سیر تکامل زیرژانر تعقیبوگریز در سینمای نا هونگجین
تعلیقی که در نخستین لحظات با دیدن صحنههای هولناک شکل میگیرد، مخاطب را به قلب یک معمای تاریک میکشد. رئیس پلیس یک ناحیه دورافتاده به همراه گروهی از شکارچیان با رخدادهایی روبهرو میشوند که علت آن را نمیدانند و باید راز پشت این ویرانیها را بیابند. این آغاز پرفشار، دروازهای است به جهان تازهترین ساخته نا هونگجین که در آن تماشاگر گویی در حال تجربه یک بازی کامپیوتری سوم شخص است و قدمبهقدم به موجودی ناشناخته نزدیک میشود.
ریشههای تعلیق و هیجان در آثار پیشین
در مسیر کشف منشأ این خرابیها، دلهره لحظهبهلحظه غلیظتر میشود و کمکم هیجان نیز به آن افزوده میگردد. بالا رفتن سرعت رویدادها و افزوده شدن سکانسهای اکشن، این هیجان را میسازد؛ ترکیبی که فیلمساز کرهای تا پیش از این اثر هرگز نتوانسته بود بدین شکل همزمان و متعادل در کارهایش به کار بگیرد.
- در تعقیبکننده، تمرکز اصلی بر خود مفهوم تعقیب بود و چندان خبری از صحنههای اکشن نبود، ازاینرو وجه تعلیقی اثر بسیار پررنگتر از سویههای هیجانانگیز آن دیده میشد.
- در دریای زرد شرایط وارونه بود؛ از میزان تعلیق کاسته شده و در عوض دز هیجان بالا رفته بود.
هر دو فیلم سکانسهای تعقیبوگریز متعددی دارند، اما نسبت تعلیق و هیجان در آنها یکسان نیست. تعقیبکننده همهچیز را با طمانینه بیشتری پیش میبرد، در حالی که دریای زرد ترجیح میداد از آرامش بکاهد و سرعت و شدت حرکتها را در اولویت قرار دهد.
قله فیلمسازی و بازگشت پس از ده سال
در سومین فیلم بلند این کارگردان، یعنی شیون، که میتوان آن را قله فیلمسازی او دانست، تعقیبوگریز به قلمرو ارتباط انسان با جهان ماوراء راه مییابد. نیرویی نادیدنی و تسخیرکننده اغلب به دنبال شخصیتها میافتد و گاه نه خود آن نیرو، بلکه سایه و پیامدهای حضورش است که آنها را دنبال میکند. نا هونگجین با جابهجایی پیوسته نقشهای تعقیبکننده و تعقیبشونده، شکارچی و شکار، برداشت مخاطب از ماهیت نیروها و مناسبات قدرت در جهان این فیلم را مدام به چالش میکشد.
حدود ده سال پس از شیون، این سینماگر با یک تریلر اکشن تازه به پرده بازگشته است؛ اثری که در طراحی گریز و پیگرد، دلهره تعقیبکننده و هیجان دریای زرد را پیوند زده و به کمال رسانده و همزمان جابهجایی شکارچی و شکار را در ساحتی نو ادامه میدهد.
تنوع گریز و پیگرد در امید
در این فیلم تازه، تعقیبوگریز به شکلهای متعارف انسانبهانسان یا ماشینبهماشین محدود نمیماند. در بخشی از روایت، وضعیت به شیون شباهت دارد: شخصیتها با مواجهه با پیامدهای اعمال شکارچی، خود در پی یافتن و شکار او میافتند. اما از نقطهای به بعد، شکلهای متنوعی از پیگرد میان انسانها و موجودات فرازمینی دیده میشود.
آدمها با هرچه در آن لحظه دارند ــ از دویدن پیاده تا بهرهگیری از ماشین و اسب ــ از چنگ این موجودات میگریزند یا به تعقیب آنها میپردازند. این گوناگونی در روشهای تعقیبوگریز، هنگامی که با جابهجایی مداوم نقش شکارچی و شکار ترکیب میشود، اثر را به تریلری تعقیبوگریزمحور و بسیار پخته از نظر اجرا بدل کرده است؛ تریلری که شاید نمونه همسنگش را بهندرت در سینمای اکشن دیده باشیم و بخش مهمی از لذت تماشایش از توازن میان تعلیق و هیجان برمیآید.





