فیلمسازی برای تاریخ؛ هشدار مجید رستگار به فراموشی مستند فاخر
تصور کنید چند سال دیگر هیچ اثر بلندی نباشد که بشود برای فهم یک رخداد تاریخی به آن رجوع کرد؛ این همان زنگ خطری است که مجید رستگار، کارگردان مستند «کدهای سیاه»، در گفتوگویی درباره وضعیت این مدیوم مطرح کرده است. او که همزمان درگیر آمادهسازی یک فیلم سینمایی و چند مستند تازه است، از فاصله گرفتن نهادها از تولید آثار جامع و ارجاعی میگوید و تأکید میکند که مستند باید برای نسلهای بعد ساخته شود، نه اینکه صرفاً عددی در کارنامه سازمانها باشد.
مستندهایی که در اینستاگرام گم میشوند
رستگار با اشاره به تغییر مسیر تولید در یک سال گذشته توضیح داد که دستگاهها به سمت ساخت کارهای کوتاه برای شبکههای اجتماعی رفتهاند؛ آثاری که در همان بستر منتشر میشوند و پس از مدتی از بین میروند. به باور او، این روند باعث میشود ساخت مستندهایی که دارای منبع هستند و تصویری جامع ارائه میدهند، کنار گذاشته شود و این بزرگترین اشتباه مجموعههاست.
او هشدار داد که اگر چنین رویهای ادامه یابد، در چند سال آینده دیگر مستند فاخری که بتوان برای برداشت سند از آن استفاده کرد وجود نخواهد داشت. این مستندساز برای نمونه به موضوع شهدای خاص اشاره کرد که امروز برایشان کارهای دو سه دقیقهای ساخته میشود و دیگر اثری در سطح «عابدان کهنز» شکل نمیگیرد. وی دلیل این اتفاق را کمبود بودجه عنوانشده از سوی ارگانها دانست که در عمل به معنای اولویت یافتن کمیت بر کیفیت است.
رزومهسازی بهجای ماندگاری
به گفته رستگار، امروز همه نهادها به دنبال آن هستند که بگویند فلان تعداد کار ارائه دادهاند و همین باعث شده آدم دلسوز و فنی مستندساز کمتر در رأس مراکز دیده شود؛ کسی که بداند یک مستند باید برای تاریخ بماند. او برای «کدهای سیاه» دو سال زمان صرف کرده و معتقد است آثاری که جنبه مأخذ دارند، نیازمند ماهها کار و بودجه مناسب هستند.
وی در عین حال تأکید کرد که در جنگ اخیر مدیون کارهای کوتاه و زودبازده بودیم، اما از سوی دیگر باید سالانه همان بودجههایی که پیشتر به مستندسازی اختصاص داده میشد ادامه پیدا کند و این چراغ خاموش نشود. این کارگردان همچنین یادآور شد بین سینما و مستند تفاوت وجود دارد؛ مخاطب وقتی در قالب فیلم حرفی تاریخی میشنود، کمتر آن را میپذیرد چون میگوید این فضا واقعیت ندارد، در حالیکه مستند بر اساس مستندات ساخته میشود.
روایت آمریکای جهانخوار بدون برچسب ایدئولوژیک
مجید رستگار در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به تجربه «کدهای سیاه» گفت سیاستهای آمریکا در کشورهایی مانند عراق، سوریه و لیبی باعث شده سران این کشورها به مترسکهایی تبدیل شوند که فقط حضور دارند و هر زمان آمریکا بخواهد چیزی به آنها میدهد و هر زمان نخواهد چیزی نمیدهد تا آنها را تهدید کند. او درباره نسل جوان و واقعه تسخیر لانه جاسوسی توضیح داد: گفته میشود تمام مشکلات و درگیریهایی که با آمریکا داریم و تا امروز ادامه یافته، به خاطر تسخیر لانه جاسوسی است، اما هر چقدر هم مستند ساختیم، نتوانستیم به نسل جوان القا کنیم که این همان آمریکایی است که برایش شاه، وزیر، مصدق، روحانی و آخوند هیچ فرقی ندارد و فقط منافع خودش را میخواهد.
او افزود در جریانات اخیر اتفاقات مثبتی افتاد و نسل جدید رسانهای توانست کمک کند تا جایگاه آمریکا نشان داده شود. جهانخواری آمریکا از نظر او یعنی اینکه دوست دارد نفت را فقط برای خودش داشته باشد و معادن یک کشور را تصاحب کند؛ اوکراین، عراق، افغانستان، ونزوئلا و سوریه نمونههایی از کشورهای بسیار بزرگ و باتمدن هستند که از بین رفتهاند. رستگار معتقد است در این سالها به صورت ایدئولوژیک به دشمنی با آمریکا پرداختهایم و وقتی مخاطب از نظر تفکری با سازنده تضاد دارد، حرف او را نمیشنود. برای همین باید این مفاهیم از سوی کسانی منتقل شود که با مخاطب همسو و همجریان باشند؛ کاری که به گفته او هیچوقت انجام نشده و باعث عقب افتادن در این زمینه شده است.
جدیدترین ساختهها و چالش تفکیک سینما از مستند
این مستندساز در پایان از فعالیتهای اخیرش گفت و توضیح داد که این روزها منتظر اکران فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف» است که با مشکلاتی روبهرو شده و مسئله اصلی آن هم فهم تفاوت سینما و مستند است. باید برخی را توجیه کرد که در سینما قرار نیست همه مستندات برابر باشد و اهمیت در ساخت درام جذاب است.
او در دو سال گذشته تولید چهار مستند را هم پیگیری کرده که در روایت، ساختار، فرم و قصهگویی متفاوتاند. دو مستند «ژرتوا» و «تاوان فراموشی» اکران شده و به جشنوارهها رسیدهاند و مورد توجه قرار گرفتهاند. امسال نیز دو اثر دیگر با نامهای «دروازه جهنم» و «من سبز زیتونی هستم» در جشنوارهها نمایش داده خواهند شد.





