کولبر و شوتی در قاب سینما؛ وقتی ابزار کار، همدلی جامعه را تغییر میدهد
در پهنه سینمای اجتماعی ایران، گاه یک تغییر ساده در جنس ابزار معیشت، مرز میان ترحم و قضاوت را جابهجا میکند. رضا صائمی، روزنامهنگار و منتقد سینما، با نگاهی به فیلم «اسکورت» سراغ همین گسست رفته است؛ جایی که کولبر و شوتی هر دو در زیستی پرمخاطرهاند، اما جامعه به یک چشم به آنها نمینگرد. به باور او، ماجرا از تفاوت در وسیله کار آغاز میشود و به شکلگیری واکنشهای عاطفی مردم میانجامد.
بار بر دوش تن یا بر چرخ خودرو
کولبری شغلی است که در آن بار مستقیماً بر پیکر انسان سوار میشود و همین امر باعث میگردد فشار اقتصادی بر کالبد او عیان باشد. صائمی بر این نکته پای میفشرد که فرسودگی و دشواری معیشت این قشر، به شکلی ملموس در اندامشان رخ مینماید.
در نقطه مقابل، شوتیگری قرار دارد که در آن اتومبیل جایگزین تن آدمی به عنوان سرمایه اصلی کار میشود. بر پایه گفتههای این منتقد، در این حرفه مخاطرهها بیشتر از راه رانندگی تند، گریز و برخوردهای جادهای بیرون میزند تا از فرسایش جسم.
بازنمایی و قضاوت اجتماعی
همین تفاوت در ابزار معیشت است که به گمان صائمی میتواند در داوری جامعه نسبت به این دو دسته نقش بازی کند. او تأکید دارد که «اسکورت» میکوشد به جای نگاه جرمانگارانه به شوتیها، بسترهای اجتماعی و اقتصادی پدیدآورنده این پیشه را واکاوی نماید.
این منتقد سینما یادآور میشود که راندن در مسیرهای شوتیگری نیز گونهای توانمندی حرفهای به شمار میآید، هرچند این توانایی در موقعیتی به کار بسته میشود که خطرات سنگینی در پی دارد. برای دریافت احوال این افراد، باید از داوری نخستین دست کشید و دید کدام شرایط آنها را بدین سمت رانده است.
عبور از برچسب غیرقانونی
از منظر صائمی، مطرح ساختن این بحث هرگز به معنای نادیده انگاشتن غیرقانونی بودن پارهای از فعالیتها نیست. مقصود آن است که میان حکم صادر کردن درباره یک عمل و شناخت احوال اجتماعی کسانی که بدان روی آوردهاند، تمایز نهاده شود.
چنین نگاهی در فیلم «اسکورت» پی گرفته شده تا مخاطب به جای صدور حکم، به فهم زمینههای شکلگیری این پدیده برسد؛ پدیدهای که در آن ماشین نهفقط وسیله نقلیه، که بدیل جسم انسان در چرخه کار است.





