از گوگوش تا رضا پهلوی؛ روایت اختلال در آنتن صداوسیما
سالیان درازی است که آنتن سازمان صداوسیما شاهد رخنههای عمدی و ناخواسته بوده است؛ ماجراهایی که از جایگزینی یک تصنیف قدیمی بهجای سخنرانی آغاز شد و در دوران معاصر به شکل رخنههای رایانهای درآمده است. حالا تازهترین ساخته مستندسازان کشور، بار دیگر این پرونده را روی میز گذاشته و یادآوری کرده که چگونه مدیریت رسانه ملی همواره با پدیده قطع سیگنال و اخلال در برنامهها گره خورده است.
مستندی درباره تحولات مدیریتی رسانه ملی
قسمت نخست از مجموعه هشتقسمتی «رئیس سازمان» که توسط سازمان هنری رسانهای اوج تولید شده، روایتگر فراز و نشیبهای اداره این نهاد از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا اردیبهشت ۱۳۸۳ و پایان کار علی لاریجانی است. سیدمحمدعلی صدرینیا تهیهکنندگی و سجاد بلوکات کارگردانی این اثر را بر عهده دارند و صدای مسعود فروتن بهعنوان راوی، متنی را میخواند که خود صدرینیا بههمراه بلوکات و محمد بدیعی آن را نگاشتهاند. طبق اعلام کانال تلگرام سازمان هنری رسانهای اوج، پخش این مجموعه هر پنجشنبه از پلتفرم شبکه نمایش خانگی فیلیمو انجام میشود و تاکنون دو بخش با نامهای «صادق قطبزاده در سرزمین عجایب» و «اتفاق پشت اتفاق» در دسترس قرار گرفته است.
- تهیهکننده: سیدمحمدعلی صدرینیا
- کارگردان: سجاد بلوکات
- گوینده: مسعود فروتن
- نویسندگان و پژوهشگران: سیدمحمدعلی صدرینیا، سجاد بلوکات، محمد بدیعی
این مستند نهتنها دسترسی مستندسازان به آرشیو صداوسیما را یادآور میشود، بلکه بحث کهنه ایجاد اخلال در پخش را پیش میکشد؛ پدیدهای که پیشتر با واژه خرابکاری شناخته میشد و امروزه عنوان حمله سایبری به خود گرفته است.
نخستین رخنهها در روزهای آغازین انقلاب
بر پایه اطلاعات بخش اول این مجموعه، کهنهترین مورد ثبتشده از این دست، مربوط به شنیده شدن آهنگ «من آمدهام» با صدای گوگوش در لابلای صحبتهای حجتالاسلام محسن قرائتی است. این قطعه که براساس یکی از ترانههای محلی افغانستان ساخته شده، با آهنگسازی جلیل زلاند و تنظیم اریک آرکانت آماده شده بود. ویدئوی کوتاهی از این لحظه که بهتازگی در شبکههای اجتماعی و اینستاگرام دستبهدست میشود، در واقع بخشی از همین قسمت نخست محسوب میگردد.
ردپای اینگونه دخالتها را میتوان دستکم از ۲۱ اسفند ۱۳۵۷ پی گرفت. روزنامه اطلاعات در آن تاریخ، در صفحه دوم شماره ۱۵۸۰۶ خود و ذیل عنوان «وضع برنامهها و روش رادیو و تلویزیون»، اظهارات غروی، مدیر برنامهریزی صداوسیمای انقلاب را بازتاب داد. او که پس از اعتراض شماری از زنان به عدم پخش خبر تظاهرات، شب پیش از آن در سازمان خبرهای رادیوتلویزیون اسلامی ایران حاضر شده بود، این موارد را بخشی از آنچه «توطئه برای ایجاد نفاق و وحشت در بین مردم» نامید، دانست و گفت: «آیا این تصادفی است که ناگهان در میان یک سخنرانی تصنیف گوگوش پخش میشود؟ و یا در میان برنامه تلویزیونی یک کانال ناگهان صدایی به گوش میرسد که «اینجا تلویزیون ایران- نیویورک است» و یا خبر جعلی سقوط دولت بازرگان را پخش میکند.»
جابهجایی مدیران و تداوم دستکاریها
راوی در ادامه شرح میدهد که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، ده روز از بازگشت امام خمینی از پاریس به تهران گذشته بود؛ روزهایی که سرعت حوادث بالا گرفت و مراکز زیادی به دست انقلابیون افتاد، اما هنوز نمیشد از پیروزی قطعی سخن گفت. در آن بزنگاه، افتادن رادیوتلویزیون به دست نیروهای انقلاب اهمیت ویژه داشت و سرانجام مرحوم حجتالاسلام فضلالله محلاتی اعلام کرد: این صدای انقلاب اسلامی ایران است. صبح ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ با اصرار آیتالله بهشتی، صادق قطبزاده با تصمیم مهندس بازرگان سرپرست رادیوتلویزیون شد. امام در تیر ۱۳۵۸ درباره نوع جدیدی از مدیریت صداوسیما سخن گفت و آذر همان سال قطبزاده پس از ۹ ماه جنجالی راهی وزارت امور خارجه گردید. آنگاه شورای انقلاب هیئتی پنجنفره مرکب از سیدمحمد موسویخوئینیها، بهزاد نبوی، غلامعلی حدادعادل، احمد عزیزی و ابراهیم پیراینده را برای پاکسازی دوم از عوامل نفوذی و تولید برنامه منصوب کرد. به گفته حدادعادل در این مستند، موسویخوئینیها و عزیزی به سراغ خبر و حدادعادل و نبوی به سراغ تولید برنامه رفتند.
پس از آن، ابوالحسن بنیصدر که تمایلی به همکاری با آن شورا نداشت، در اسفند ۱۳۵۸ باعث شد شورای انقلاب هیئتی سهنفره با اعضای غلامعلی حدادعادل، احمد غضنفرپور و محمدعلی هادی نجفآبادی را جایگزین کند. سپس بنیصدر، تقی فراهی را به ریاست صداوسیما گمارد. این تحولات مدیریتی در حالی رخ میداد که ابزارهای ایجاد اخلال از خرابکاری ساده به شیوههای پیشرفتهتر بدل میشد.
پیام ۱۱ دقیقهای رضا پهلوی روی آنتن
در ۶ سپتامبر سال ۱۹۸۶ برابر با ۱۵ شهریور ۱۳۶۵، روزنامه واشنگتنپست در مطلبی با عنوان Shah's Son Surprises TV Viewers in Iran از پخش پیامی ۱۱ دقیقهای از سوی رضا پهلوی ۲۵ ساله خطاب به مردم ایران، با ترجیعبند «بازخواهم گشت»، از دو شبکه تلویزیونی خبر داد. در آن گزارش آمده بود که توضیح رسمی از سوی دولت ایران درباره چگونگی پخش غیرقانونی ارائه نشد، ولی گمان میرود قطع برنامههای عادی توسط یک فرستنده مخفی در داخل کشور ممکن شده باشد؛ گروهی ناشناخته به نام سازمان پرچم آزادی مسئولیت قاچاق نوار را پذیرفت.
۹ روز بعد، در ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۶، مجله تایم در مطلبی با تیتر Iran: Broadcast of Bravado که اطلاعاتش را به ایبیسی نیوز نسبت داد، نوشت پخش غیرقانونی کار همان گروه زیرزمینی «پرچم آزادی» بود که پس از فیلمبرداری از پهلوی در تبعید، نوار و یک فرستنده را به ایران قاچاق کرده و سیگنالهای عادی را مختل ساختند. در ۱۹ نوامبر ۱۹۸۶ (۲۸ آبان ۱۳۶۵) نیز واشنگتنپست در یادداشتی به قلم باب وودوارد با عنوان CIA Curried Favor With Khomeini, Exiles فاش کرد که یکی از عملیاتهای اخیر با حمایت سیا، ظاهر شدن ناگهانی رضا پهلوی در تلویزیون ایران دو ماه پیش بوده است؛ پخشی مخفیانه که ساعت ۹ شب ۵ سپتامبر به مدت ۱۱ دقیقه دو شبکه را مختل کرد و با کمک فنی سیا و تأمین فرستندهای کوچک و قابلحمل درون یک چمدان انجام شد، هرچند روشن نیست پسر شاه از این حمایت آگاه بوده باشد.
بدین ترتیب، فاصله میان شنیده شدن ناگهانی صدای گوگوش در میان سخنرانی حجتالاسلام قرائتی در سال ۱۳۵۷ تا جایگزینی پیامهای سیاسی در شبکههای تلویزیونی در سالهای اخیر، نشاندهنده دگرگونی ابزارهای دستکاری آنتن صداوسیما در نزدیک به پنج دهه است.





