بابک خواجهپاشا: فیلم ۱۶۸ شهید مدرسه شجره طیبه میناب ساخته میشود
روایت زندگی ۱۶۸ دانشآموز شهید میناب قرار است به پرده سینما راه پیدا کند؛ آن هم با نگاهی که میخواهد فراتر از یک عدد ساده باشد. بابک خواجهپاشا، کارگردان شناختهشده سینمای ایران، شامگاه چهارشنبه در ویژهبرنامه «ستارههای میناب» در بندرعباس اعلام کرد که فیلمی با موضوع این شهدا تولید خواهد شد. او تأکید کرد که ثبت هنری مظلومیت کودکان مدرسه شجره طیبه نیازمند شناخت، تحقیق و درک درست از ظرفیتهای هنر و سینماست؛ نه برخوردی شعاری و گذرا.
لزوم پرهیز از نگاه تبلیغاتی به مضامین مقدس
این فیلمساز با انتقاد از رویکردهای پروپاگاندایی در آثار تاریخی و دفاع مقدس، یادآور شد که نسلهای قبل نتوانستند شخصیتهایی مانند مهدی باکری، همت و کاوه را آنگونه که شایسته است به جوانان بشناسانند و بیم آن میرود که در ماجرای میناب نیز همین ضعف تکرار شود. به گفته او، برخورد بدون تحقیق و نداشتن فهم درست از جهان درام قطعاً به این آثار لطمه میزند.
- موضوعات ارزشمند و مقدسی مانند شهادت نباید بهراحتی در اختیار هر کسی قرار بگیرند.
- باید سختگیرانهترین معیارها برای گزینش کارگردانان اینگونه آثار در نظر گرفته شود.
- این مضامین مانند جوهر و بنیانی هستند که تاریخ را رقم میزنند.
خواجهپاشا تصریح کرد که مسئولان باید بدانند تعدد تولید و تکرار مداوم یک موضوع، لزوماً باعث ماندگاری آن نمیشود. او با اشاره به تجربه فیلم موقعیت مهدی خاطرنشان کرد که این اثر به دلیل ساختارمند بودن و کارگردانی درست توانست جایگاه ویژهای در سینمای ایران پیدا کند و حرمت مضامین دینی را پاس داشت.
بازتاب جهانی و درد همیشگی کارگردان
کارگردان سینما با بیان اینکه رنج شهادت کودکان میناب هر روز قلبش را به درد میآورد، گفت: «اگر ما اندک عرضهای داشتیم، باید همان روز از درد و رنج این بچهها میمردیم. من اگر نمردم، قطعاً جایی از غیرتم میلنگیده است؛ چراکه هر روز از درد بچههایمان میمیرم.»
او همچنین از بازتاب بینالمللی این حادثه سخن گفت و افزود پس از واقعه، سفرهایی به توکیو و هیروشیما داشت؛ هنگامی که به دیگران میگفت ایرانی است، نخستین موضوعی که آنها مطرح میکردند، ۱۶۸ شهید میناب بود. این نشان میدهد اتفاق مهمی در سطح جهانی شکل گرفته که هنوز فرصت نشده است آنگونه که باید دربارهاش کار شود.
۱۶۸ جهان مستقل بهجای یک عدد
خواجهپاشا بر ضرورت شناخت دقیق تکتک شهدای این مدرسه تأکید کرد و ظرفیت دراماتیک ماجرا را مانند کربلا و عاشورا دانست؛ همانگونه که درخت عاشورا هر بار با تلاش برای خاموش کردنش از جایی دیگر جوانه زده، روایت شهدای میناب نیز میتواند زنده بماند. او در پایان گفت: «۱۶۸ جان، ۱۶۸ آرزو و ۱۶۸ ایران؛ هر کدام از این بچهها اهمیت دارند. عدد ۱۶۸ بهتنهایی کافی نیست؛ باید نام هر شهید، علایق، آرزوها، ویژگیهای شخصیتی و زندگی او بهدقت بررسی شود.»
به باور این کارگردان، هر یک از این کودکان یک جهان مستقل و قصهای ناگفته دارند و برای اثرگذاری واقعی باید به هویت انسانی آنها توجه کرد تا این روایت از یک گزارش تاریخی فراتر رفته و در حافظه جمعی ماندگار شود.




