ورود

نقد فیلم Tony؛ بلاتکلیفی میان کلیشه و واقع‌گرایی در روایت زندگی بوردین

منبع: گیمفا ۴ دقیقه مطالعه
نقد فیلم Tony؛ بلاتکلیفی میان کلیشه و واقع‌گرایی در روایت زندگی بوردین

کافه‌ای معمولی، دیداری با همکلاسی قدیمی و بعد خانه‌ای که تنها بستر حضور آنتونی در کنار خانواده است؛ همین سه فضا کافی‌اند تا کارگردان نشان دهد چقدر به ابزارهای فنی مسلط است. اما فیلم Tony به‌جای آن‌که این مهارت را خرج پیشبرد قصه کند، در گردابی از نماهای Over Shoulder و تغییر لحن‌های پیاپی فرو می‌رود. محصول ۲۰۲۶ به کارگردانی مت جانسون، فیلمساز کانادایی، نه اثر بدی است و نه تجربه‌ای که بتوان آن را هنر کامل دانست؛ بلکه تلاشی است که در ترکیب واقع‌گرایی، کلیشه و فرم هنری ناکام می‌ماند.

تکنیک‌زدگی در برابر روایت

مت جانسون در سکانس‌های نخست، به‌ویژه در کافه هنگام رویارویی تونی با بازی دومینیک سسا و نانسی با بازی امیلیا جونز و نیز در معدود صحنه‌های خانگی، انواع قاب‌های Over Shoulder را به کار می‌گیرد. دانستن فن نخستین گام کارگردانی به‌شمار می‌رود، اما بهره‌گیری آگاهانه و اغراق‌آمیز از ابزاری که هم به داستان کمک نمی‌کند و هم ساختاری نمی‌سازد، خطای بزرگی است که جانسون در آن گرفتار شده است.

کاشت شخصیت و چالش بلوغ

از مباحث فنی که بگذریم، فیلمساز در پروراندن ویژگی‌های شخصیتی قهرمان موفق عمل می‌کند.

  • کشمکش‌های خانوادگی و پیوند تونی با پدر و مادرش او را به دروغ گفتن وامی‌دارد
  • همین امر سبب می‌شود مخاطب با کسی که به والدین، معشوقه و رئیس خود دروغ می‌گوید همذات‌پنداری کند
  • زیاده‌روی در الکل و درگیری در رستوران بازتاب دشواری‌های جوانی و جدایی از خانواده است

دغدغه گذر از دوران نوجوانی در اثر مشهود است و کارگردان قصه را به سمتی می‌برد که بسیاری در آستانه جوانی تجربه کرده‌اند. ورود سال با بازی لئو وودال که از کیف پول همکارش سرقت می‌کند و یاری سیرو با بازی آنتونیو باندراس، سرآشپز رستوران، نبرد خیر و شر را کلید می‌زند؛ هرچند فیلم نمی‌تواند این تقابل را بسط دهد و در نوع روایت به کلیشه دچار می‌شود. کار در رستوران برای جوانی که رویای نویسندگی دارد، خود آغاز این چالش تکراری است.

نوسان میان خیر، شر و رئالیسم

رفت‌وآمد میان حال‌وهوای هنری نبرد خیر و شر و منطق رئالیستی، مخاطب را خسته و سرگردان می‌کند. سال که ظاهری زرنگ دارد و به‌آسانی با دیگران ارتباط می‌گیرد، در برابر قهرمان دست‌وپاچلفتی قرار می‌گیرد؛ نمونه‌ای از رئالیسم کلیشه‌ای قصه‌های نوجوانانه. خالی کردن سطل آب روی صورت تونی که بارها تکرار می‌شود، نشانه شکل‌گیری نظم از تکرار و ممارست است. اگر کار هر روزه سیرو به تصویر کشیده نمی‌شد، بیدار شدن به‌موقع تونی در ادامه باورناپذیر می‌نمود.

مقاومت اولیه قهرمان در برابر مواد مخدر نیز بر جنبه واقع‌گرایانه می‌افزاید، اما کارگردان نمی‌تواند میان فرم نبرد خیر و شر و داستان رئالیستی توازن برقرار کند. سال گاه در برابر سیرو قرار می‌گیرد و تونی را به بیراهه می‌کشد و گاه به یاری‌اش می‌آید؛ به‌ویژه آن‌جا که او را به سمت نامزد نانسی هل می‌دهد و نیتش همچنان نامعلوم می‌ماند. اجبار سیرو برای بردن تونی به کلیسا و تکرار آن نیز بیانگر تداوم و نظم است، بی‌آن‌که قصدی برای نشان دادن مذهبی بودن او در کار باشد. فلش‌بک‌های علت و معلولی در زمان حال می‌کوشند فرار تونی از خانه را توجیه کنند؛ تماس تلفنی او که به مشاجره پدر و مادر می‌انجامد، گواه این ادعاست. دعوای فیزیکی میان سیرو و سال نبرد پنهان خیر و شر را آشکار می‌سازد و بار دیگر مخاطب را از سال دور می‌کند.

پس از آن، کفه ترازو به زیان سال سنگین می‌شود. عذرخواهی تونی از نانسی بابت برخورد با نامزدش و پذیرش آن همراه با عکاسی برای طرح جلد کتاب، نشان می‌دهد تربیت سیرو بر قهرمان اثر گذاشته است. تونی در آشپزی پیشرفت می‌کند و افزودن غذای تازه به منو را پیشنهاد می‌دهد تا کسب‌وکار رونق گیرد. همه‌چیز برای پیروزی نهایی خیر آماده است، اما آتش‌سوزی در رستوران منطق رئالیستی را بالا می‌برد و خیرِ آماده پیروزی می‌بازد؛ در نتیجه سال که به آنتاگونیست بدل شده بود، دوباره به کمک تونی بازمی‌گردد.

جمع‌بندی و امتیاز

جانسون هم تکنیک می‌داند، هم منطق رئالیستی و هم ساخت اثری با مفهوم خیر و شر را آموخته است، اما در آمیختن این عناصر که باید به آفرینش فرم بینجامد، اغراق‌آمیز و ناموزون رفتار می‌کند. در ژانر زندگی‌نامه اگر هدف روایت واقع‌گرایانه باشد، باید خاکستری بودن شخصیت‌ها حفظ شود، نه آن‌که لحظه‌ای سفید و دقایقی بعد سیاه مطلق گردند. اگر هم قصد شخصیت‌پردازی در نبرد خیر و شر است، دیگر نیازی به این همه تغییر لحن نیست. کاراکتری که در خانه دروغ می‌گوید، برای یافتن معشوقه و شغل هم دروغ می‌بافد و با آشکار شدن حقیقت از سوی نانسی و سیرو طرد می‌شود، اما پایان کلیشه‌ای همه‌چیز را فراموش می‌کند و داستان با خوشی به سر می‌رسد. راه فرار از کلیشه در سینما آن است که روایتی تکراری با فرمی نو آورده شود تا نه‌تنها آزاردهنده نباشد، بلکه جذاب گردد. امتیاز نویسنده به فیلم Tony برابر با ۶ از ۱۰ است.

مطالب مرتبط

مشاهده همه