ورود

مدیری و سقوط در چاه نوستالژی؛ وقتی «مرد سه‌هزارچهره» هم نجاتش نداد

منبع: خبرآنلاین - فرهنگ ۴ دقیقه مطالعه
مدیری و سقوط در چاه نوستالژی؛ وقتی «مرد سه‌هزارچهره» هم نجاتش نداد

روزگاری شنیدن نام مهران مدیری برای نشستن پای قاب کوچک کافی بود؛ اما امروز ورق برگشته و او به چهره‌ای بدل شده که در هر سه عرصه اصلی تصویر، طعم ناکامی را چشیده است. فیلم «ساعت ۶ صبح» در سینما، مجموعه «قهوه پدری» در پلتفرم‌های اینترنتی و به‌ویژه دو سریال پیاپی «شش‌ماهه» و «مرد سه‌هزارچهره» در رسانه ملی، گواه این ادعا هستند که دوران طلایی این کارگردان سپری شده است. حالا بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که پراکندگی فعالیت‌ها و فاصله اندک میان تولیدات، باعث شده تا تمرکز لازم برای خلق اثری درخور نام و سابقه او از میان برود. در تازه‌ترین نمونه، بازگرداندن یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های کمدی تلویزیون نیز نتوانست جانی دوباره به کارنامه مدیری ببخشد و تنها غبار خاطرات قدیمی را تکرار کرد.

رویای بازگشت با مسعود شصت‌چی که تعبیر نشد

قرار بود «مرد سه‌هزارچهره» با احیای دوباره مسعود شصت‌چی، همان جادوی موفقیت‌های گذشته را زنده کند، اما این اتفاق هرگز به شکلی که انتظار می‌رفت رخ نداد. این سریال نه‌تنها نتوانست به سطحی از طنازی نسخه‌های پیشین برسد که حتی از خلق بخش کوچکی از آن ظرفیت کمیک نیز بازماند. تلاش‌های صورت‌گرفته برای بازسازی فضاهای خنده‌دار، در عمل به بن‌بست خورده و شوخی‌ها بیش از آنکه لبخند بر لب بنشانند، تکراری و بی‌مزه از کار درآمده‌اند. در فاصله نزدیک به دو دهه از نخستین حضور این شخصیت، جامعه ایران دستخوش دگرگونی‌های بسیاری شده است؛ بنابراین شصت‌چی برای ورود دوباره به چنین جهانی، نیازمند برخورد با چالش‌ها و موقعیت‌های تازه‌ای بود که سازندگان از درک آن غافل ماندند.

سایه سنگین تکرار بر خلاقیت از دست‌رفته

مسعود شصت‌چی در آثار قدیمی، از دل اشتباه گرفتن هویت و قرار گرفتن ناخواسته در موقعیت‌های اجتماعی، کمدی موقعیت قابل‌توجهی می‌ساخت، اما در قسمت جدید، عوامل سازنده تنها به بازتولید همان فرمول آشنا بسنده کرده‌اند. مشکل اصلی اینجاست که حسرت روزهای گذشته جایگزین نوآوری شده و زبان طنز اثر، از تحولات اجتماعی جامعه عقب مانده است. مدیری در گذشته شناخت دقیقی از این تغییرات داشت، اما حالا آن درک عمیق، جایش را به الگوهای کهنه و واکنش‌های اغراق‌شده‌ای داده که متعلق به دهه هشتاد هستند و امروز دیگر برای مخاطب جذابیتی ندارند. کمدی موفق نیازمند مشاهده جزئیات زندگی روزمره است؛ فرآیندی که با عجله و ساخت پی‌درپی آثار به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

سقوط آزاد آمار بازدید و غیبت در فضای مجازی

بخش قابل‌توجهی از توفیق آثار شاخص پیشین مدیری، حاصل همکاری با تیم نویسندگان و طنازانی بود که در شخصیت‌پردازی و طراحی شوخی‌های چندلایه مهارت داشتند؛ پشتوانه‌ای که حالا دیگر در کارهای او دیده نمی‌شود. داده‌های منتشرشده از بازدیدهای این مجموعه در تلوبیون، ریزش شدید مخاطب را به‌خوبی نمایش می‌دهد:

  • قسمت نخست: بیش از ۲ میلیون بازدید
  • قسمت دوم: حدود یک میلیون بازدید
  • قسمت‌های سوم، چهارم و پنجم: به ترتیب حدود ۸۰۰، ۷۰۰ و ۶۰۰ هزار بازدید

احتمالاً این استقبال اولیه، تنها ناشی از کنجکاوی برای دیدن دوباره مدیری و شخصیتش بوده و پس از آشکار شدن کیفیت پایین سریال، بسیاری دنبال کردن ادامه آن را رها کرده‌اند. در شبکه‌های اجتماعی نیز این سریال قدرت وایرال شدن نداشته و بخش عمده ظرفیت‌های کمدی‌اش در همان بخش‌های آغازین مصرف شده است.

آینده نامعلوم کارگردان پرکار

مدیری هنوز از اعتباری که در چند دهه فعالیت هنری به دست آورده بهره می‌برد، اما این سرمایه نمی‌تواند همیشه ضعف تولیدات جدید را پوشش دهد. «مرد سه‌هزارچهره» نشان داد که تکیه صرف بر احیای خاطرات و چهره‌های محبوب، بدون شناخت دقیق از جامعه امروز، راهی برای بازگشت به اوج نیست. حالا باید دید او از ناکامی‌های اخیرش درس می‌گیرد و از شتاب تولید فاصله می‌گیرد، یا اینکه همچنان با حضور هم‌زمان در چندین عرصه، نگاه تجاری را بر جنبه‌های حرفه‌ای ترجیح می‌دهد. مخاطب امروز از او خلاقیت، جسارت و دیدن تناقض‌های جامعه از زاویه‌ای متفاوت را طلب می‌کند، نه دست‌وپا زدن برای تکرار ایده‌های سوخته را.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
«سرو، سپید، سرخ» بر بام آسیا و اقیانوسیه؛ جایزه بزرگ ABU برای تلویزیون ایران
سینمای ایران

«سرو، سپید، سرخ» بر بام آسیا و اقیانوسیه؛ جایزه بزرگ ABU برای تلویزیون ایران

در تازه‌ترین دستاورد قاب کوچک برای سینمای خانگی و شبکه‌های داخلی، یک مجموعه نمایشی ایرانی توانسته است نگاه داوران یک رویداد معتبر منطقه‌ای را به خود خیره کند؛

خبرآنلاین - فرهنگ