عباس رفیعی و مستند آخرین کلک؛ روایت مردی که تنها راه گذر از رودخانه است
در گوشهای از طبیعت بکر چهارمحال و بختیاری، جایی که مسیر گردشگران به آبشار زردلیمه از میان روستای گزستان میگذرد، مانعی آبی دهههاست زندگی و تردد را تحت تأثیر گذاشته است. عباس رفیعی، کارگردان مستند تازهای به نام «آخرین کلک»، روایتگر همین گسست جغرافیایی و تنها راه عبور از آن است. او که پیشتر با نگاه دوربین عکاسی خود به این منطقه رفته بود، با پدیدهای روبهرو شد که بعدها به دغدغه اصلی فیلمش بدل گشت: رودخانهای بیپل که تنها با یک قایق سنتی پوستبزی میتوان از آن گذشت. این مستند کوتاه، نهفقط تصویری از یک پیشه کهن، بلکه هشداری درباره فراموشی آن است.
از عکاسی تا کشف یک بحران محلی
رفیعی که عکاسی را در کنار فیلمسازی دنبال میکند، ماجرای شکلگیری پروژه را از سفر سال گذشتهاش به منطقه بازفت در شهرستان کوهرنگ آغاز کرد. به گفته او، همه مسافران آبشار زیبای زردلیمه ناگزیر از روستای گزستان عبور میکنند، اما هیچ پلی روی رودخانه میان این آبادی و روستاهای بعدی ساخته نشده است. همین خلأ باعث شده اهالی و گردشگران برای رسیدن به آن سوی آب، به وسیلهای به نام «کلک» پناه ببرند؛ قایقی دستساز که ریشه در تاریخ کوچ ایل بختیاری دارد. این کشف تصادفی در مسیر عکاسی، کارگردان را بر آن داشت تا دوربینش را برای ثبت این وضعیت روشن کند.
کلک، محمدعلی اسدی و میراثی در حال انقراض
کلک نوعی قایق سنتی است که از پوست بز ساخته میشود و قدمتش به حدی است که در مستند آمریکایی «علف» محصول ۱۹۲۵ درباره کوچ طایفه بابااحمدی نیز دیده میشود. سوژه اصلی فیلم محمدعلی اسدی است؛ واپسین کسی که در آن منطقه با این قایقهای سنتی کار میکند و نزدیک به ۵۰ سال است از جابهجایی مسافران و روستاییان امرار معاش میکند. او متولد ۱۳۳۷ است و به دلیل کار طولانی در آب سرد رودخانه بیمار شده است. اسدی میگوید نهایتاً یک یا دو سال دیگر توان ادامه کار دارد و چون فرزندانش به شهر رفتهاند، جانشینی برای این پیشه نخواهد ماند. در فیلم، یک پل نیمهکاره در پاییندست روستا هم نشان داده میشود که تنها چند ستون از آن زده شده و یکی از مطالبات اصلی این مرد است.
دشواریهای تولید و نگاه جشنوارهای
ضبط مستند ۱۵ دقیقهای «آخرین کلک» از خرداد تا اوایل مرداد به طول انجامید. به گفته رفیعی، گرمای شدید هوا از اواسط اردیبهشت به بعد چالش اصلی بود و فاصله نیمساعته محل اسکان تا روستا باعث میشد فیلمبرداری فقط صبح زود تا ساعت یازده و بعدازظهرها از ساعت چهار انجام شود. مشغله کشاورزی و درو کردن گندم توسط محمدعلی اسدی نیز یکی از سکانسهای ابتدایی فیلم را به برداشت گندم اختصاص داد. این اثر سال گذشته نخستین بار در جشنواره «سینماحقیقت» به نمایش درآمد و جزو ۲۲ اثر کوتاه پذیرفتهشده بود، سپس در جشنواره بینالمللی فضای باز لاهیجان هم حضور یافت.
چشمانداز اکران و امید به اتمام پل
تمرکز فعلی گروه سازنده بر پخش جشنوارهای است و برای پخش بینالمللی با یک شرکت پخشکننده صحبت شده است. محمدعلی اسدی با کنایه درباره وضعیت پل میگوید: «تا وقتی که بیایند این پل را آماده کنند، احتمالاً رودخانه خشک شده است!» کارگردان امیدوار است فیلم بیشتر دیده شود و مهمتر از آن، شرایط منطقه بهبود یابد و پل نیمهکاره روستا هرچه زودتر تکمیل شود تا رفتوآمد اهالی و مسافران بیدردسر انجام گیرد.





