلری این انیمیشن بر عهده‌ی تیمی از هنرمندان شناخته‌شده است. H.E.R. و لیزا سوبرانو به ترتیب وظیفه‌ی صداپیشگی شخصیت‌های جو و رایسا را بر عهده دارند. در کنار آن‌ها، نام‌هایی چون دیو فرانکو، جنی اسلیت، لی سالونگا و مانی جاسینتو نیز در فهرست صداپیشگان دیده می‌شود. تهیه‌کنندگی اثر را مارک سویفت بر عهده داشته و ترکیب کارگردان و نویسندگان آن، همان تیمی است که پیش‌تر در ساخت انیمیشن تحسین‌شده‌ی «گربه چکمه‌پوش: آخرین آرزو» همکاری داشتند.

واکنش‌ها به این اثر تاکنون بسیار امیدوارکننده بوده است. طبق آمار ثبت‌شده در زمان نگارش، ۹۵ درصد از ۱۳۱ نقد موجود در راتن تومیتوز، امتیاز مثبتی به فیلم داده‌اند. منتقدان آسوشیتدپرس به جهان بصری پرجنب‌وجوش و ارتباط عمیق اثر با مفهوم دوستی اشاره کرده‌اند و نشریه‌ی امپایر نیز اجرای صداپیشگان و خلاقیت در طراحی را از نقاط قوت اصلی این اثر دانسته است.

مطالب مرتبط

مشاهده همه