از گدار تا لینکلیتر؛ وقتی موج نوی فرانسه در قاب نتفلیکس بازخوانی میشود
لینکلیتر در جشنواره کن ۲۰۲۵ با اثری ظاهر شد که نهتنها ادای دینی به سینمای فرانسه است، بلکه پلی میان دو جهان متفاوت از فیلمسازی بهشمار میرود. سومین برنامه از مجموعه جلسات «گفتگومندی در سینمای جهان» با همراهی خانه سینما و انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی ایران شکل گرفت تا درباره موج نوی فرانسه بحث شود. در این جلسه که با حضور روحالله حسینی و فرزاد مؤتمن برگزار شد، ابتدا گزیدهای از ساخته ریچارد لینکلیتر برای حاضران پخش شد. این فیلم که نام «موج نو» را بر خود دارد، دستمایهای برای مقایسه میان رویکردهای سینمایی دو سوی اقیانوس اطلس قرار گرفت.
فرصتی برای گفتگوی سینمایی
میثم یزدی بهعنوان دبیر علمی نشست، هدف از برگزاری این سلسله جلسات را بررسی تعاملات میان جریانهای مختلف هنری دانست. او با اشاره به اینکه سومین نشست بهطور ویژه به سینمای موج نوی فرانسه میپردازد، توضیح داد که فیلم جدید لینکلیتر یکی از آثار مورد توجه در جشنواره کن ۲۰۲۵ بود. به گفته یزدی، اینکه یک فیلمساز آمریکایی چنین سوژهای را برگزیده، امکان شکلگیری گفتگو میان سینمای آمریکا و فرانسه را فراهم کرده است. او همچنین یادآور شد که این اثر به دلیل بازسازی دقیق بخشهایی از فیلم «از نفس افتاده»، ارزش آموزشی بالایی برای هنرجویان سینما دارد. یزدی تأکید کرد که سینمای موج نو رویکردی تکصدایی و کارگردانمحور را حاکم کرد که در تضاد با سینمای بازیگرمحور آمریکا قرار داشت.
تقابل بودجهها و شرایط تاریخی
فرزاد مؤتمن با نگاهی به آمار و ارقام تولید، تفاوتهای فاحش میان دو اثر را بررسی کرد. او گفت که «از نفس افتاده» با بودجه ۴۰۰ هزار فرانک معادل ۸۰ هزار دلار ساخته شد که با احتساب نرخ امروز ارز، معادل ۸۷۶ هزار دلار است. این فیلم در مدت ۲۲ روز جلوی دوربین رفت و به قول فرانسوا تروفو، سینما را به پیش و پس از خود تقسیم کرد. در مقابل، لینکلیتر برای ساخت فیلم خود چهار میلیون دلار از نتفلیکس دریافت کرده که جدا از بودجه اصلی است. مؤتمن معتقد است فیلمساز آمریکایی سه برابر گدار بودجه داشته و فیلمبرداری را در ۵۰ روز به پایان رسانده است. او فیلم جدید را اثر بدی نمیداند اما بر این باور است که نمیتوان آن را اثری ماندگار دانست؛ هرچند این موضوع ارتباطی به توانایی فیلمساز ندارد. به عقیده مؤتمن، شرایط تاریخی که موج نوی سینمای فرانسه را به وجود آورد، در فیلم لینکلیتر غایب است، زیرا او اساساً درکی از آن دوران نداشته است.
عبور از قواعد کلاسیک
- در اواخر دهه ۱۹۵۰، نادیده گرفتن قواعد سینما صرفاً یک تصمیم جوانانه نبود، بلکه ریشه در پیامدهای جنگ جهانی دوم داشت.
- گدار و دوستانش کاملاً آگاهانه مسیر تجربهگری را انتخاب کردند، در حالی که فیلمسازان پستمدرن گاهی ناخودآگاه دست به چنین کاری میزنند.
- در آن سالها امتیاز اکران ۸۰ درصد ظرفیت سینماهای فرانسه در اختیار هالیوود بود و فیلمسازان موج نو با سینمای آمریکا بزرگ شده بودند.
- شخصیتپردازی در آثار گدار به شکل کلاسیک وجود ندارد و شخصیتها فاقد ابعاد روانشناختی متعارف هستند.
اهمیت «از نفس افتاده» در این است که پس از گذشت هفتاد سال، همچنان یادآوری میکند که میتوان با بازیگوشی و شیطنت به ساخت فیلم پرداخت. در این فیلم شاهد یک قتل تصادفی هستیم، اما اثر از همان ابتدا با مخاطب قرار میگذارد که به واکاوی دنیای درونی شخصیت اصلی نپردازد. این رویکرد در تقابل با قواعد سینمای کلاسیک قرار دارد. همچنین جامپکاتهای عمدی در فیلم گدار وجود دارند که هرچند پیش از او نمونههای محدودی داشت، اما این قاعده با نام او ثبت شده است.
گفتگو با تاریخ سینما
روحالله حسینی، استاد دانشگاه تهران، با اشاره به ویژگیهای سبکی موج نوی فرانسه گفت: معمولاً این جریان را با فیلمبرداری روی دست و در خیابان، هزینه تولید پایین، دیالوگهای بداهه یا نیمهبداهه و جامپکات میشناسیم. اما به گفته او، موج نو این ویژگیها را در نتیجه مجموعهای از گفتگوهای چهارگانه با حوزههای مختلف در خود جذب کرد. در واقع، این ویژگیهای سبکی حاصل نوعی گفتگومندی هستند که نخستین حوزه آن، تاریخ سینما بوده است. مؤتمن نیز در ادامه افزود که فیلم لینکلیتر انرژی خود را از موقعیتها و افرادی میگیرد که به آنها میپردازد. او فیلم را با شیوهای ساخته که پیشتر در سهگانه خود تجربه کرده بود؛ یعنی روایت داستانی بسیار کمپیرنگ. لینکلیتر دورانی را به تصویر میکشد که هنوز فیلم «از نفس افتاده» ساخته نشده و در نتیجه، رویکردی محافظهکارانه دارد. با وجود اینکه نتیجه نهایی فیلم گدار مورد توجه تهیهکننده قرار نگرفت، این اثر بعدها به یکی از موفقترین فیلمهای تاریخ سینما تبدیل شد و گدار در مجموع ۱۰۵ فیلم ساخت.





