سینماحقیقت در آستانه بیستسالگی؛ تدبیر در روزهای پرالتهاب
جشنوارهها را غالباً با آرامش و شکوه روزهای عادی میشناسند، اما ارزش واقعی یک رویداد فرهنگی زمانی رقم میخورد که در میانه تلاطمهای سیاسی و اجتماعی، راه خود را گم نکند. علیرضا سعیدی کیاسری، مستندساز باسابقه، در نوشتهای تازه با مرور کارنامه دو دهه فعالیت جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت»، بر این باور است که عبور از بحرانهای گوناگون و اخذ تصمیمهای دقیق، رمز ماندگاری و پختگی این جشن هنری بوده است. او معتقد است در آستانه بیستمین دوره، همان «استراتژی تأمل و عمل» میتواند ضامن تداوم حرکتهای فرهنگی در فضای مبهم امروز باشد.
الگویی میان انکار و شتاب
در بطن این نگاه، نه رویگردانی از واقعیتهای پیرامونی جای دارد و نه تن دادن به واکنشهای احساسی و زودگذر. آنچه سنگ بنای کار را میسازد، فهم درست اوضاع، سنجش نتایج احتمالی، ترسیم سناریوهای گوناگون و گزینش مسیری است که همسو با حالوهوای عمومی مردم، بقای یک برنامه فرهنگی را تضمین کند. به تعبیر نویسنده، سنگینی یک اتفاق هنری نه در شرایط ایدئال، که در بزنگاههای سخت سنجیده میشود؛ همان نقاطی که برنامه از روال همیشگی خارج میگردد و مدیر ناچار است میان ایستادن، به تأخیر انداختن یا پیش رفتن، انتخابی تعیینکننده داشته باشد.
کارنامه عبور از بحرانها
مرور سالهای گذشته روشن میکند که این گردهمایی مستند بارها در آزمونهای سخت قرار گرفته است. تجمعات پس از گرانی بنزین در آبان ۱۳۹۸، شیوع ویروس کرونا در ۱۳۹۹ و حتی ۱۴۰۰، تحولات پس از درگذشت مهسا امینی در پاییز ۱۴۰۱ و نیز ابهامهای سال ۱۴۰۴ پس از جنگ دوازدهروزه و بیم از حملات تازه علیه کشور، هر بار اتمسفری از تردید ساختند. در پارهای از این برههها، برپایی جشنوارهای با چنین ابعادی دور از ذهن مینمود؛ اما بهجای افتادن در ورطه دوگانه تعطیلی یا اصرار بر برگزاری به هر بها، راهکاری عملی متناسب با هر مقطع چیده شد.
مقایسه با رویدادهای خانواده
برجستگی این تجربه وقتی نمایانتر میگردد که کارنامه این جشنواره در برابر عملکرد برنامههای مشابه داخلی گذاشته شود. آنگونه که در یادداشت آمده، برخی جشنوارههای همرده در شرایطی نهچندان متفاوت، به سبب کمبودهای روشن در سازماندهی، نبود یکپارچگی مدیریتی و بیاعتنایی به نیاز مخاطب، نهتنها رضایت اهالی سینما را کسب نکردند، که پس از برگزاری نیز با طیفی از نقدهای سینماگران و رسانهها روبهرو شدند. البته این سنجش بدان معنا نیست که جشنواره سینماحقیقت از نقد مبرا است؛ هیچ رویدادی، ولای قویترین پشتوانه اجرایی، نمیتواند ادعای دستیابی به کمال در همه دورهها را داشته باشد و این جشن هم در حوزههای محتوایی و مدیریتی با پرسشهایی همراه بوده است. با این وصف، قدرت کنترل شرایط اضطراری و نگه داشتن یکپارچگی، خود نشانه بالندگی تشکیلاتی است.
چرا تماشای حقیقت مهم است
به باور این مستندساز، پشتوانه چنین عملکردی را باید در گره خوردن آگاهی مدیریتی، تجربه انباشته، شناخت توان اجرایی و طرحریزی هدفمند جست. یک جشنواره بینالمللی تنها چینش فیلمها در جدول پخش یا برگزاری نشست نیست؛ شبکهای پویا از پیوندهای انسانی، حرفهای و رسانهای است که کمترین اختلال در هر بخش، کل تجربه تماشاگر را دگرگون میسازد. هدایت چنین پیکرهای در روزهای بحران، نیازمند نگاهی ورای تقویم اجرایی از پیشنوشته است. تمایز در وهله نخست نه از امکانات بیشتر، که از توان بازاندیشی در برنامه، تشخیص اولویتها و نگه داشتن سطح تصمیمگیری در فضایی مستعد هیجان، نشأت میگیرد.
در آستانه دوره بیستم، طبق دادههای بهدستآمده، مدیران اجرایی با تکیه بر پیشینه ادوار قبل، چند سناریو برای برگزاری پیشبینی کرده و آمادگی فعالسازی هر کدام متناسب با احوال کشور را دارند. سینماحقیقت طی بیست سال، به یکی از اصلیترین سکوهای عرضه، گفتوگو و سنجش سینمای مستند بدل شده است؛ جایی که فیلمساز با تماشاگر و منتقد روبهرو میشود و جامعه سینمایی به تصویری چندلایه از واقعیتهای اجتماعی و تاریخی دست مییابد. از همین رو، پاسداشت این فضای ارتباطی، بهویژه در مقاطع خاص، بخشی از استمرار زیست فرهنگی است. نویسنده در پایان آرزو کرده که هیچ جنگی علیه ایران اتفاق نیفتد، سایه تهدید از سر مردم دور شود و بیستمین دوره نه در اضطراب، که در آرامش و شور فرهنگی برپا گردد؛ چرا که حقیقت برای دیده شدن، بیش از هر چیز به فرصت تماشا و مجال گفتوگو نیاز دارد.





