Animals؛ سقوط نقاب تمدن در تریلر تازه بن افلک
وقتی پای از دست دادن عزیزترینها در میان باشد، هیچ نقابی از جنس تمدن و اخلاق یارای ایستادگی ندارد. تریلر جنایی Animals دقیقاً بر همین لبه باریک میان انسانیت ظاهری و غریزه درونی حرکت میکند و میکوشد یک بحران خانوادگی را به بستری برای واکاوی خشونت، تفاوتهای طبقاتی و ماهیت اخلاق بدل سازد. نام اثر نیز مستقیماً به همین ایده اشاره دارد؛ موجودی که تا زمان آرامش، خود را پشت ارزشهای انسانی پنهان کرده است، اما با تهدید منافع و خانواده، چهره واقعی و حیوانیاش نمایان میشود. بن افلک در این پروژه سراغ موقعیتی رفته که در آن مرز میان یک سیاستمدار متمدن و نیازهای ابتدایی بقا بهتدریج فرو میریزد.
رویای سیاسی در برابر واقعیت خشن
مارک کیمبال با بازی بن افلک، چهرهای سیاسی در لسآنجلس است که برای رسیدن به جایگاه شهرداری و نهایتاً ریاستجمهوری خیز برداشته است. او در معرض دید همگان، سخنگوی همدلی، عدالت اجتماعی و فراگیری به شمار میرود؛ اما آدمربایی فرزندش این زندگی آرمانی را بهشدت در هم میشکند. او به همراه همسرش ابیگیل که کری واشینگتن نقش او را ایفا میکند، برای بازگرداندن کودک از زنی مرموز و قدرتمند به نام دیل برتون با بازی گیلیان اندرسون یاری میطلبد؛ کسی که در مذاکره و مدیریت بحران تبحر دارد. با این حال، ماجرا پیچشی غافلگیرکننده دارد: کودکی که دزدیده شده، در واقع فرزند خدمتکار خانواده، سیسیلیا، و همسر مهاجرش رامون است. از همین نقطه، اثر از یک پرونده ساده آدمربایی فراتر میرود و به نابرابری طبقاتی، مسئله مهاجرت، دورویی در سیاست و ارزش متفاوتی میپردازد که جامعه برای هر انسان قائل است.
تقابل طبیعت و تمدن
بنیادیترین پرسش Animals در عنوان آن نهفته است. انسان تا وقتی اوضاع بر وفق مرادش باشد، میتواند گمان کند موجودی پایبند به اخلاق است. اما هنگامی که پای از کف دادن چیزی باارزش پیش میآید، ممکن است همه اصول خود را نادیده بگیرد. مارک اکنون در شرایطی گرفتار آمده که عقاید سیاسیاش با نیاز به صیانت از خانواده برخورد میکند. آیا اخلاق در روزهای عادی بخشی از ذات آدمی است یا تنها برآمده از جایگاه امنی است که در آن ایستادهایم؟ این ایده از توان فلسفی بالایی برخوردار است، بهویژه هنگامی که در چارچوب رویارویی طبیعت و تمدن سنجیده شود. سیاستمداری که دم از برابری میزند، حالا با آزمونی روبهرو است که شعارهایش را به مبارزه میطلبد؛ با این وجود، Animals مفاهیم اجتماعی و سیاسی خود را آنگونه که شایسته است پرورش نمیدهد.
شخصیتهایی که به بلوغ نمیرسند
ضعف در پرداخت کاراکترها در این فیلم تنها به کمبود پیشینه خلاصه نمیشود؛ اشکال اصلی آنجاست که فیلمنامه مجال نمیدهد آدمها به موجودیتهایی مستقل، چندلایه و از لحاظ روانی قابلباور بدل شوند. آنها اغلب در حد ابزاری برای جلو بردن قصه و رساندن پیامهای اجتماعی متوقف میمانند:
- مارک: او بیشترین ظرفیت دراماتیک را دارد. برای ساخت یک نقش پیچیده، باید شاهد نبرد راستین میان باورهای اخلاقی و غریزه بقا میبودیم؛ نه آنکه او کاملاً به فردی تباه شده تبدیل شود و نه فقط پدری درمانده جلوه کند. اما متن از ورود جدی به این منطقه خاکستری سر باز میزند و تحول او بیتأثیر میماند.
- ابیگیل: او رازها و مشکلاتی در زندگی مشترک دارد که میتوانست بُعدی روانشناختی به قصه بیفزاید. زنی که همزمان با هراس، عذاب وجدان و ناخشنودی عاطفی دست و پنجه نرم میکند. با این حال، فیلم تنها از این بحرانها خبر میدهد بیآنکه به اعماق روح او راه یابد. کشمکشهای زناشویی او و مارک نیز بیشتر شبیه دعواهای گذراست تا حاصل سالها دوری عاطفی.
- دیل برتون: زنی سرد و مسلط که میتوانست فضایی رازآلود بسازد، اما اثر بیش از آنکه شخصیتی واقعاً مرموز خلق کند، بر ظاهر او تکیه دارد. پیوند او با گذشته و انگیزههای شخصیاش بهقدر کافی گسترش نمییابد و در نتیجه، به الگوی تکراری آدمهای حرفهای در تریلرها شبیه میشود.
- گروگانگیر: در روایتی که محور آن دزدی است، این کاراکتر باید از رفتار، گفتار یا برخورد با قربانی هویتی独立 پیدا کند. اما در اینجا بیشتر عاملی برای پیشبرد داستان است تا انسانی با جهان ذهنی مشخص. حتی اگر هویتش قرار است تا پایان نهان بماند، مخاطب باید از میان نشانهها به درکی ابتدایی میرسید؛ چیزی که در Animals دیده نمیشود.
تنها رامون و سیسیلیا در میان نقشهای فرعی پرداخت نسبتاً خوبی دارند. مخاطب میتواند پیوند میان جایگاه اجتماعی، آسیبپذیری و واکنشهای آنها را دریابد.
انباشت ایدههای نیمهکاره
یکی از کاستیهای مهم فیلمنامه، فراوانی مفاهیم اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است که هیچیک زمان لازم برای گسترش و رسیدن به نتیجهای دراماتیک پیدا نمیکنند. اثر چندین مضمون درخور تأمل را به درون داستان میآورد، اما بهجای برگزیدن یک محور مشخص و تعمیق آن، مدام میان ایدهها در رفتوآمد است. به همین دلیل، Animals در سطح مطرح کردن پرسشهای اجتماعی موفقتر عمل میکند تا در ارائه تحلیل و پرداخت سینمایی به آنها.





