کارگر و سبد فرهنگ: از ۱۷۲ بلیت سینما تا تنها ۷ بلیت کنسرت
تصور کنید حقوق یک ماه کارگری را روی میز بگذارید و بخواهید آن را صرف تفریح کنید؛ حالا باید دید که این مبلغ در سال ۱۴۰۵ چند بار میتواند شما را به سالنهای تاریک سینما، سالنهای تئاتر یا اجراهای زنده موسیقی ببرد. تعیین دستمزدهای جدید در کنار نوسان قیمت بلیت رویدادهای هنری، تصویری دوگانه از توان مالی این قشر برای بهرهمندی از محصولات فرهنگی ترسیم کرده است. هرچند آمارها از رشد تعداد بلیتهای قابل خرید برای پرده نقرهای خبر میدهند، اما پراکندگی نرخها در بخش نمایش و موسیقی اجازه نمیدهد تا به همین سادگی درباره کل این عرصه به جمعبندی واحدی برسیم.
محاسبات سینمایی بر پایه دستمزد جدید
شورای عالی کار در اسفند ۱۴۰۴ رقم پایه مزد روزانه را برای سال بعد ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان اعلام کرد. وقتی مزد پایه ماهانه با بن کارگری و حق مسکن ترکیب شود، یک نیروی کار مجرد و بدون سابقه در سال ۱۴۰۵ چیزی در حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان نصیبش خواهد شد. این عدد برای فرد متأهل بدون فرزند که ۵۰۰ هزار تومان حق تأهل هم دریافت میکند، به حدود ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومان میرسد. البته این ارقام صرفاً مبنای سنجش ما هستند و وضعیت خانوادگی یا سوابق شغلی میتواند دریافتی قطعی هر شخص را تغییر دهد، اما برای تخمین زدن فاصله درآمد با هزینههای هنری، چنین معیاری بهترین گزینه به شمار میرود.
مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم اعلام کرده که میانگین نرخ ورودیه سینماهای مدرن در سال ۱۴۰۴ معادل ۹۳ هزار تومان بوده و این نرخ برای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۲۷ هزار تومان تعیین شده است. این یعنی رشدی نزدیک به ۳۷ درصد داشتهایم. حالا اگر دریافتی ماهانه کارگر مجرد در سال گذشته که نزدیک به ۱۳ میلیون و ۴۹۰ هزار تومان بود را بر عدد ۹۳ هزار تومان تقسیم کنیم، قدرت تهیه حدود ۱۴۵ بلیت وجود داشت. امسال اما همان کارگر مجرد با ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان خود میتواند معادل حدود ۱۷۲ بلیت با میانگین قیمت جدید بخرد. این روند برای کارگران متأهل هم صادق است؛ آنها که سال گذشته با حقوق حدود ۱۳ میلیون و ۹۹۱ هزار تومانی قادر به تهیه ۱۵۰ بلیت بودند، در سال ۱۴۰۵ با دریافتی ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومانی به معادل حدود ۱۷۶ بلیت میرسند. این یافتهها تأیید میکند که گران شدن ورودیه لزوماً به معنای کاهش توان مالی علاقهمندان نیست، چرا که افزایش حقوق از تورم قیمت بلیت پیشی گرفته است.
واقعیت پنهان پشت اعداد و روزهای نیمبها
نباید از یاد برد که ضرب و تقسیم کردن کل حقوق برای خرید بلیت، یک سناریوی کاملاً نظری است. اجارهخانه، سفره غذا و هزینه ایابوذهاب باید پیش از هر تفریحی از همین درآمد کسر شوند. از سوی دیگر، قیمت ورودیه فیلمها در طول هفته ثابت نیست. طبق مصوبه شورای صنفی نمایش، تماشای فیلم در سالنهای مدرن طی روزهای نیمبها ۹۰ هزار تومان هزینه دارد، اما همین تجربه در روزهای پنجشنبه، جمعه یا اعیاد به ۱۸۰ هزار تومان میرسد. به همین دلیل است که کارشناسان ترجیح میدهند برای قضاوت درباره روند یکساله از میانگین قیمتها کمک بگیرند، هرچند تجربه هر تماشاگر میتواند بسته به زمان و مکان سالن کاملاً فرق کند.
ابهام در سالنهای تئاتر و اجراهای زنده
برخلاف پرده سینما که نرخ میانگین مشخصی دارد، بازار نمایشهای صحنهای پیچیدگیهای خاص خودش را دارد. نرخ هر صندلی به اعتبار سالن، نوع اثر، گروه اجراکننده و حتی ردیفی که انتخاب میکنید گره خورده است. به همین خاطر، نمیتوان بدون داشتن مجموعهای یکسان از اجراها در دو سال متفاوت، یک میانگین کلی برای تئاتر اعلام کرد یا تصور کرد که اگر امسال یک اجرای گرانقیمت را با یک نمایش ارزان پارسال مقایسه کنیم، حقیقتی درباره افت قدرت خرید کشف شده است. علاوه بر این، هزینه نهایی یک شب فرهنگی شامل مخارج جانبی مثل رفتوآمد یا تهیه بلیت برای سایر اعضای خانواده نیز هست که تصمیمگیری را برای دهکهای پایین درآمدی دشوارتر میکند.
در عرصه موسیقی، فاصله طبقاتی قیمتها به اوج میرسد. گزارش جدول کنسرتهای تهران در آبان ۱۴۰۵ نشان میدهد که نرخ بلیتها چیزی میان ۴۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون تومان در نوسان است و احتساب ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده هم این مبالغ را بالاتر میبرد. بر این اساس، ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان یک کارگر مجرد برای خرید ۵۴ بلیت ارزانقیمت کافی است، اما همین مبلغ برای بلیتهای ۳ میلیونی تنها ۷ بار کفاف میدهد. متأهلها با حقوق ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومانی میتوانند ۵۶ بلیت از نوع اول یا مجدداً ۷ بلیت از نوع دوم را بخرند. مقایسه میان این دو سر طیف که اختلافی شش تا هفت برابری دارند، به خوبی ثابت میکند که جایگاه تماشاگر در سالن چقدر در توانایی حضور او تعیینکننده است. با این وجود، چون روش یکسانی برای گردآوری دادههای سال گذشته و امسال در بخش کنسرت وجود ندارد، سخن گفتن از بهبود یا افت قدرت خرید در کل این بازار ممکن نیست.
نیاز به سنجش فراتر از قیمت بلیت
تقسیم کردن دستمزد بر نرخ ورودیه تنها گوشهای از وضعیت دسترسی اقشار مختلف به هنر را نشان میدهد. در شرایطی که خانوارها باید نخست هزینههای سنگین مسکن و معیشت را پوشش دهند، بهتر شدن نسبت حقوق به بلیت تضمین نمیکند که حضور عملی آنها در رویدادهای فرهنگی بیشتر شده باشد. برای درک دقیقتر این موضوع که فرهنگ چقدر در سبد زندگی کارگران جا دارد، باید دادههای منظمتری مثل میانگین هزینهکرد خانوار، سهم آن از کل درآمد و آمار دقیق حضور تماشاگران جمعآوری شود تا در کنار قیمت بلیت، اثر تورم عمومی جامعه نیز محاسبه گردد.





