ورود

استخر؛ تلاش ناکام سروش صحت برای غواصی در بحران میانسالی

منبع: دیجی‌کالا مگ ۵ دقیقه مطالعه ۱ بازدید
استخر؛ تلاش ناکام سروش صحت برای غواصی در بحران میانسالی

شاید برای هواداران همیشگی سینمای کمدی ایران، شنیدن ضعف در کارنامه سازنده آثاری چون «صبحانه با زرافه‌ها» سخت باشد، اما واقعیت این است که شکوه فروش گیشه همیشه با کیفیت هنری هم‌راستا نیست. سومین تجربه بلند سینمایی کارگردان محبوب تلویزیون، نه یک جهش، بلکه سقوطی آرام به عقب محسوب شده و لقب ناامیدکننده‌ترین اثر او تا امروز را یدک می‌کشد. هرچند نیت پشت دوربین برای بیان مفاهیم انسانی ستودنی است، اما فرم و ساختار سینمایی در اینجا به شدت الکن عمل می‌کند.

رویای یک ایده زیبا در بیداری روایت

قصه حول محور زندگی مشترک امیر و بهار می‌گردد که پس از ربع قرن، به بن‌بست رسیده و زن تصمیم به خروج از این رابطه گرفته است. فرزند جوان خانواده نیز درگیر تبعات این فروپاشی می‌شود. محور اصلی درام، کوفتگی ناشی از تکرار و حس نادیده گرفته شدن زن است؛ در مقابل، مردی را می‌بینیم که تازه پس از تنها شدن، ارزش نعمت از دست رفته را درک کرده و در مدیریت این خلاء عاطفی درمانده است. او برای فرار از این پوچی به هر ریسمانی چنگ می‌زند؛ از کلاس‌های رقص گرفته تا تلاش برای نزدیک شدن به دنیای جوان‌ها در مهمانی‌های پسرش.

هدف فیلمساز بازنمایی تنهایی انسان معاصر و جست‌وجوی معناست، دقیقاً شبیه به همان مسیری که در آثار پیشین او دیده بودیم. سوژه انتخاب شده پتانسیل بالایی دارد، اما متأسفانه لایه‌های زیرین داستان هرگز آنطور که باید کنده نمی‌شوند. تماشاگر با اثری روبه‌رو است که قصد دارد درباره مفاهیم بنیادین بشری صحبت کند، اما در نیمه راه، به جای خلق موقعیت، به بیان مستقیم و شعارزدگی پناه می‌برد.

قواعد جهان موازی و سقوط در دام دیالوگ‌گویی

فضاسازی فیلم همچنان وفادار به سبک همیشگی سازنده است؛ جایی میان واقعیت و خیال که در آن سیگارهای خیالی دود می‌شوند و موجوداتی مانند گاو فقط برای برخی شخصیت‌ها قابل رؤیت هستند. این لحن یکدست که از ابتدا تا انتها رها نمی‌شود، از تبدیل شدن اثر به ملودرام‌های اجتماعی تلخ جلوگیری کرده و کمدی را از دل تناقض‌های رفتاری بیرون می‌کشد. با این حال، جهان «استخر» پر از آدم‌هایی است که در کنار هم زندگی می‌کنند اما ارتباطی با یکدیگر ندارند، گویی مجسمه‌هایی بی‌روح در کنار هم چیده شده‌اند.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که همین جهانِ به ظاهر بی‌منطق، برای انتقال پیامش به کلمات مستقیم وصل شود. اگرچه اتفاقات عجیبی مانند تصادفات مرگبار بی‌نتیجه را می‌توان به پای قواعد این نوع طنز نوشت، اما توضیح صریح مفاهیم عمیق زندگی توسط شخصیت‌ها، جادوی تصویر را باطل می‌کند. فیلم به جای اینکه اجازه دهد مخاطب با حس خود به معنا برسد، مدام در حال تفسیر و تحلیل برای بیننده است.

نتیجه‌گرایی بدون پیش‌زمینه و شخصیت‌های تک‌بعدی

یکی از ایرادات اساسی متن فیلم که با همکاری ایمان صفایی نوشته شده، تمرکز بر معلول به جای علت است. مخاطب از همان دقایق نخست با تصمیم زن برای ترک خانه مواجه می‌شود، اما آن سردی و فرسایشی که طی ۲۵ سال منجر به این انفجار شده، هرگز به تصویر کشیده نمی‌شود. در نیم ساعت ابتدایی تکلیف وضعیت مرد معلوم است، اما انتظار برای تحول یا کنشی که او را تکان دهد، تا پایان بی‌ثمر می‌ماند و قهرمان قصه در انتها تفاوتی با ابتدای داستان ندارد.

شخصیت‌پردازی بهار، که موتور محرک جدایی است، به شدت ضعیف عمل کرده و او در حد یک سایه باقی می‌ماند. نمی‌توان درامی بر پایه فروپاشی یک رابطه ساخت اما زن ماجرا را عملاً حذف کرد. از سوی دیگر، خطوط فرعی داستان شامل حضور پسر، پدر زن و دوست روانپزشک، همگی پتانسیل تبدیل شدن به درامی قدرتمند را دارند اما در سطح می‌مانند. کاراکتر دوست امیر که قرار است نماد بی‌خیالی در برابر وابستگی باشد، به موجودی کلیشه‌ای با پندهای تاک‌شویی تقلیل یافته است. حتی حکایت پیرمردی که پس از رسیدن به آرزویش می‌میرد نیز تکراری به نظر می‌رسد، در حالی که پسر جوان داستان، پختگی بیشتری نسبت به والدینش نشان می‌دهد.

اتکای بیش از حد به دیالوگ، بلای جان لحظات کلیدی فیلم شده است؛ برای مثال در سکانس دویدن که پسر عمداً بازنده میدان است، تصویر به تنهایی گویای فداکاری است، اما دیالوگ بعدی پدر، این ظرافت بصری را ویران می‌کند. با این وجود، نمادگرایی‌های اثر همچنان جذاب هستند؛ استفاده از گاو به عنوان نشانه‌ای از بار زندگی و قربانی شدن، و انتخاب نام «استخر» که استعاره‌ای دقیق از ظاهر آرام و عمق پرتلاطم روان انسان‌هاست، از نقاط قوت درام به شمار می‌روند.

بازیگران بلاتکلیف در میان متنی ناهموار

ترافیک ستاره‌های سینما در این پروژه، بزرگترین برگ برنده آن برای جذب مخاطب بود، اما هیچ‌کدام از بازیگران چالش ویژه‌ای برای هنرنمایی ندارند. امین حیایی در نقش امیر، علی‌رغم نمایش درست خستگی در نگاه‌ها و سکوت‌هایش، در قالبی تکراری ظاهر شده و نامزدی او در جشنواره فجر چندان توجیه‌پذیر نیست. سحر دولتشاهی هم با وجود تلاش برای ارائه بازی قابل‌قبول، به دلیل ضعف متن، فرصت همراه‌سازی مخاطب با نقش بهار را پیدا نمی‌کند.

سایر بازیگران مطرحی همچون مجید نوروزی، بیژن بنفشه‌خواه و پانته‌آ پناهی‌ها بیشتر حضوری تزئینی دارند و بودن یا نبودنشان تفاوتی در کیفیت ایفای نقش‌ها ایجاد نمی‌کند. حضور مهران مدیری نیز در قامت دوست امیر، تازگی خاصی به اثر اضافه نکرده و قابل جایگزین با هر بازیگر دیگری به نظر می‌رسد. در نهایت، تنها نجات‌دهنده‌های فضای بصری، رنگ‌بندی شاد و قاب‌بندی‌های تمیز اثر به همراه موسیقی کریستف رضایی هستند که توانسته‌اند میان لحظات کمیک و تراژیک فیلم، تعادلی نسبی برقرار کنند.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
وقتی لودگی ست روگن نقشه‌های اسکورسیزی و جولی برای کلئوپاترا را بر باد داد
سینمای جهان

وقتی لودگی ست روگن نقشه‌های اسکورسیزی و جولی برای کلئوپاترا را بر باد داد

تصور کنید حماسه‌ای تاریخی با امضای کارگردانی چون مارتین اسکورسیزی و هنرنمایی آنجلینا جولی در نقش ملکه مصر، تنها به دلیل یک شوخی سینمایی و خشم یک دیکتاتور برای همیشه به…

دیجی‌کالا مگ
انتشار تیزر فراخوان هفدهمین جشنواره فیلم عمار با شعار ایران ابرقدرت
سینمای ایران

انتشار تیزر فراخوان هفدهمین جشنواره فیلم عمار با شعار ایران ابرقدرت

سینمای ایران در آستانه برگزاری یکی از دوره‌های پرشمار رویدادهای مردمی خود قرار گرفته است. با پخش ویدیوی کوتاه دعوت‌کننده، هفدهمین جشن دوربین و پرده با رویکردی تازه کلید…

خبرگزاری مهر - هنر