ورود

وداع با پیتر مداک؛ از «احضار» تا کارگردانی در «بریکینگ بد»

منبع: خبرآنلاین - فرهنگ ۵ دقیقه مطالعه
وداع با پیتر مداک؛ از «احضار» تا کارگردانی در «بریکینگ بد»

کارگردانی که روزگاری مارتین اسکورسیزی فیلم ترسناکش را «سرشار از اندوه و هراس» توصیف کرده بود، اکنون در هشتاد و هشت سالگی چشم از جهان فروبست. پیتر مداک، سینماگر بریتانیایی‌ـ‌مجارستانی با کارنامه‌ای پربار در عرصه فیلم و تلویزیون، دار فانی را وداع گفت. او که بیش از هر چیز با ساخت آثاری چون «احضار»، «برادران کری» و «بگذار داشته باشد» شناخته می‌شد، سال‌های پایانی فعالیت هنری خود را به کارگردانی در مجموعه‌های تلویزیونی مطرحی همچون «بریکینگ بد» و «وایر» اختصاص داده بود. خبر درگذشت این هنرمند در حالی منتشر می‌شود که میراث سینمایی او، از فیلم‌های جنایی دهه نود میلادی تا اقتباس‌های درخشان تئاتری، همچنان در خاطر علاقه‌مندان سینما زنده است.

از فرار جنگی تا نخستین تجربه‌های سینمایی

مداک در سال ۱۹۳۷ در کشور مجارستان دیده به جهان گشود. دوران کودکی او با التهابات جنگ جهانی دوم گره خورد؛ زمانی که وی به‌همراه خانواده یهودی‌اش ناگزیر به زندگی در خفا شد. پس از آن و در پی وقوع قیام مجارستان، او از زادگاهش گریخت و راهی لندن شد. در پایتخت بریتانیا، عمه‌اش که خواننده‌ای سرشناس در عرصه اپرا و چهره‌ای بین‌المللی به‌شمار می‌رفت، حامی او بود. به‌واسطه ارتباطات عمه، وی ابتدا به‌عنوان کارآموز در استودیوی تولید فیلم‌های خبری «اسوشیتد بریتیش پاته» مشغول به‌کار شد و رفته‌رفته جایگاه خود را در بخش‌های مختلف تثبیت کرد. او مدتی نیز در بخش تدوین، در کنار فیلم‌سازی که بعدها «ارابه‌های آتش» را کارگردانی کرد، فعالیت نمود.

کارنامه حرفه‌ای مداک با دستیاری کارگردانان مطرحی همچون جون لیتلوود در «گنجشک‌ها آواز نمی‌خوانند» و گای همیلتون در «تشییع جنازه در برلین» غنی‌تر شد. سرانجام در سال ۱۹۶۸، او نخستین فیلم بلند سینمایی خود را با عنوان مهیج و اروتیک «نگاتیوها» و با حضور پیتر مک‌انری و گلندا جکسون کارگردانی کرد تا رسماً نامش به‌عنوان کارگردان ثبت شود.

اقتباس‌های موفق و بزرگ‌ترین فاجعه زندگی

در ادامه مسیر هنری، مداک به سراغ اقتباس از نمایشنامه‌های شاخص رفت. سال ۱۹۷۲ برای این فیلم‌ساز سال پرباری بود؛ چرا که دو اثر او با نام‌های «روزی در مرگ جو اِگ» (به نویسندگی پیتر نیکولز) و «طبقه حاکم» (نوشته پیتر بارنز) روی پرده رفتند. بازی درخشان پیتر اوتول در فیلم دوم، نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را برای او به همراه داشت و هر دو اثر با استقبال خوبی مواجه شدند.

اما این موفقیت‌های پیاپی دوام چندانی نداشت و تنها دو سال بعد، ساخت فیلم «شبح در آفتاب نیمروز» با بازی پیتر سلرز، مسیر زندگی حرفه‌ای او را دستخوش تغییر کرد. این پروژه که به یکی از بدنام‌ترین تولیدات تاریخ سینما بدل شد، به‌دلیل رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر سلرز با هزینه‌هایی بسیار فراتر از بودجه مواجه گشت و بیش از یک دهه طول کشید تا سرانجام به‌صورت ویدئوی خانگی عرضه شود. خود مداک بعدها درباره این شکست سنگین چنین گفت: این واقعه «بزرگ‌ترین فاجعه زندگی‌ام» بود. او حتی در سال ۲۰۱۸ با ساخت مستندی درباره این تجربه تلخ، آن را در جشنواره فیلم ونیز به نمایش گذاشت.

تولد دوباره با یک شاهکار وهم‌آلود

مداک که اعتبار خود را پس از آن فاجعه از دست داده بود، نخست با ساخت یک کمدی با بازی گراهام چپمن تلاش کرد به عرصه بازگردد، اما این بازگشت واقعی با فیلم «احضار» رقم خورد. این فیلم وهم‌آلود که در سال ۱۹۸۰ تولید شد، قصه یک آهنگ‌ساز را روایت می‌کند که خانه‌ای تسخیرشده را اجاره می‌کند. جورج سی. اسکات در این اثر ایفای نقش کرده بود و جالب آنکه مارتین اسکورسیزی از آن به‌عنوان یکی از فیلم‌های ترسناک محبوبش یاد می‌کرد.

پس از آن، فیلم‌ساز دوباره به سینمای جنایی روی آورد و دو فیلم پرسروصدا در بریتانیا کارگردانی کرد:

  • برادران کری (۱۹۹۰): در این فیلم، گری و مارتین کمپ از اعضای گروه اسپانداو باله، در قامت رونالد و رجی کری، برادران دوقلوی گانگستر ظاهر شدند.
  • بگذار داشته باشد: روایتی از پرونده جنجالی درک بنتلی، جوان نوزده ساله‌ای که در سال ۱۹۵۳ به اتهام قتل یک پلیس به دار آویخته شد، در حالی که او شخصاً ماشه را نکشیده بود. این فیلم بعدها با نام «رومئو در حال خون‌ریزی است» در سال ۱۹۹۳ و با حضور گری اولدمن، راهی هالیوود شد.

خداحافظی تلخ نویسندگان باند و یادگاری در قاب تلویزیون

فعالیت‌های مداک در سال‌های پایانی به تلویزیون معطوف شد. او قسمت‌های متعددی از مجموعه‌های مطرحی نظیر نسخه احیاشده «منطقه گرگ‌ومیش»، مجموعه گلچین «تئاتر افسانه‌ای»، شش قسمت از «قتل: زندگی در خیابان» (از سال ۱۹۹۴) و یک قسمت از «وایر» (در سال ۲۰۰۲) را کارگردانی کرد. همچنین در کارنامه او همکاری در مجموعه‌های پرمخاطب دیگری چون «هاوس»، «برکینگ بد» و «آدم‌خوار» به چشم می‌خورد.

نیل پرویس و رابرت وید که بعدها فیلم‌نامه «اسکای‌فال» و «زمانی برای مردن نیست» را نوشتند و نخستین تجربه فیلم‌نامه‌نویسی‌شان را با «بگذار داشته باشد» و با کارگردانی مداک پشت سر گذاشتند، در واکنش به درگذشت وی پیامی احساسی منتشر کردند:

«پیتر نخستین فیلم ما را کارگردانی کرد و نمی‌توانستیم همکاری مهربان‌تر و محترمانه‌تری از او انتظار داشته باشیم. فوق‌العاده بود که این فیلم‌ساز باتجربه با ما همچون همکارانی برابر رفتار می‌کرد؛ فیلم‌سازی که پس از ساخت اثر هیجان‌انگیز و غافلگیرکننده «برادران کری»، بار دیگر شاهد رونق گرفتن فعالیت سینمایی خود بود. او دوست خوبی بود و دلمان برای ناهار خوردن با او و گفت‌وگو درباره پروژه‌های آینده‌ای که همچنان مشتاق ساختشان بود، تنگ خواهد شد.»

گفتنی است پیتر مداک در طول زندگی شخصی خود سه بار پیوند زناشویی بست؛ بار نخست با کاترین لا کرمانس (۱۹۶۳ تا ۱۹۷۲)، سپس با کارولین سیمور (۱۹۷۳ تا ۱۹۸۴) و در نهایت با جولیا میگنس که این رابطه از سال ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۳ به طول انجامید.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
نخستین فیلم بلند ایران، طعمه شعله‌های مایاک شد؛ از «آبی و رابی» تا گم‌شده‌های جهان
سینمای ایران

نخستین فیلم بلند ایران، طعمه شعله‌های مایاک شد؛ از «آبی و رابی» تا گم‌شده‌های جهان

سینمای حرفه‌ای ایران در نخستین گام‌هایش، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای خود را نه در قفسه‌های آرشیو، که در میان زبانه‌های آتش یک سالن نمایش قدیمی جست‌وجو می‌کند.

خبرآنلاین - فرهنگ