ورود

کمال تبریزی: از سینمای جنگ تا مقاومت، مسئله هنوز پابرجاست

منبع: خبرآنلاین - فرهنگ ۵ دقیقه مطالعه
کمال تبریزی: از سینمای جنگ تا مقاومت، مسئله هنوز پابرجاست

نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت در حالی آغاز به کار کرد که یکی از کارگردانان باسابقه سینمای ایران، در نخستین روز آن، نگاهی انتقادی و در عین حال تجربه‌محور به مفهوم جنگ و بازنمایی آن در سینما داشت. کمال تبریزی، در کارگاه انتقال تجربه که در پردیس سینمایی ملت برگزار شد، تلاش کرد پیوندی میان خاطرات نسل خود از سال‌های جنگ و ضرورت یافتن زبان مستقل در فیلمسازی برقرار کند؛ نشستی که بخش قابل توجهی از آن به گفت‌وگوی بی‌واسطه با هنرجویان و فعالان سینما اختصاص یافت.

تغییر نام‌ها و پرسش بی‌پاسخ بشر

به باور این فیلمساز، برچسب‌هایی مانند سینمای جنگ یا سینمای دفاع مقدس در گذر زمان جای خود را به عنوان «سینمای مقاومت» داده‌اند، اما در ورای این دگرگونی واژگانی، یک معمای تاریخی دست‌نخورده باقی است: دلیل نزاع انسان‌ها و اصرار برخی برای تحمیل زورمدارانه خواسته‌هایشان به دیگران چیست؟ تبریزی تصریح کرد که برداشت او از مقوله جنگ، بیش از آنکه ریشه در پژوهش‌های آکادمیک تاریخ نظامی داشته باشد، محصول زیست نسل او در فضای جنگ ایران و عراق و لمس مستقیم شرایط آن دوران است. او خاطرنشان کرد که شعله‌ور شدن آتش جنگ برای بسیاری از جوانان هم‌نسل او، از جمله خودش، به محرکی برای گام نهادن در مسیر سینما تبدیل شد. گروهی از این دلباختگان بدون تکیه بر چارچوب‌های آموزش عالی، با جمع‌آوری سرمایه شخصی، از استادان برای فراگیری هنر دعوت می‌کردند و همین طی طریق، بعدها پای برخی را به مناطق عملیاتی و ساخت مستند گشود.

«روایت فتح» و تولد یک نگاه مستقل

در ادامه این کارگاه، تبریزی مجموعه «روایت فتح» را الگویی دانست که از سطح ثبت محض یک رخداد فراتر رفت و به منظومه‌ای مشخص در مستندسازی جنگ بدل شد. او یادآور شد که در آن سال‌ها آثار مستند گوناگونی تولید می‌گردید، اما این شهید مرتضی آوینی بود که با حضور و نگاه خود، «روایت فتح» را به یک جریان اثرگذار تبدیل کرد؛ به طوری که تداوم و یکپارچگی آن بیش از هر عامل دیگری با جهان‌بینی و شیوه دیدن آوینی گره خورده بود. تبریزی برای روشن‌تر شدن تفاوت‌ها، به مستندی با نام «شهادت‌طلبان» اشاره کرد که او و همراهانش در روزهای آغازین جنگ ساخته بودند؛ اثری که هرچند در جشنواره تاشکند جایزه گرفت، اما در مقایسه، بیشتر یک وقایع‌نگاری هیجان‌زده از التهاب روزهای نخست بود. از منظر او، تمایز اصلی در این بود که در آن دسته آثار، تحت تأثیر هیجان واقعه، شتاب برای ثبت هرچه سریع‌تر رخدادها حاکم بود، حال آنکه در «روایت فتح» پیش از ضبط، واکاوی و تأمل درباره انگیزه‌ها و ویژگی‌های انسانی صورت می‌گرفت. او همچنین دیدگاهی شخصی را مطرح کرد مبنی بر اینکه برخی ویژگی‌های ساختاری که بعدها در بخشی از سینمای جنگ جهان دیده شد، پیش‌تر در «روایت فتح» وجود داشته است.

ضرورت جهان شخصی و پرهیز از کلیشه

تبریزی خطاب به فیلمسازان جوان تأکید کرد که اگر هنرمندی تمام همتش را صرف بازسازی اثری کند که پیش‌تر دوست داشته است، در نهایت چیزی به پیکره سینما نمی‌افزاید. از نگاه او، کارگردان موفق کسی است که زبان، قواعد ارتباطی و جهان خودش را خلق کند؛ جهانی که حتی بدون دیدن تیتراژ، بتوان رد صاحب اثر را در آن یافت. او با اشاره به فیلمسازانی مانند تارکوفسکی توضیح داد که سینمای مؤلف زمانی متولد می‌شود که شیوه نگاه، ریتم و انتخاب موضوع، هویتی یکتا پیدا کند. این اصل در سینمای مقاومت اهمیتی دوچندان دارد، چرا که انبوه شعارها و قالب‌های تثبیت‌شده می‌تواند فیلمساز را در جریان غالب مستهلک کرده و مجال بروز فردیت را از او بگیرد. تبریزی ریشه کلیشه را در تکرار و تقلید دانست و افزود: «فیلمنامه هنوز فیلم نیست و نمی‌توان صرفاً با خواندن یک متن فهمید محصول نهایی دقیقاً چه خواهد بود.» او برای تبیین این مطلب به روایت‌های سینمایی گوناگون از ژاندارک اشاره کرد که چگونه یک داستان واحد در دست دو فیلمساز، به دو جهان کاملاً متفاوت بدل می‌شود.

«لیلی با من است» و عبور از جریان غالب

برای تبیین لزوم نگاه از زاویه‌ای دیگر، تبریزی به تجربه ساخت «لیلی با من است» پرداخت. او گفت در فضای جنگ، تصویر غالب از یک رزمنده، فردی مشتاق اعزام به جبهه بود، اما ایده جذاب برای او دقیقاً از وارونه کردن این وضعیت شکل گرفت؛ اینکه اگر شخصیت اصلی اساساً تمایلی به جنگ نداشته باشد و ترس سد راه او شود چه اتفاقی می‌افتد؟ به گفته او، شخصیت صادق مشکینی درست از دل همین تضاد جان گرفت؛ انسانی که جهانش با فضای غالب پیرامونش تفاوت دارد. تبریزی کیفیت پشت صحنه را نیز مستقیماً با نتیجه نهایی مرتبط دانست و معتقد است فیلمی که در پشت صحنه ناسالم و پرتنش تولید شود، به‌سختی می‌تواند اثر خوبی از آب درآید، همان‌گونه که یک گروه هماهنگ و خلاق، احتمال رسیدن به فیلم بهتر را افزایش می‌دهد.

هنر، آموزش و تحقیق میدانی

در بخش دیگری از این نشست، تبریزی در پاسخ به هنرجویان گفت که کلاس و دانشگاه می‌توانند تکنیک و اطلاعات را منتقل کنند، اما «هنرمند شدن» با گذراندن دوره آموزشی تضمین نمی‌شود. او این وضعیت را به خوانندگی تشبیه کرد و افزود کسی که حنجره و استعداد پایه ندارد، با صد سال کلاس لزوماً خواننده نمی‌شود. به باور او، سینما نیز قواعد ثابت ندارد و فیلمساز باید پس از آموختن ابزار، آن‌ها را در خدمت جهان خود قرار دهد. تبریزی همچنین درباره شرط لازم برای ورود به جهان جنگ گفت که تجربه مستقیم الزامی نیست، اما تحقیق عمیق و میدانی ضروری است. او با مثال زدن از استنلی کوبریک توضیح داد که فیلمساز باید آن‌قدر تحقیق کند که در برابر خطاهای فنی و برداشت‌های سطحی آسیب‌پذیر نباشد. او از تجربه ساخت نخستین فیلم سینمایی خود، «عبور»، گفت که طی آن حدود شش ماه با نیروهای تیپ الغدیر یزد زیست و جزئیات زندگی و انگیزه‌هایشان را ثبت کرد. این شناخت باعث شد هنگام نوشتن و ساخت، با پشتوانه بتواند درباره جزئیات نظامی و انسانی اثر صحبت کند. تجربه مشابهی نیز در سریال «دوران سرکشی» تکرار شد؛ جایی که برای پرداختن به موضوع دختران فراری، مدت‌ها با مراکز بهزیستی در تماس بود تا پیچیدگی‌های واقعی موضوع را کشف کند. تبریزی در پایان، فیلم کوتاه را بهترین امکان برای اثبات جهان شخصی فیلمساز دانست.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
نخستین فیلم بلند ایران، طعمه شعله‌های مایاک شد؛ از «آبی و رابی» تا گم‌شده‌های جهان
سینمای ایران

نخستین فیلم بلند ایران، طعمه شعله‌های مایاک شد؛ از «آبی و رابی» تا گم‌شده‌های جهان

سینمای حرفه‌ای ایران در نخستین گام‌هایش، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای خود را نه در قفسه‌های آرشیو، که در میان زبانه‌های آتش یک سالن نمایش قدیمی جست‌وجو می‌کند.

خبرآنلاین - فرهنگ