عابد: بازیگران زیادی تمایلی به حضور در فیلمهای جنگی ندارند
سینمای جنگ همواره با چالشهای پنهان و آشکاری همراه است که کمتر در حاشیه نشستهای نمایش به گوش میرسد. در تازهترین رویداد از این دست، شامگاه دوشنبه ۱۱ آبانماه پردیس سینمایی چارسو میزبان بررسی اثر «آن سوی آوار» بود؛ جایی که محمدحسین عابد، تهیهکننده و نویسنده فیلم، پرده از موانع انسانی و مالی این تولید برداشت. او از رویگردانی شماری از هنرپیشگان در برابر آثار با مضمون نبرد سخن گفت و اینکه چگونه این کمبود پشتیبانی، کل پروژه را به مسیر دشوار ساخت با سرمایه شخصی کشاند.
زاویه نگاه عابد به خلق قصه و چالشهای تولید
عابد در ابتدای سخنانش با بازگشت به خاستگاه شکلگیری داستان اظهار کرد که ریشه اصلی کار به رخداد یک جنگ ناعادلانه بازمیگردد. به باور او، همین تجربه سبب شد تا تصمیم بگیرد واقعیت میدان نبرد را به مدد هنر روایت کند؛ ابزاری که از نگاه وی کارآمدترین اسلحه در دستان سازندگان است، حتی اگر بضاعت مالی اندک باشد.
وی در ادامه از چگونگی پرورش کاراکتر محوری داستان پرده برداشت و شخصیت محمدحسین را یک دانشمند هستهای معرفی کرد که در پی ساخت رادیوداروست. عابد توضیح داد که در مسیر روایت، تلاش این دانشمند برای رسیدن به هدفش با کارشکنی قدرتهای بزرگ جهانی مواجه میشود و همین تقابل، خط اصلی قصه را بنا نهاد.
تهیهکننده فیلم با اشاره به سختیهای فراوان در مرحله ساخت تصریح کرد که هیچ سازمان یا نهادی حاضر به پشتیبانی مالی از پروژه نشد. از همین رو، تمام مخارج به شکل شخصی پرداخت شد و کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل با تکیه بر علاقه و تعهد درونی خود در این راه قدم گذاشتند.
از دیگر گرفتاریهای جدی گروه، به گفته عابد، تنگی وقت و شرایط ویژه فیلمبرداری در ایام جنگ بود؛ دورانی که هر لحظه بیم حمله و اصابت موشک میرفت. پیش از شروع کار، با همه همکاران صحبت شد و توافق شد که اگر برای محل فیلمبرداری یا اطرافیان حادثهای رخ داد، کار تعطیل نشود و همه در کنار هم بمانند. خوشبختانه با توکل بر خداوند، پروژه به انجام رسید.
گلایه از کنارهگیری بازیگران و روایت کارگردان
نویسنده «آن سوی آوار» در بخش دیگری از نشست به انتخاب بازیگران اشاره کرد و گفت گزینههای گوناگونی مد نظر بوده و با برخی از آنها تماس برقرار شده است. با این حال، هنگامی که از قصد ساخت فیلمی درباره جنگ سخن به میان میآمد، با مقاومت برخی هنرمندان روبهرو میشدند. برخی از آنها به محض اطلاع از موضوع، عنوان میکردند که گرفتار هستند و امکان همکاری ندارند. عابد تأکید کرد که با هنرپیشگان بسیاری مذاکره شد، اما در پارهای از موارد صرفاً نام بردن از جنگ، علاقهای به مشارکت باقی نمیگذاشت.
محسن منشیزاده، کارگردان فیلم، درباره آغاز مسیر ساخت آن توضیح داد که ابتدا عابد داستان را با عنوان اولیه «رستگاری در رمضان» برای مطالعه در اختیار او گذاشت. او پس از خواندن قصه که با سرعت زیادی نگاشته شده بود، از آن خوشش آمد و بر این باور بود که همانطور که مردم در میدان حضور دارند، فعالان فرهنگی نیز باید نقش خود را ایفا کنند. به همین دلیل وارد پروژه شد و نوشتن فیلمنامه را پی گرفت.
کارگردان با ابراز تأسف از اینکه در مرحله تولید هیچیک از نهادهای وعدهدهنده همراهی نکردند، تنها مجموعهای که واقعاً پای کار ایستاد را گروه هنر و تجربه دانست و از زحمات دوستان این مجموعه قدردانی کرد.
دفاع از صراحت فیلم و نگاه منتقد مهمان
منشیزاده در واکنش به نقدهایی که اثر را به شعارزدگی متهم میکنند، بیان کرد که در ساخت فیلمهایی از این دست باید پذیرفت که گفتن صریح برخی مفاهیم بخشی از رسالت کار است. وی افزود: «قرار نیست از شعار دادن پرهیز کنیم؛ ما میخواهیم حرف خود را بیان کنیم و به مخاطب نشان دهیم که دشمن آن چیزی نیست که در تبلیغات خود معرفی میکند. هدف دشمن این است که همهچیز را از ما بگیرد و کشور را به خود وابسته کند. من تلاش کردم این مفهوم را در فیلم نشان دهم و بر این نکته تأکید کنم که دشمن به دنبال وابستگی ما به خود است. فیلم ما در واقع یک مانیفست انسانی بود.»
ناصر سهرابی، منتقد مهمان برنامه، با طرح مفهوم سینمای استراتژیک، فیلم را پیونددهنده دو موضوع مهم دانست: جنگ و تهدید جان انسانها از یک سو، و ترور دانشمندان هستهای از سوی دیگر. او معتقد است اثر منشیزاده و عابد در زمره آثار این جریان قرار میگیرد؛ سینمایی که میکوشد با وجود مفاهیم و شعارهای پسزمینه، با مخاطب ارتباط بگیرد. سهرابی از «رم، شهر بیدفاع» ساخته روبرتو روسلینی به عنوان یکی از نمونههای شاخص این گونه یاد کرد.
این منتقد در ادامه به نکات فنی فیلم پرداخت و استفاده مناسب از موسیقی را از محسنات کار برشمرد. به باور او، جلوههای ویژه بهویژه در صحنههای انهدام و انفجار بهخوبی اجرا شده و تأثیر لازم را دارد. با این حال، وی بر این عقیده بود که میشد از ظرفیت دراماتیک داستان برای همذاتپنداری عمیقتر مخاطب بهره بیشتری برد.
سعیده عرب، بازیگر فیلم، نیز با اشاره به پیشینه ۳۲ ساله خود در عرصه بازیگری و ایفای غالباً نقش مادر، دلیل پیوستنش به پروژه را فرزند جنگ بودن و دو سال خدمت داوطلبانه در کرمانشاه عنوان کرد. او قصه را برای خود بسیار ملموس یافت؛ روایتی از مادری که پسرش پزشک بود و در حالی که دارو تجویز میکرد، به خانوادهای که زندگیشان زیر آوار رفته بود پناه میداد. به گفته عرب، دغدغه آن مادر فراتر از دارو و درمان، نگرانی برای جامعه، کشور و انسانهای پناهآورده بود.
اجرای این نشست نقد و بررسی را علی زادمهر بر عهده داشت.





