ابراهیم امینی: مسیر هر فیلمساز شخصی است و فرمول ثابتی ندارد
سینما برای ابراهیم امینی نه یک مسیر از پیش تعیینشده، بلکه میدانی است که هر هنرمند باید راه خود را در آن بیابد. او در کارگاه انتقال تجربه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، با نگاهی به تجربه شخصی و اشاره به هنرمندانی چون پیتر بروک، بر این باور پای فشرد که هیچ نسخه واحدی برای کامیابی در فیلمسازی وجود ندارد. این نشست که با محوریت یادگیری، پژوهش، ناکامی و ساختار روایت برگزار شد، تصویری روشن از دشواریهای خلق یک اثر سینمایی به دست داد.
راز موفقیت در تداوم و کیفیت است
امینی در آغاز سخنان خود با یاد کردن از پیتر بروک، کارگردان نامدار تئاتر، تصور عمومی درباره وجود رازی ویژه نزد هنرمندان بزرگ را به چالش کشید. به گفته او، بسیاری گمان میکنند برتری این چهرهها حاصل فرمولی پنهان است، حال آنکه تفاوت اصلی به تداوم، بینش و کیفیت خروجی بازمیگردد. وی تصریح کرد که هیچ رازی در کار نیست و راه هر کس متعلق به خود اوست؛ از این رو، الگوی پیروزی یک فرد الزاماً به کار دیگری نمیآید. حتی شیوهای که در پروژهای نتیجه داده، ممکن است در کار بعدی پاسخ ندهد، زیرا سینما رسانهای روان و غیرقطعی به شمار میرود.
شکست در قامت یک بازی رایانهای
این کارگردان مسیر حرفهای را به یک بازی رایانهای مانند کرد و یادآور شد که ناکامی وقتی ارزش مییابد که فرد دریابد چرا در مرحلهای خاص بارها زمین خورده است. او خطاب به نویسندگان، بازیگران و فیلمسازان گفت هرگاه در موقعیتی تکرارشونده باز میمانند، به جای آنکه همه چیز را به گردن عوامل بیرونی بیندازند، باید ایراد را در مسیر خود نیز بجویند. به باور امینی، در سینما «رسیدن» معنا ندارد و حتی فیلمنامهنویسان کارکشته در شروع هر پروژه تازه با مسئلهای نو روبهرو میشوند.
آموزش در کنار عمل و نگاه به سفارش
امینی نسبت به جایگزینی کلاس و کارگاه به جای کار عملی هشدار داد و اظهار داشت آموزش وقتی سودمند است که همراه با فعالیت میدانی باشد. او تأکید کرد هر که قصد دارد فیلمنامهنویس شود باید بنویسد، چرا که تحلیل درست یک متن لزوماً توانایی نگارش یک فیلمنامه درست را نشان نمیدهد. درباره آثار سفارشی نیز این فیلمساز گفت گرفتن سفارش به معنای خلق اثری سست نیست و آنچه اهمیت دارد این است که هنرمند پروژه را از آن خود کند. وی با اشاره به کیشلوفسکی افزود بسیاری از کارهای ماندگار تاریخ سینما با سفارش آغاز شدهاند، اما فیلمساز با پژوهش و نگاه شخصی آنها را به اثری مستقل و ارزشمند بدل کرده است.
پژوهش و شکلگیری ساختار روایی
در بخش پایانی، امینی بر اهمیت پژوهش تأکید ورزید و آن را دارای دو گونه کتابخانهای و میدانی دانست. به گفته او، دادههای به دست آمده باید به خاطرات و موقعیتهایی با زمان و مکان معین تبدیل شوند که قابلیت تبدیل شدن به صحنه داشته باشند. ممکن است از میان صدها یا هزاران فیش پژوهشی، تنها شمار اندکی به فیلم راه یابند و گزینش این صحنهها به ذائقه هنری فیلمساز وابسته است؛ ذائقهای که با تماشای فیلم، مطالعه ادبیات، دیدن نمایش، نقاشی، عکس و تجربه زیسته ساخته میشود. امینی در پایان خاطرنشان کرد فیلمنامه هنگامی شکل میگیرد که اطلاعات پراکنده به ساختاری منسجم بدل شوند و کامیابی در سینما بیش از هر چیز حاصل کار پیوسته، پژوهش، شناخت ناکامیها و ساختن یک مسیر شخصی است.





