ورود

وقتی سینما از کتاب سبقت می‌گیرد؛ راز اقتباس‌های ماندگار

منبع: دیجی‌کالا مگ ۴ دقیقه مطالعه
وقتی سینما از کتاب سبقت می‌گیرد؛ راز اقتباس‌های ماندگار

تصور عمومی بر این است که هرچه یک اثر سینمایی به منبع ادبی خود پایبندتر باشد، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد؛ اما تاریخ سینما روایتی متفاوت دارد. واقعیت این است که مرغوبیت یک رمان، تضمین‌کننده کیفیت نسخه سینمایی آن نیست و گاهی دقیقاً برعکس، جسارت در تغییر و حذف بخش‌هایی از داستان است که به خلق یک شاهکار می‌انجامد. از «درخشش» گرفته تا «رگ‌یابی»، نمونه‌های بی‌شماری وجود دارند که ثابت می‌کنند موفقیت در اقتباس، بیش از آنکه در گرو بازسازی مو‌به‌مو باشد، به درک درست از ظرفیت‌های مدیوم سینما و جسارت در بازآفرینی وابسته است.

معمای اقتباس؛ فرمولی قطعی وجود ندارد

هیچ قاعده‌ی ثابتی برای تبدیل یک رمان به فیلمی موفق وجود ندارد و نمی‌توان کیفیت نسخه‌ی نهایی را صرفاً بر اساس اثر مبدأ پیش‌بینی کرد. گاهی موج هیاهوی پیرامون یک اثر، فیلم‌سازان و تماشاگران سخت‌گیر را نیز با خود همراه می‌کند؛ همانند فیلم جنجالی امسال کریستوفر نولان، «ادیسه»، که تماشایش به بخشی از گفت‌وگوهای عمومی بدل شد، یا «بلندی‌های بادگیر» به کارگردانی امرالد فنل که پیش از اکران، بحث‌های فراوانی برانگیخت. با این حال، به‌ندرت پیش می‌آید مخاطبان پس از ترک سالن سینما احساس کنند تصویر ذهنی‌شان از کتاب به‌طور کامل بازسازی شده است. معمولاً واکنش‌ها حول محور اعتراض به تغییرات، انتخاب بازیگران یا ساده‌سازی روایت می‌چرخد؛ اتفاقی که برای اقتباس «باشگاه قتل پنجشنبه» در سال گذشته رخ داد و آن را به نمونه‌ای بحث‌برانگیز تبدیل کرد.

کتاب «کتابش بهتر بود» با بررسی طیف وسیعی از آثار، از نمایش موزیکال «هیت‌کلیف» و فیلم ناموفق «جزیره دکتر مورو» محصول ۱۹۹۶ گرفته تا نسخه سه‌قسمتی «اطلس شانه بالا انداخت»، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه چیزی یک اقتباس را موفق می‌کند. آنتونی برجس، خالق «پرتقال کوکی»، معتقد بود که اقتباس‌های درخشان اغلب از دل داستان‌های درجه‌دو یا درجه‌سه بیرون می‌آیند. در مقابل، برخی بر این باورند که کلاسیک‌ها در قالب سریال فرصت بهتری برای گسترش دارند، هرچند نمونه‌های سینمایی بسیاری این قواعد را نقض کرده‌اند. برای نمونه، سه فیلم مهم اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ یعنی «آرواره‌ها»، «پدرخوانده» و «جن‌گیر»، از رمان‌هایی اقتباس شدند که لزوماً شاهکار ادبی نبودند اما به آثاری استثنایی بدل گشتند. در نقطه مقابل، رمان‌های بزرگی چون «واسطه» و «یوزپلنگ» نیز به فیلم‌هایی درخشان تبدیل شده‌اند، در حالی که ضعف‌های کتاب‌هایی مانند «رمز داوینچی» و «پنجاه طیف گری» به نسخه سینمایی آن‌ها نیز راه یافته است.

جسارت در فاصله گرفتن از متن

برخی آثار ادبی به دلیل ساختار باز خود، پتانسیل بیشتری برای بازآفرینی دارند. رمان‌های جین آستن با طرح‌های عاشقانه و موانع میان شخصیت‌ها، الگوهایی منعطف ارائه می‌دهند که در دوره‌های مختلف قابل بازتفسیرند؛ فیلم «بی‌سرنخ» نمونه بارز این رویکرد است که داستان آستن را به دنیای معاصر نوجوانان می‌برد. به همین ترتیب، می‌توان ردپای «رابینسون کروزوئه» را در «مریخی» یا تأثیر «سرود کریسمس» را در فیلم‌های کریسمسی فراوانی یافت. داستان‌های کوتاه نیز به دلیل غافلگیری‌های ناگهانی و حرکت سریع به سمت پایان، منابع خوبی هستند؛ فیلم «حالا نگاه نکن» بر اساس داستانی از دافنه دوموریه، نشان‌دهنده قدرت یک روایت فشرده است. اسطوره‌ها و قصه‌های پریان نیز به دلیل خلأها و ریشه‌های مبهم‌شان، به فیلم‌ساز اجازه می‌دهند تا با تخیل خود، داستانی آشنا را به شکلی تازه روایت کند.

در بسیاری از موارد، کلید موفقیت در فاصله گرفتن آگاهانه از متن اصلی نهفته است. پل توماس اندرسن در این باره توصیه می‌کند: «آن بخش‌هایی را که لازم دارید بدزدید و بعد با تمام سرعت فرار کنید.» آلفرد هیچکاک نیز پیش از ساخت «پرندگان»، داستان اصلی را تنها یک بار خواند و دیگر به آن فکر نکرد. حتی نقل شده که زمانی از یکی از فیلم‌نامه‌نویسان خواسته شد رمانی را که قرار بود اقتباس کند، نخواند؛ زیرا شرکت سازنده تصور می‌کرد آشنایی بیش از اندازه با کتاب، روند خلاقانه را مختل می‌کند.

تفاوت ماهوی کتاب و سینما

دنیس لهان، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس، تفاوت کتاب و فیلم را به تفاوت «سیب و زرافه» تشبیه کرده است. اقتباس در واقع فرایند ترجمه یک روایت از زبان کلمات به زبان تصویر است و نمی‌توان انتظار داشت دو رسانه متفاوت، عملکردی یکسان داشته باشند. فیلم‌ساز باید زبان سینمایی مستقل خود را بیابد و داستان را متناسب با امکانات این مدیوم بازگو کند. نمونه شاخص این رویکرد، فیلم «فرزندان انسان» ساخته آلفونسو کوارون در سال ۲۰۰۶ است. این فیلم رمان فلسفی پی. دی. جیمز را به تریلری آخرالزمانی درباره عوام‌گرایی و برخورد جوامع با مهاجران تبدیل می‌کند که با وجود گذشت سال‌ها، همچنان اثری معاصر به نظر می‌رسد؛ ویژگی‌ای که مورد استقبال خود نویسنده نیز قرار گرفت.

مطالب مرتبط

مشاهده همه