موفقیت غیرمنتظره «کلیفیس» و پیام مهم آن برای آینده دنیای سینمایی دیسی
استودیوهای دیسی (DC Studios) بار دیگر به صدر جدول فروش گیشه بازگشتهاند؛ اما این بار نه با یک داستان ابرقهرمانی کلاسیک مانند «سوپرمن» (Superman) به کارگردانی جیمز گان (James Gunn)، بلکه با یک فیلم ترسناک بدنی و دارای ردهبندی R به نام «کلیفیس» (Clayface). این فیلم پس از شکست سنگین «سوپرگرل» (Supergirl) در تابستان، ناجی تازه دنیای سینمایی دیسی شده است. این اتفاق یک پیروزی برای استودیو محسوب میشود، اما همزمان پرسشهای زیادی را درباره آینده این جهان سینمایی پیش میکشد.
داستان منشأ این شخصیت شرور دنیای «بتمن» (Batman) را جیمز واتکینز (James Watkins) کارگردانی کرده و توانسته در افتتاحیه داخلی به ۲۴ میلیون دلار برسد. این فیلم همچنین ۱۹ میلیون دلار در بازارهای بینالمللی فروش داشته تا مجموع افتتاحیه جهانی آن به ۴۳ میلیون دلار برسد. با توجه به بودجه تولید ۴۴ میلیون دلاری، این شروع بسیار محکمی است؛ بهویژه اینکه در تعطیلات هالووین هیچ فیلم ترسناک بزرگ یا اکران گسترده استودیویی دیگری وجود ندارد و «کلیفیس» به انتخاب اصلی مخاطبان در ترسناکترین روزهای سال تبدیل شده است.
«کلیفیس» یک فیلم مستقل در دنیای دیسی است که روی مت هیگن (Matt Hagen) با بازی تام ریس هریس (Tom Rhys Harries)، ستاره هالیوودی متمرکز است که برای ترمیم چهره بدشکل خود به یک درمان علمی آزمایشی روی میآورد. داستان به روایتی خشن از انتقام تبدیل میشود. فیلمنامه این اثر را مایک فلنگن (Mike Flanagan)، استاد ژانر وحشت، به همراه حسین امینی (Hossein Amini) نوشته است.
فیلم «جوکر» (Joker) محصول ۲۰۱۹ بزرگترین قمار دیسی بود که به پدیدهای میلیاردی در گیشه تبدیل شد. روی کاغذ، این فیلم نزدیکترین خویشاوند به «کلیفیس» است. البته «کلیفیس» قرار نیست به آن سقفهای فروش نجومی برسد. این موضوع به معنای موفق نبودن آن نیست، اما سطح این موفقیت چیزهای زیادی درباره اینکه دنیای جدید دیسی در آینده نزدیک چه میتواند و چه نمیتواند باشد، به ما نشان میدهد.
«کلیفیس» درهای تازهای به روی دنیای دیسی میگشاید
در نگاه اول، این فیلم همه ویژگیهای یک اثر پرفروش را دارد که هر استودیویی از داشتن آن خوشحال میشود. «کلیفیس» امتیاز ۷۶ درصدی منتقدان را در سایت راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) دارد. مهمتر از آن، امتیاز ۹۴ درصدی مخاطبان و نمره A- در سینماسکور (CinemaScore) است؛ اتفاقی که برای یک فیلم ترسناک واقعاً نادر است.
کریس اوانجلیست (Chris Evangelist) از رسانه /Film در نقد خود «کلیفیس» را یک «اسپینآف خونین از یک شرور» نامید که از نظر روایی «بیشکل» است و نگاه چندان مثبتی نداشت. با این حال، فیلم به شکل معناداری با مخاطبان ارتباط برقرار کرده است. برای برادران وارنر (Warner Bros.) و استودیوهای دیسی، همین موضوع برای سودآوری اهمیت بیشتری دارد. به نظر میرسد تبلیغات دهانبهدهان خوب است و همین به فیلم کمک میکند تا بهراحتی در سینماها به سوددهی برسد.
زاویه دید همهچیز است. اوضاع برای «سوپرگرل» پس از افتتاحیه ۳۷ میلیون دلاری داخلی، خیلی زود از بد به بدتر رفت. ساخت این فیلم پیش از احتساب هزینههای تبلیغات، ۱۷۰ میلیون دلار خرج برداشت و در نهایت تنها به ۱۲۶ میلیون دلار فروش جهانی رسید تا به یک فاجعه تمامعیار تبدیل شود. اگر بودجه آن ۵۰ میلیون دلار بود، قطعاً امروز درباره آن صحبت دیگری میکردیم.
کاری که این فیلم انجام میدهد، گشودن مسیرهای تازه برای دنیای دیسی است. قرار نیست همهچیز در حد و اندازه «بتمن» یا «سوپرمن» باشد. این فیلم یک الگوی مناسب برای بقیه آثار فراهم میکند.
سطح توقع از فیلمهای کمیکبوکی پایین آمده است (و این بد نیست)
«کلیفیس» جهان سینمایی جیمز گان را گسترش میدهد، اما مهمتر از آن، راه را برای فیلمهای بعدی هموار میکند. اگر فیلمسازان بتوانند یک شخصیت درجهدوم یا سوم دیسی را بردارند و با بودجهای معقول نگاهی متفاوت به آن ارائه دهند، ناگهان فهرست کمیکهای دیسی پر از فرصتهای تازه میشود.
چه عمدی بوده و چه نبوده، استودیو دیسی با این فیلم نشان داد که بازار را درک کرده است. ابرقهرمانها دیگر مانند دهه ۲۰۱۰ میلادی تضمینشده پرفروش نیستند. بیشتر موفقیتهای بزرگ امروز مربوط به فرنچایزهای تثبیتشده و درجهیک مانند «بتمن» یا «مرد عنکبوتی» (Spider-Man) است. حتی «سوپرمن» هم با اما و اگرهایی همراه بود. این فیلم با فروش ۶۱۸ میلیون دلاری پرفروشترین فیلم کمیکبوکی ۲۰۲۵ شد، اما این رقم کمتر از فروش ۶۷۰ میلیون دلاری «مرد پولادین» (Man of Steel) در سال ۲۰۱۳ است.
ممکن است برخی اشاره کنند که فیلم بدنام «موربیوس» (Morbius) با افتتاحیه ۳۹ میلیون دلاری و فروش جهانی ۱۶۷ میلیون دلاری، شروع بهتری نسبت به «کلیفیس» داشت؛ اما آن فیلم ۷۰ میلیون دلار بودجه داشت و با نقدهای فاجعهباری روبهرو شد. ساخت یک فیلم ژانری بسیار خوشساخت با حدود ۶۰ درصد آن بودجه، گزینه بسیار بهتری است.
نکته اصلی این است که سطح توقع برای بیشتر فیلمهای کمیکبوکی پایین آمده است. استودیوها باید در ساخت فیلمهایی با محوریت شخصیتهای غیرِدرجهیک واقعبین باشند. هالیوود مدتهاست با مشکل بودجه دستوپنجه نرم میکند و زمان حسابرسی فرا رسیده است. «کلیفیس» به نوعی پاسخ خلاقانه استودیو دیسی به همین مشکل است.
اگر این فیلمها بلیت کمتری میفروشند، باید سطح موفقیت را پایین آورد و مخاطب هدف مشخصتری را راضی نگه داشت. این یک مسیر پایدار برای موفقیت است.





