ورود

بررسی بازی Tearscape؛ نبردی گوتیک در قاب پیکسل‌های قدیمی

منبع: ویجیاتو ۴ دقیقه مطالعه
بررسی بازی Tearscape؛ نبردی گوتیک در قاب پیکسل‌های قدیمی

در میان انبوه عناوین موبایلی که هر روزه منتشر می‌شوند، پیدا کردن اثری که بتواند سنگینی فضای تاریک کنسول‌های خانگی را به صفحه نمایش گوشی بیاورد، کار دشواری است؛ اما Tearscape دقیقاً همین مسیر دشوار را انتخاب کرده است. این محصول استودیوی Nerds Take Over، با الهام از وحشتِ Bloodborne و روحیه ماجراجویانه The Legend of Zelda، اثری خلق کرده که در ظاهر یادآور روزهای خوش Game Boy Color است، اما در باطن، رحم و مروت چندانی نسبت به بازیکن ندارد. نتیجه کار، تجربه‌ای است که شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما خیلی زود نشان می‌دهد که قرار نیست مسیری هموار پیش روی شما بگذارد.

آمیزه‌ای از اکتشاف و وحشت کلاسیک

دنیای پیکسلی Tearscape، برخلاف ظاهر نوستالژیکش، پر از رازهای پنهان و مسیرهای درهم‌تنیده است. این اثر به جای آنکه شما را در یک خط داستانی مستقیم حرکت دهد، اختیار گشت‌وگذار در چندین منطقه به‌هم‌پیوسته را می‌دهد که مملو از سیاه‌چال‌ها و بخش‌های مخفی هستند. با پیشروی در بازی و به دست آوردن ابزارها و توانایی‌های تازه، مرزهای نقشه برایتان گسترده‌تر می‌شود و این یعنی برای کشف رازهای بیشتر، ناچارید بارها به مناطق قبلی بازگردید. این رویکرد که ما را بی‌درنگ به یاد سبک مترویدوانیا می‌اندازد، باعث شده اکتشاف در محیط نقشی کلیدی در تجربه شما ایفا کند.

روایت داستانی اثر عمداً در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. اطلاعات از طریق برخورد با شخصیت‌های غیرقابل‌بازی، گفت‌وگوهای کوتاه و کشف جزئیات محیط منتقل می‌شود. برخی از این شخصیت‌ها راهنمایی‌هایی ارائه می‌دهند و گروهی دیگر انگیزه‌های پنهانی دارند. بااین‌حال، برای درک گذشته این جهان و اتفاقات هولناکی که رخ داده، باید کنجکاو باشید؛ هرچند نباید انتظار روایتی عمیق با شخصیت‌پردازی گسترده را داشت، چرا که خط داستانی در مقایسه با طراحی جهان، وزن کمتری دارد.

رقص مرگ بر لبه استقامت

قلب تپنده گیم‌پلی در نبردها می‌زند؛ جایی که ضربه زدن، جاخالی دادن و دفاع کردن، همگی بخشی از نوار استقامت شما را مصرف می‌کنند. این یعنی نمی‌توانید بدون فکر به دشمنان حمله کنید و امیدوار باشید که با ضربات پیاپی پیروز شوید. باید الگوی رفتاری دشمنان را بشناسید، زمان مناسب برای حمله را تشخیص دهید و در موقعیت‌های خطرناک عقب‌نشینی کنید. خوشبختانه سلاح‌های مختلفی مانند شمشیر، خنجر و شلاق در دسترس دارید که تعویض آن‌ها در جریان بازی، آزادی عمل خوبی برای آزمایش روش‌های مختلف نبرد فراهم می‌کند.

در مقابل این آزادی عمل، یک چالش فنی هم وجود دارد؛ گاهی تشخیص دقیق محدوده برخورد ضربات یا فاصله مناسب از دشمن کمی دشوار می‌شود. بااین‌حال، باس‌فایت‌ها اوج هیجان این اثر هستند. این موجودات عظیم و جهش‌یافته هرکدام الگوی حمله مخصوص خود را دارند و برای شکست دادنشان باید از حملات خطرناک فاصله بگیرید. بعضی از این مبارزات به دلیل سرعت بالای دشمنان یا محدودیت منابع درمانی بسیار دشوار هستند، اما شکست دادن هر باس، حس پیشرفت واقعی و دسترسی به امکانات بیشتر را به همراه دارد.

بقا در جهان بی‌رحم

مدیریت منابع در این ماجراجویی اهمیتی حیاتی دارد. تعداد آیتم‌های درمانی محدود است و استفاده بی‌ملاحظه از آن‌ها ممکن است در مواجهه با یک باس سخت، شرایط را برایتان بحرانی کند. از سوی دیگر، مرگ هم بی‌هزینه نیست؛ با کشته شدن، بخشی از منابعی که جمع‌آوری کرده بودید را از دست می‌دهید. به همین دلیل، تصمیم‌گیری درباره زمان ادامه مسیر یا بازگشت به محل امن اهمیت زیادی پیدا می‌کند و این مکانیک‌ها در کنار سیستم ذخیره‌سازی، حس آسیب‌پذیری را در طول بازی تقویت می‌کنند.

این سخت‌گیری‌ها نشان می‌دهد که Tearscape به‌وضوح از بازی‌های سولزلایک الگوبرداری کرده است. درجه سختی بازی همیشه متعادل نیست و ممکن است بعضی از دشمنان فرعی، بیش از اندازه تنبیه‌کننده باشند. بنابراین، این عنوان برای بازیکنانی که به تجربه‌های آسان و کم‌تنش علاقه دارند، اصلاً انتخاب مناسبی نیست.

اصالت بصری و امکانات فنی

از نظر هنری، مجموعه با تکیه بر پیکسل‌آرت و محدودیت‌های دستی‌های قدیمی، هویتی مستقل ساخته است. محیط‌های تاریک، ساختمان‌های فرسوده و موجودات عجیب، در کنار انیمیشن‌های ساده، فضای گوتیک خاصی ایجاد می‌کنند. موسیقی نیز تلاش می‌کند حس تنهایی و خطر را حفظ کند، هرچند در مقایسه با طراحی باس‌ها، تأثیرگذاری کمتری دارد و قطعاتش چندان در ذهن باقی نمی‌مانند. در مجموع، این بازی بیشتر روی ایجاد فضایی یکپارچه و وفادار به عناوین کلاسیک تمرکز کرده تا جلوه‌های بصری پیچیده.

در بخش فنی، نسخه موبایلی فراتر از یک پورت ساده ظاهر شده و یک عنوان کاملاً آفلاین است. بازی از کنترلرهای خارجی پشتیبانی می‌کند و امکان ذخیره‌سازی ابری را هم دارد. یکی از ویژگی‌های جالب آن، بخش همکاری دونفره محلی است که اجازه می‌دهد با اتصال دو کنترلر، ماجراجویی را در کنار دوستتان تجربه کنید. البته برای این کار به دو کنترلر جداگانه نیاز دارید و دکمه‌های لمسی روی یک گوشی کافی نیستند. با توجه به حساسیت بالای گیم‌پلی، استفاده از کنترلر می‌تواند تجربه راحت‌تری فراهم کند. در نهایت باید گفت بازی به‌صورت پولی عرضه شده و خبری از پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای یا تبلیغات آزاردهنده در آن نیست.

در آدا پلی ببینید

مطالب مرتبط

مشاهده همه
Bloodborne از مرز ۱۰.۴ میلیون نسخه گذشت
اخبار بازی

Bloodborne از مرز ۱۰.۴ میلیون نسخه گذشت

رکوردی که همچنان بالا می‌رود Bloodborne، انحصاری نقش‌آفرینی پلی استیشن ۴ که سال ۲۰۱۵ عرضه شد، اکنون از فروش ۱۰.۴ میلیون نسخه عبور کرده است.

زومجی