مسعود فراستی در جشنواره مقاومت: سینما با ابزار و ادعا ساخته نمیشود
هشتم آبان ماه، نخستین روز از نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، با حضور پرشمار هنرجویان و علاقهمندان در پردیس سینمایی ملت همراه بود تا مسعود فراستی، منتقد باسابقه سینما، در کارگاهی با عنوان «نقد فیلم مقاومت؛ از تجربه تا آسیبشناسی» به واکاوی بنیادهای فیلمسازی و نسبت آن با جریان مقاومت بپردازد. این نشست که به همت سینماپرس گزارش شد، بیش از آنکه در پی مرور خاطرات دفاع مقدس باشد، بر یک پرسش کلیدی متمرکز بود: چرا برای بازسازی سینمای مقاومت، پیش از هر چیز باید زبان رسانه را آموخت و فرهنگ نقد را در جامعه نهادینه کرد؟
آموختن سینما پیش از هر ادعای محتوایی
فراستی در پاسخ به پرسشی درباره نقطه آغاز سینمای مقاومت، هرگونه تقسیمبندی میان فرم و محتوا یا فیلمنامه را زودهنگام دانست و یادآور شد که هنوز باید سینما را فرا گرفت. به باور او، آمریکاییها به دلیل تسلط بر زبان رسانه در جهان اثرگذارند و هرگاه از فیلم خوب سخن میگوید، مقصودش این است که سازنده کارش را بلد است، نه لزوماً اخلاقی یا غیراخلاقی بودن آن. او خاطرنشان کرد که برای اثرگذاری در جهان امروز، نخستین گام یادگیری جدی و حرفهای سینماست.
این منتقد در ادامه به دوران جنگ هشتساله اشاره کرد و سینمای دفاع مقدس را دارای ظرفیت تبدیل شدن به ژانر ملی ایران دانست؛ جریانی که هرچند در آغاز پخته نبود، اما انسان و تجربه تولید کرد و بخشی از گفتمان ملی را شکل داد. او از آثاری مانند «دیدهبان» و «مهاجر» نام برد که در همان مسیر قابل بررسیاند، اما تأکید کرد آن جریان زنده و رو به رشد امروز به آن معنا وجود ندارد.
مقاومت و نقد؛ دو بال حرکت
فراستی مفهوم مقاومت را فراتر از میدان نبرد تعریف کرد و گفت انسان بدون مقاومت معنا ندارد و این مفهوم میتواند در برابر یک ایده غلط یا وضعیت بازدارنده رشد مطرح شود. او در پیوند میان مقاومت و نقد افزود: انسان بدون نقد هم معنا ندارد و این دو، دو بال حرکتاند. به گفته وی، کسی که همیشه «آری» میگوید ممکن است وضع موجود را تثبیت کند، در حالی که «نه» گفتن، حتی گاهی با خطا، امکان حرکت ایجاد میکند.
او نقد را اساس کار در جنگ و صلح دانست و منطق «الان نقد نکنید» را نادرست خواند، چراکه با گفته نشدن اختلافها، آنها تنها پنهان میشوند. فراستی تأکید کرد در خانه، مدرسه و دانشگاه باید هم نقد کرد و هم آماده نقد شدن بود و هیچکس نباید خود را از نقد مصون بداند.
کمدی و محتوا در ترازوی فرم
در بخش دیگری از این کارگاه، وقتی از ارزیابی وضعیت غالب سینمای ایران پرسیده شد، فراستی گفت بخش مهمی از آنچه امروز به عنوان کمدی عرضه میشود لزوماً کمدی نیست. او با اشاره به اینکه هر لودگیای کمدی نیست، افزود کمدی نیز مانند هر گونه جدی دیگر به شناخت، تکنیک و فرم نیاز دارد و در سینمای دفاع مقدس آثاری مانند «لیلی با من است» یا «ضدگلوله» نمونههایی هستند که میشود درباره کیفیت کمدیشان جدیتر حرف زد.
فراستی همچنین با تعریف رایج از «محتوا» مسئله داشت و توضیح داد که مضمون و ایده وجود دارند، اما محتوا به صورت آماده و مستقل از فرم در اثر هنری حاضر نیست؛ این فرم است که به ایده امکان میدهد به محتوای هنری بدل شود. از این رو، جدا کردن کامل فرم از محتوا و گفتن اینکه «با محتوای فیلم موافقم، اما با فرم آن نه» همیشه دقیق نیست.
تکنیک، فرم و پشتوانه ادبی
این نویسنده و پژوهشگر حوزه سینما در پاسخ به اینکه آیا هر فیلمسازی میتواند ضعفهای اثرش را با عبارت «فرم من این است» توجیه کند، پاسخ منفی داد و تکنیک را الفبای کار دانست. او شناخت دوربین، لنز، نور و میزانسن را ضروری خواند و گفت بدون تکنیک هرگز به فرم نمیرسیم. به تعبیر او، تکنیک را میآموزیم تا از آن عبور کنیم، اما فقط کسی میتواند عبور کند که آن را تا انتها یاد گرفته باشد.
فراستی تأکید کرد تکنیک آموختنی است، اما فرم فقط آموختنی نیست؛ زیستنی است و از جهان زیسته هنرمند و ناخودآگاه او میآید. او در پایان بر نقش مطالعه ادبیات و تاریخ سینما تأکید کرد و گفت فیلمساز نمیتواند فقط با دیدن چند فیلم به پشتوانه لازم برسد و اگر پشتوانه ادبی و سینمایی خالی باشد، ابزار و ادعا جای تجربه و شناخت را نمیگیرند.





