پشتپرده اقتصادی «اسکورت»؛ چرا قاچاق سوخت کار چند شوتی نیست؟
سینمای ایران بار دیگر به سراغ یکی از زخمهای عمیق اقتصادی و اجتماعی رفته است؛ جایی که دوربین یوسف حاتمیکیا در «اسکورت» با نگاهی به جادهها و مرزها، روایتی از قاچاق سوخت را به تصویر میکشد. اما در گفتوگویی که در کافهخبر با حضور حسین راغفر، اقتصاددان، رضا صائمی، منتقد سینما و بنفشه سامگیس، روزنامهنگار برگزار شد، مشخص گردید که آنچه این اثر را شکل داده، فراتر از چند خودروی سواری دستکاریشده است. از نگاه راغفر، حجم بالای خروج سوخت از کشور نشان میدهد که ما با پدیدهای روبهرو هستیم که بههیچوجه نمیتوان آن را به فعالیت پراکنده چند راننده نسبت داد.
قاچاق سوخت؛ از خط لوله ۶۰ کیلومتری تا آمارهای رسمی
راغفر در این نشست با اشاره به دادههای اعلامشده از سوی مقامهای رسمی، رقم روزانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر سوخت قاچاق را یادآور شد. او تأکید کرد که انتقال چنین مقدار عظیمی نمیتواند صرفاً حاصل تلاش گروهی محدود از افراد باشد. برای روشنتر شدن موضوع، این اقتصاددان به مواردی مانند ایجاد یک خط لوله به طول ۶۰ کیلومتر از یک پالایشگاه به سمت پاکستان و نیز خروج غیرقانونی سوخت هواپیما اشاره کرد. به باور او، این شواهد گویای آن است که جریان قاچاق تا حد زیادی ساختاریافته و هدایتشده است، نه اتفاقی.
تفاوت کارگزاران و شوتیها در شبکه غیررسمی
وی در ادامه میان کسانی که در قالب شبکههای بزرگ فعالیت میکنند و آنهایی که شخصاً بار جابهجا میکنند، خط تمایز مشخصی ترسیم کرد. به گفته راغفر، کارگزاران اصلی ممکن است از نوعی پوشش ریسک و بیمه غیررسمی برخوردار باشند؛ در حالی که شوتیهایی که با خودروی شخصی کالای قاچاق را در جادهها حمل میکنند، هیچ حمایت معینی ندارند و تمام خطر متوجه خودشان است. او همچنین تصریح کرد قربانیان این چرخه معمولاً افراد دیگریاند و برندگان اصلی، گروههای خاصی هستند که بهنوعی با ساختار قدرت و حاکمیت ارتباط دارند.
ریشههای شوتیگری و نگاه «اسکورت» به معیشت
شوتی به رانندهای اطلاق میشود که با خودروی سواری، معمولاً دستکاریشده، کالای قاچاق را بهصورت غیرقانونی در جادههای کشور جابهجا میکند. از دیدگاه اقتصاددانان، شوتیگری بیش از آنکه یک انتخاب شخصی باشد، نتیجه فقر، بیکاری، نابرابری ساختاری و نبود فرصتهای شغلی پایدار است؛ شرایطی که برخی را برای تأمین معاش به سوی مشاغل غیررسمی و پرخطر سوق میدهد. فیلم «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا با الهام از چنین فضایی ساخته شده و بنفشه سامگیس در بخشهایی از این گفتوگو به نبود شغل کافی در بوشهر و هرمزگان اشاره کرد؛ جایی که حتی کارگر اسکلهشدن نیز نوعی موفقیت بهشمار میآید. در بخشهایی از نوار ساحلی هرمزگان نیز جابهجایی سوخت در دست زنان است؛ زنانی که نمیدانند در پایان هر سفر زنده بازمیگردند یا نه.
- روزانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر سوخت به گفته مقامهای رسمی قاچاق میشود.
- خط لوله ۶۰ کیلومتری از یک پالایشگاه به سمت پاکستان از نشانههای سازمانیافتگی است.
- شوتیها از حمایت مشخصی برخوردار نیستند و ریسک کامل متوجه آنهاست.
- قربانیان اصلی این فعالیتها معمولاً افراد دیگری به جز برندگان پشتپرده هستند.
این گفتوگو که در کافهخبر برگزار شد، تنها به نقد یک اثر سینمایی محدود نماند و با حضور چهرههایی از اقتصاد، سینما و روزنامهنگاری، لایههای پنهان پدیدهای را واکاوی کرد که حالا در قالب «اسکورت» روی پرده رفته است. حاتمیکیا پیشتر روایت کرده بود که شش سال برای ساخت این فیلم شنید «مصلحت نیست» و اکنون با اکران آن، توجهها به سمت واقعیتهایی جلب شده که راغفر آنها را نه کار چند شوتی، بلکه حاصل شبکهای سازمانیافته میداند.





