ورود

وقتی چندجهانی هم به داد استوارت نمی‌رسد؛ نقد سریال شکست استوارت در نجات دنیا

منبع: نماوا مگ ۴ دقیقه مطالعه
وقتی چندجهانی هم به داد استوارت نمی‌رسد؛ نقد سریال شکست استوارت در نجات دنیا

تصور کنید صاحب یک فروشگاه کوچک کتاب‌های مصور در پاسادنا، ناگهان در میانه یک فاجعه کیهانی گیر بیفتد؛ جایی که ابزار ساخته‌شده به دست دوستان نابغه‌اش در هم شکسته و بقای هستی به لرزه افتاده است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «شکست استوارت در نجات دنیا» از آن آغاز می‌شود؛ اثری که قرار بود با تکیه بر میراث مجموعه تلویزیونی تئوری بیگ بنگ، شخصیت‌های فرعی را به قهرمانان یک روایت علمی‌تخیلی بدل کند، اما در میانه راه چیزی کمتر از یک نجات‌بخش واقعی از آب درآمده است.

میراث جهان تئوری بیگ بنگ و قهرمانان حاشیه‌ای

این تولید ده‌قسمتی شبکه HBO Max، به‌جای بازسازی همان قالب آشنای سریال مادر، ترجیح داده است چهره‌هایی را که پیش‌تر در حاشیه بودند، به متن ماجرایی چندجهانی بیاورد. کوین ساسمن در نقش استوارت بلوم، همان کتاب‌فروش همیشگی، این بار بار اصلی داستان را به دوش می‌کشد. در کنار او، برایان پوزن، لورن لپکس و جان راس بووی به ترتیب در قالب برت کیبلر، دنیز و بری کریپکی ظاهر شده‌اند.

محرک اصلی بحران، دستگاه تداخل کوانتومی است؛ همان اختراعی که زمانی شلدون، لئونارد و هاوارد آن را سر هم کرده بودند. حالا این دستگاه از کار افتاده و پیامد آن، آشوبی فراگیر است. ذخایر رو به اتمام‌اند، خطرهای ناشناخته سر رسیده‌اند و فروشگاه استوارت به تنها پناهگاه امن برای بازماندگان بدل شده است. تا زمانی که وضعیت آن دستگاه به حالت نخست بازنگردد، این گروه ناچار است برای حفظ جان خود و کل جهان دست به کار شود.

سفر به جهان‌های موازی با قواعدی متفاوت

ساختار روایی سریال بر پایه یک الگوی تکرارشونده بنا شده: در هر قسمت، شخصیت‌ها برای یافتن راهی جهت جلوگیری از نابودی نهایی، به دنیایی دیگر با قوانین خاص خود قدم می‌گذارند و باید تا پیش از پایان همان بخش، راه بازگشت به جهان اصلی را پیدا کنند.

تنوع این جهان‌ها قابل توجه است. در یکی از آن‌ها، گروه گرفتار بهشتی ظاهری است که هوشی مصنوعی و سرکوبگر بر آن حکم می‌راند. در جهانی دیگر، نبردی بی‌پایان جریان دارد و شخصیت‌ها مدام در جست‌وجوی سرپناهی تازه‌اند. این چیدمان، به سازندگان اجازه می‌دهد هر بار ایده‌ای نو را بیازمایند؛ شبیه به مجموعه‌ای از داستان‌های مستقل در یک کتاب مصور که قهرمانان ثابت آن هر بار با چالشی تازه روبه‌رو می‌شوند. با این حال، همین استقلال قسمت‌ها باعث شده انسجام کلان داستان فدای موقعیت‌های گذرا شود.

کمدی‌ای که روی پاشنه قدیمی می‌چرخد

با وجود طرحی بلندپروازانه، مجموعه در کار اصلی خود یعنی تولید خنده چندان توفیقی ندارد. صرف عجیب‌بودن فضاها و ساختار جهان‌های نامتعارف، نمی‌تواند نبود شوخی‌های قوی و قصه‌گویی تأثیرگذار را پوشش دهد.

بیشتر لحظات طنز، از پیش قابل حدس زدن هستند و نویسندگان بارها به همان فرمول‌هایی پناه برده‌اند که در تئوری بیگ بنگ بارها آزموده شده بودند. کوتاهی غیرمتعارف قسمت‌ها – که غالباً زمانی کمتر از هجده دقیقه دارند – این گمان را تقویت می‌کند که گویی بضاعت ایده اولیه برای پر کردن ظرفیت یک فصل کامل کفایت نمی‌کرده است. در واقع، پتانسیل نهفته در مفهوم آخرالزمانی و چندجهانی، به‌تنهایی برای خلق یک کمدی موفق کافی نبوده است.

هویت مستقل یا تکرار گذشته؟

«شکست استوارت در نجات دنیا» می‌کوشد مرزهای جهان داستانی آشنای خود را گسترش دهد و شخصیت‌های پیش‌تر فرعی را در مرکز توجه قرار دهد. جرقه‌هایی از خلاقیت در بطن اثر دیده می‌شود، اما وابستگی بیش از حد به میراث تئوری بیگ بنگ و شوخی‌های کهنه، مانع شکل‌گیری شخصیت‌پردازی عمیق و پیرنگی یکپارچه شده است.

برای آن‌که این سریال بتواند به اثری ماندگار تبدیل شود، لازم است از سنگینی گذشته‌اش بکاهد، به ظرفیت‌های طرح تازه اعتماد بیشتری کند و هویتی مستقل برای خود دست‌وپا نماید. در غیر این صورت، جهان‌های موازی متعدد آن چیزی جز مسیرهایی تازه برای بازگویی همان لطیفه‌های قدیمی نخواهند بود. اگر روند فعلی در فصل دوم نیز ادامه یابد، احتمال توقف تولید از سوی شبکه پخش‌کننده چندان دور از انتظار نیست.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
سفر به ناکالی؛ وقتی خاطرات مشترک گم می‌شوند
نقد فیلم

سفر به ناکالی؛ وقتی خاطرات مشترک گم می‌شوند

تصور کنید روزی برسد که دیگر هیچ‌کس شما را به خاطر نیاورد؛ آیا آن لحظه، پایان راستین حضور شما در این جهان نیست؟ انیمیشن «جزیره فراموش‌شده» (Forgotten Island) دقیقاً از…

نماوا مگ