هادی مقدمدوست: برای نوشتن درباره مقاومت نیازی به حضور در جبهه نیست
برخلاف تصور رایج که خلق اثری با مضمون ایستادگی را در گرو زیستن در خطوط مقدم میداند، یک سینماگر باسابقه مسیر دیگری را پیشنهاد داده است. هادی مقدمدوست، نویسنده و کارگردان شناختهشده، در سومین روز از دورههای آموزشی نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، کلید ورود به این جهان را نه در میدان رزم، بلکه در عمق نگاه و تجربههای درونی هنرمند جستوجو کرد.
جرقه روایت از کجا زده میشود؟
در ابتدای این کارگاه که دهم آبان برگزار شد، مقدمدوست نقطه شکلگیری بسیاری از productions سینمایی را یک «ایده» اولیه دانست. او یادآور شد که حتی در هنگام بازنویسی یک متن ادبی، نمیتوان از یافتن طرحی نو چشمپوشی کرد. به باور او، در دست داشتن یک رمان یا هر منبع دیگر به این معنا نیست که مسیر هموار است. اقتباس در نگاه این کارگردان، شبیه به روشن کردن شعلهای از یک نور است؛ هنرمند باید دریابد کدام بخش از اثر او را برانگیخته و تحت تأثیر قرار داده است. جالب آنکه منبع الهام همواره یک کتاب قطور نیست و میتواند یک تکبیت شعر، نقاشی، ضربالمثل یا حتی صحنهای گذرا از زندگی روزمره باشد.
وی در ادامه بر اهمیت دیدن فراتر از ظواهر تأکید کرد. به گفته مقدمدوست، یک فیلمساز نباید تنها به اسم اشیا بسنده کند، بلکه وظیفه دارد به کارکرد، ابعاد و پیوند اجزای آنها دقت کند. چنین تمرینی، ذهن نویسنده را برای فهمیدن معماری داستان آماده میسازد؛ چرا که فیلمنامه همچون یک ماشین، مجموعهای از قطعات است که باید هماهنگ با یکدیگر حرکت کنند.
ظرافت در لحظههای خرد
بحث تفاوت میان اثر کوتاه و بلند، بخش دیگری از سخنان این مدرس سینما بود. او ضمن رد این گزاره که قالب کوتاه حتماً باید محدودیت مکانی یا شخصیتی داشته باشد، اشاره کرد که غالب سوژههای درخشان برای این مدیوم، از دل اتفاقات بهظاهر کوچک بیرون میآیند. او برای نمونه به وضعیت کودکی اشاره کرد که پس از بازگشت از مدرسه به خواب میرود و هنگام بیداری گمان میکند صبح روز بعد فرا رسیده است. مقدمدوست معتقد است همین برش ساده میتواند اساس یک فیلم کوتاه موفق باشد و سینماگر را از جستوجوی رویدادهای عظیم بینیاز کند، مشروط بر آنکه حساسیت دیدن جزئیات در او نهادینه شده باشد.
امضای شخصی و اصالت اثر
در ادامه نشست، بحث به «جهان شخصی» هنرمند کشیده شد. مقدمدوست هشدار داد که تماشای صرفِ پدیدهها کافی نیست و خالق اثر باید نسبت به مشاهدات خود تحلیلگر و صاحبنظر باشد. به تعبیر او، همین موضعگیری فکری است که به مرور زمان به سبک و دستخط هنری تبدیل میشود و سلیقه را شکل میدهد. او در جمعبندی مباحث خود تصریح کرد که تحقیق و پژوهش، دانستههای تاریخی فیلمساز را بالا میبرد، اما روح و صداقت کار زمانی شکل میگیرد که سوژه برای او صرفاً یک مأموریت و سفارش نباشد.
این کارگردان در پایان، با تفکیک مفهوم تجربه زیسته از حضور فیزیکی، نتیجهگیری کرد: برای قلم زدن در وادی مقاومت، الزامی به بودن در جبهههای نبرد وجود ندارد، بلکه شرط اصلی، زندگی کردن با پایههایی همچون حقطلبی، عزت، آزادگی و دفاع از ارزشهاست. همانگونه که یک نویسنده برای نوشتن از درد بیماران لزوماً پزشک نیست، اما با مفهوم درمان و تسکین زیسته است.





