غزل شاکری و خط قرمز مادری در نمایش آرزوهای کوچک
کودکی که روی صحنه میخندد، قرار نیست تصویری از قربانی باشد. در تازهترین گفتوگو پیرامون یکی از آثار نمایشی، نام غزل شاکری با رویکردی مادرانه و مراقب گره خورده است؛ رویکردی که مانع شد خردسالان در قامت سوژههای آسیبدیده ظاهر شوند. این نگاه، همراه با سخنان حسین پارسایی، زاویهای تازه به رابطه هنر و جامعه بخشیده است.
نمایشی فراتر از یک اثر عادی
حسین پارسایی اثر «آرزوهای کوچک» را یک تولید نمایشی ساده نمیداند. به باور او، این اثر یک قرار همدلی میان گروه سازنده، مخاطبان و کودکانی است که حق دارند به فردای خود لبخند بزنند. این تعریف، مرزهای یک سرگرمی صرف را جابهجا میکند و به تئاتر نقشی اجتماعی میبخشد.
تئاتر؛ هنر، سرگرمی و دست یاری
این نمایش ثابت میکند که صحنه میتواند همزمان:
- هنر باشد،
- سرگرمی برای مخاطب فراهم آورد،
- و دست یاری جامعه در سختترین روزها باشد.
پارسایی با این تقسیمبندی، کارکرد چندگانه تئاتر را در روزهای دشوار یادآوری میکند.
لبخند به فردا
حق لبخند زدن به آینده برای کودکان، ستون اصلی پیام این نمایش است. ترکیب نگاه مادرانه غزل شاکری در کنار روایت پارسایی، «آرزوهای کوچک» را به تجربهای بدل کرده که نهتنها تماشاگر را سرگرم میکند، بلکه به او یادآوری میکند هنر میتواند در کنار مردم بایستد.





