ورود

نقد و بررسی فیلم Hope؛ هیولای تکنیک در خدمت روایتی ناتمام

منبع: گیمفا ۵ دقیقه مطالعه
نقد و بررسی فیلم Hope؛ هیولای تکنیک در خدمت روایتی ناتمام

در دنیای سینما گاه پیش می‌آید که یک اثر سینمایی نه به‌خاطر داستانش، بلکه به‌واسطه قدرت سازنده‌اش در کنترل دوربین و خلق قاب‌های نفس‌گیر به یک تجربه بصری تبدیل شود؛ وضعیتی که در تازه‌ترین ساخته یکی از کارگردانان کم‌کار اما جنجالی شرق آسیا به‌وضوح دیده می‌شود. وقتی صحبت از ترکیب ژانر وحشت و نام «نا هونگ جین» به میان می‌آید، انتظار می‌رود با اثری مواجه شویم که فراتر از سرگرمی، لایه‌های معنایی عمیقی را دنبال کند. او پس از گذشت پنج سال از آخرین فیلم بلند خود با عنوان The Medium، این بار با پروژه‌ای موسوم به Hope قدم در عرصه‌ای گذاشته که پیش‌تر در آن کمتر تجربه داشته است. جایی که زیبایی‌شناسی بصری با روایتی از تهاجم موجودات ناشناخته گره می‌خورد، اما آیا این بازگشت شکوهمندانه توانسته میان فرم و محتوای خود تعادلی برقرار کند؟

میراث سنگین سینمای کره و کلیشه‌های آشنا

سینمای کره‌ جنوبی در سال‌های اخیر به مهد تولید آثار استعاری و وحشت‌آور تبدیل شده است و کارگردانانی مانند نا هونگ جین با وجود ساخت تنها ۵ فیلم بلند در حدود ۲۰ سال، همواره توانسته‌اند توجه منتقدان را به خود جلب کنند. فیلم Hope نیز از این قاعده مستثنا نیست و روایت خود را با همان الگوی همیشگی این فیلم‌ساز یعنی حضور یک مأمور قانون بددهن، به‌ظاهر ناکارآمد و بی‌اخلاق کلید می‌زند. شخصیت «کو بوم سوک» که هوانگ جونگ مین نقش رئیس پلیس بندرگاه هوپ را ایفا می‌کند، در ابتدا هیچ نشانی از یک قهرمان کلاسیک ندارد.

استفاده از فضاهای خلوت، تاریک و آسیب‌دیده شهری که یادآور فیلم‌های زامبی‌محور است، در کنار خودداری از نمایش مستقیم موجود مهاجم در یک‌سوم آغازین، باعث می‌شود ضرب‌آهنگ اثر افت کند و بیننده احساس خستگی کند. این کلیشه‌های تکراری اگرچه بخشی از امضای سینمایی منطقه محسوب می‌شوند، اما در ابتدای راه پتانسیل بالقوه داستان را سرکوب می‌کنند و اجازه نمی‌دهند مخاطب به‌سرعت با جهان جدید ارتباط برقرار کند.

شکوه بصری و ۱۵ دقیقه میخکوب‌کننده

اما ورق به‌سرعت برمی‌گردد و فیلمساز در ادامه، توانایی‌های فنی خود را به رخ می‌کشد؛ به‌طوری که برای ۱۵ دقیقه کامل، تماشاگر را میخکوب صندلی می‌کند. ورود موجود عظیم‌الجثه با ظاهری غیرمنتظره، آغازگر نبردی تعقیب و گریز میان او و رئیس پلیس است که با تکنیک کارگردانی بی‌نظیری همراه شده است. چنین لحظاتی در این گونه سینمایی به‌ندرت دیده می‌شود و ثابت می‌کند که نا هونگ جین در مدت ۱۵۰ دقیقه، حرف‌های زیادی برای گفتن در زمینه مهارت‌های فنی در ابعاد جهانی دارد.

بهره‌گیری از لانگ‌شات‌های فرمیک که حس ترس و کنجکاوی را توأمان برمی‌انگیزد و زوم‌های دقیق، تنها گوشه‌ای از هنر سینمایی اوست. پرهیز از استفاده بیش از حد دوربین روی دست که معمولاً ذهن را خسته می‌کند، نشان‌دهنده درک بالای او از التهاب محیط و مدیریت قاب است. با این حال، افراط در به‌کارگیری زاویه Low Angle برای نمایش قدرت کاراکترها در نیمه دوم فیلم، این ابزار را از حالت تأثیرگذار خارج کرده و تکراری جلوه می‌دهد. فیلمساز باید حد استفاده از این توانمندی را بشناسد تا اثرش از سطح تکنیک به مرحله فرم ارتقا یابد.

وام‌گیری‌های سینمایی و پایان‌بندی مبهم

الهام‌پذیری در آثار علمی‌تخیلی امری رایج است و Hope به‌شدت تحت تأثیر دو اثر شاخص تاریخ سینما قرار دارد. ظاهر موجودات فضایی و سفینه آن‌ها، به‌ویژه ترشحات لزج که برای ایجاد تعلیق روی کاراکترها ریخته می‌شود، بی‌شک شما را به یاد سری فیلم‌های «بیگانه» می‌اندازد. از سوی دیگر، زمانی که این موجودات فیزیک انسانی به خود می‌گیرند، شباهت آن‌ها به شخصیت‌های فیلم «آواتار» جیمز کامرون کاملاً مشهود است.

با این وجود، تفاوت‌های بنیادینی وجود دارد؛ در آواتار انسان‌ها به موجودات فضایی حمله می‌کنند، اما در اینجا این هیولاها هستند که به انسان‌ها یورش می‌برند. همچنین برخلاف شاهکار کامرون که موجودات فضایی قهرمان داستان هستند، فعلاً کفه ترازو در Hope به نفع انسان‌ها سنگینی می‌کند. این واژه «فعلاً» به‌دلیل پایان‌بندی مبهم فیلم به کار می‌رود؛ پایانی که اگر منجر به ساخت دنباله نشود، می‌تواند نمره منفی بزرگی برای اثر محسوب شود.

ضعف در شخصیت‌پردازی و غیبت تعادل

متأسفانه بزرگ‌ترین نقطه ضعفی که این فیلم را از تبدیل شدن به اثری ماندگار در سال ۲۰۲۶ باز می‌دارد، فقدان عمق در پرداخت شخصیت‌هاست. در حالی که کارگردان در بحث تکنیک فوق‌العاده عمل می‌کند، از تأثیر شخصیت‌پردازی بر پیشبرد داستان غافل مانده است. یاران «کو سونگ کی» (با بازی جو این سونگ) که در یافتن هیولا به او کمک می‌کنند، هیچ‌گونه عمق رفتاری پیدا نمی‌کنند و صرفاً تیپ‌هایی کودن و تکراری از سینمای کره‌ جنوبی هستند.

  • کاراکترهایی که قرار است نبرد آنان با هیولاها تعلیق ایجاد کند، باید فراتر از یک تیپ ظاهر شوند تا مخاطب در لحظه نبرد با آن‌ها حس نزدیکی کند.
  • گروه دومی که برای جست‌وجو وارد جنگل می‌شوند، کاملاً بدون مقدمه به داستان اضافه می‌شوند و حضورشان برای بیننده اهمیتی ندارد.
  • فیلمساز به‌قدری در دریای تکنیک غوطه‌ور شده که سایر عناصر ضروری سینما را فراموش کرده است.

البته نا هونگ جین ثابت کرده که اصول شخصیت‌پردازی را می‌شناسد؛ چرا که کاراکتر کو سونگ کی در همان سکانس ابتدایی با سکوت و پاسخ‌های کوتاهش در برابر وراجی دوستانش، مخاطب را با خود همدل می‌کند. این همدلی است که تعلیق را تا سکانس پایانی زنده نگه می‌دارد. اگر این سطح از شخصیت‌پردازی به تکنیک خیره‌کننده کارگردان اضافه می‌شد، احتمالاً با یکی از بهترین آثار تاریخ سینمای کره‌ جنوبی روبه‌رو بودیم که سالیان بعد نیز موضوع بحث منتقدان باقی می‌ماند. در نهایت، تقابل نهایی هیولاها و اکشن اغراق‌آمیز آن، هرچند در سینمایی غیر از هالیوود رخ می‌دهد، دارای ارزش است، اما برای تکمیل یک شاهکار، تنها مهارت فنی کافی نیست.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
دعوت؛ وقتی گوش دادن به زبان عشق بدل می‌شود
نقد فیلم

دعوت؛ وقتی گوش دادن به زبان عشق بدل می‌شود

گاهی برای نجات یک رابطه، هیچ چیز به اندازه‌ی شنیدن صدای طرف مقابل کارساز نیست. فیلم دعوت (The Invite) به کارگردانی اولیویا وایلد دقیقاً روی همین نقطه‌ی ظریف دست می‌گذارد.

گیمفا
وقتی سیبی گندیده بهشت معلم را ویران می‌کند
نقد فیلم

وقتی سیبی گندیده بهشت معلم را ویران می‌کند

آرامش در کلاس درس برقرار است تا اینکه یک کودک سرکش همه چیز را به هم می‌ریزد. این تصویر ساده، نقطه آغاز اثری در ژانر کمدی سیاه و دلهره‌آور به نام Bad Apples است که در سال…

گیمفا