هشدار تهیهکننده «اشنوگل» درباره رکود ساخت فیلم و آسیبهای فرهنگی
در حالی که سالنهای سینما با رکود ساخت و نمایش روبهرو هستند، یکی از تهیهکنندگان باسابقه کشور نسبت به پیامدهای فرهنگی این وضعیت هشدار داده است. ابراهیم اصغری معتقد است تولید در عرصه فیلمسازی ایران بهشدت کاهش یافته و بسیاری از دستاندرکاران این حرفه یا کار ندارند یا با حداقل فعالیت روزگار میگذرانند. او دستگاههای مسئول را به انجام اقدامی فوری فرا میخواند تا هزینههای جبرانناپذیری به پیکره فرهنگ وارد نشود.
ریشههای اقتصادی بحران در فیلمسازی
به گفته این سینماگر، مشکل بنیادین کشور در بخشهای گوناگون این است که فرایند تولید بهدلیل افت ارزش پول ملی، فعالیت دلالان در بازار ارز و سکه و نیز گرانی کالاها با اختلال مواجه شده است. بخشی از این نابسامانی هم به آن بازمیگردد که ساخت اثر دیگر توجیه مالی ندارد. سینما نیز از این قاعده جدا نیست؛ هرچند این مدیوم یک رسانه و ابزار فرهنگی است که در هر شرایطی باید سرپا بماند و پشتیبانی شود، اما در عمل چنین اتفاقی نمیافتد و در فهرست اولویتهای مدیران و مسئولان جایی ندارد.
اصغری در گفتوگو با ایرنا بیان کرد که به همین علت ساخت فیلم در ایران محدود شده است، با آنکه جوانان و عموم مردم زمان فراغتی دارند که یکی از بهترین فضاها برای پر کردن آن و برداشت فکری مطلوب، سالن تاریک سینماست. او افزود علاوه بر کم شدن ساخت، شمار زیادی از همکاران سینمایی و هنرمندان نیز بیکار یا کمکار شدهاند و این مسئله برای صنف مشکلاتی پدید آورده که نهادهای مرتبط باید برایشان چارهای بیندیشند. تهیهکننده «اشنوگل» (۱۳۹۵) یادآور شد که از این دوران بحرانی و جنگی و اقتصادی عبور خواهیم کرد، اما در آن زمان چیزهایی را از نظر فرهنگی از دست میدهیم که بازگشتناپذیر خواهد بود.
وقتی فقط کمدیها میفروشند
این تهیهکننده در پاسخ به اینکه بزرگترین آسیب پیشروی تولید چیست، توضیح داد یکی از علتها نبود بازده مالی است و همواره چنین بوده است. در یک دهه گذشته، بهجز تعداد اندکی فیلم به اصطلاح کمدی، دیگر آثار بازده اقتصادی نداشتند و در سالنها با استقبال چندانی مواجه نشدند.
او نخستین دلیل را شرایط اقتصادی و اجتماعی و نیز وجود رقیبانی مانند پلتفرمها دانست که مخاطبان میتوانند فیلمهای خارجی و ایرانی را از طریق آنها تماشا کنند. به باور وی، این امر باعث شده خیلیها دیگر رغبتی به رفتن به سینما نداشته باشند، هرچند به نظر میرسد حضور در سالن از نظر روحی و اجتماعی حالتی ایجاد میکند که شاید کمتر رقیبی داشته باشد و همین نبود سود مالی، تولیدات را به حداقل رسانده است. اصغری خاطرنشان کرد که سینما یک کالای فرهنگی است و در جایی به دید مردم میرسد؛ اگر فیلم ارزشمندی اکران شود و فروش نداشته باشد، ممکن است در پلتفرم و تلویزیون مخاطب داشته باشد و تأثیر فرهنگی خود را بگذارد، بنابراین دستگاههای دولتی موظف هستند از این تولیدات حمایت کنند. او هشدار داد که اگر چند سال آینده مشکلات اجتماعی، اقتصادی و نظامی برطرف شود، شرایط فرهنگیای که بهدلیل ساخته نشدن فیلم و مواجهه نیافتن مردم با تولیدات فاخر سینمایی پدید میآید، تأثیراتی بر جا میگذارد که با صدها میلیارد هزینه قابل جبران نیست؛ از همین رو با وجود پایین بودن بازده اقتصادی، حمایت از تولیدات از وظایف دستگاههای دولتی است تا به سرانجام برسد.
نقش پلتفرمها و ذائقه مخاطب
اصغری درباره تأثیر شبکه نمایش خانگی بر تولید سینما اظهار کرد که بیشترین منافع پلتفرمها از طریق سریالها و تبلیغات است، اما باید بدانند یکی از وظایفشان انعکاس خوب فیلمهای سینمایی و به نوعی حمایت از سینماست. به گفته او، پلتفرمها کمتر به فیلمهای سینمایی اهمیت میدهند و به همین دلیل این بخش از لحاظ اقتصادی نمیتواند شرایط خوبی برای سینماییها فراهم کند، در حالی که در حاکمیت فرهنگی کشور باید روابطی وجود داشته باشد که موظف باشند فیلمهای سینمایی را با شرایط بهتری از تهیهکنندگان و سازندگان تهیه کنند و در اختیار مردم بگذارند. این آثار باعث میشود سبد کالایی پلتفرمها پر شود و از طریق حضور این فیلمها در فروشگاههایشان میتوانند سریالهای پرمخاطب خود را عرضه کنند. وی تأکید کرد که باید ساز و کاری دیده شود تا بخشی از درآمد سریالها و تبلیغات در پلتفرمها به حمایت از تولیدات سینمایی اختصاص پیدا کند.
در ارزیابی از فروش فیلمها و ذائقه امروز تماشاگر، او گفت اگر معیار فروش باشد، کمدیها اقبال بیشتری دارند و میتوان گفت ذائقه مخاطب کمدی است، اما نباید فراموش کرد که به دلایل مختلف مخاطب سینمای ایران به چهار تا پنج درصد جمعیت رسیده و این گروه تمایل به کارهای طنز و بخشی هم اجتماعی دارند که مخاطبان دوم کمتر است؛ به همین دلیل نمیشود گفت اقبال مردم به کمدی است. باقی افرادی که به سینما نمیآیند نیز جزو مردم ایران هستند و ۵۰ درصد آنها میتوانند مخاطب سینما باشند، مشروط به اینکه فیلمهای مورد علاقهشان ساخته شود، تبلیغات کنند و در سالنهای بیشتری اکران شود و شرایط اقتصادی و اجتماعی بهگونهای باشد که رغبت کنند فیلمهای دلخواهشان را ببینند.
اصغری در پاسخ به اینکه آیا معادلات اکران براساس سلیقه مخاطب است یا آن را تغییر میدهد، تصریح کرد که این دو به نوعی لازم و ملزوم یکدیگرند و بخشی از ماجرا این است که سینما خود به خود میتواند جریانساز و هدایتگر باشد. او با اشاره به دهه ۶۰ و فیلمهایی چون «عقابها» و آثار جنگی که مخاطب زیادی جذب کردند و نیز در دهه بعد آثاری مانند «آژانس شیشهای» و «بازمانده» که فیلمهای ارزشمندی بودند و وجود مثبت فرهنگیشان برای جامعه بسیار زیاد بود، افزود:
- در سالهای اخیر کمدیهایی ساخته شد که گاهی ارزش فرهنگی هم نداشتند.
- حتی بخشی از اینها ضد فرهنگی بودند و توانستند روی جامعه و فرهنگ مخاطب تأثیر بگذارند.
- با توجه به اینکه مخاطب محدود به چهار پنج درصد رسیده، برای اینها به عنوان مخاطبان حرفهای سینما، آثار کمدی بیشتری تولید شده است.
- چون سرمایهگذارها احساس کردند ضمانت بازگشتن سود در اینهاست و این اتفاق دو طرفه است؛ هم سینما توانسته سطح ذائقه مخاطب را پایین بیاورد و هم مخاطب حرفهای طالب این فیلمها شده و این مسئله بر تولید و اکران تأثیر گذاشته است.
گفتنی است ابراهیم اصغری تهیهکنندگی آثاری چون قرارمون پارک شهر (۱۳۹۵)، او خوب سنگ میزند (۱۳۹۱)، پنجشنبه آخر ماه (۱۳۹۰)، شور شیرین (۱۳۸۸)، به کبودی یاس (۱۳۸۷)، شب حورا (۱۳۸۶)، مردی از جنس بلور (۱۳۷۷) و مردی شبیه باران (۱۳۷۵) را نیز بر عهده داشته است.





