ورود

نقد فیلم رزیدنت ایول زک کرگر؛ وحشت در راکون سیتی

منبع: ویجیاتو ۴ دقیقه مطالعه
نقد فیلم رزیدنت ایول زک کرگر؛ وحشت در راکون سیتی

سینما بارها کوشیده است تا جهان پررمز و راز بازی‌های رزیدنت ایول را روی پرده نقره‌ای بازآفرینی کند، اما کمتر اثری توانسته حس واقعی وحشت و بقا را منتقل سازد. اکنون زک کرگر، خالق آثار پرمخاطبی مانند Barbarian و Weapons، مسئولیت این کار دشوار را بر عهده گرفته و نتیجه کارش نشان می‌دهد که مسیر تازه‌ای در پیش گرفته شده است. فیلم جدید Resident Evil به‌جای بازگویی مستقیم داستان نسخه‌های ویدیویی، مخاطب را در قلب موقعیتی قرار می‌دهد که گویی خود کنترل یک عنوان ترسناک را در دست دارد. این اقتباس با استقبال گسترده منتقدان و تماشاگران همراه شده و فروش آن از مرز ۴۰۰ میلیون دلار عبور کرده است؛ موفقیتی که تنها به نام تجاری مجموعه محدود نمی‌شود و ریشه در رویکرد ساختاری آن دارد.

رویکرد کرگر در شخصیت‌پردازی و آغاز داستان

زک کرگر مهارت ویژه‌ای در شکل‌دادن به تعلیق بدون اتکا به توضیحات اضافی دارد. او در فیلم رزیدنت ایول نیازی نمی‌بیند که پیشینه شخصیت‌ها را با دیالوگ‌های طولانی شرح دهد. داستان با معرفی برایان آغاز می‌شود؛ پیک پزشکی که انتقال اعضای بدن برای پیوند را بر عهده دارد. او در این قسمت مأموریت یافته محموله‌ای مهم را از جاده‌ای کوهستانی به بیمارستان شهر راکون برساند. فیلمساز به‌جای پرداخت مستقیم، بیننده را در جریان سکانس رانندگی در مسیری برفی قرار می‌دهد. برایان همراه با همسرش میشل تلفنی گفت‌وگو می‌کند و همین مکالمه ساده به‌تدریج تنش‌های رابطه آن‌ها را نمایان می‌سازد.

تاریکی جاده و محدودیت دید راننده، فضایی مهیا می‌کند که ذهن تماشاگر را برای رخدادهای بعدی آماده سازد. دوربین اغلب به زاویه دید برایان نزدیک است و تنها نور چراغ‌های خودرو مسیر را روشن می‌نماید. برخورد ناگهانی ماشین با زنی نیمه‌زامبی، ریتم اثر را دگرگون می‌کند. پس از این رخداد، برایان برای یافتن آن زن که در جنگل گم شده و از آلودگی‌اش بی‌خبر است، به جست‌وجو می‌پردازد. این بخش یادآور دقایق ابتدایی Resident Evil Village است؛ جایی که بازیکن با چراغ‌قوه در محیطی برفی حرکت می‌کند و تنها بخش کوچکی را می‌بیند. کرگر به‌خوبی دریافته که هراس اصلی از ندیدن ناشی می‌شود، نه از مشاهده مستقیم تهدید.

فضای بازی‌گونه در روستا و مکانیک‌های بقا

پس از مقدمه، فیلم وارد بخشی می‌شود که شاید بتوان آن را هسته اصلی تجربه سینمایی دانست. برایان هنگام جست‌وجو به منطقه‌ای روستایی می‌رسد و از ساکنان آنجا یاری می‌طلبد. او شناختی از محیط ندارد و نمی‌داند با چه چیزی روبه‌روست؛ وضعیتی مشابه ورود بازیکن به ناحیه‌ای ناشناخته در مجموعه بازی‌ها. چیدمان کلبه‌ها در کنار یک خانه اصلی و معماری آن‌ها، حس حضور در روستای بازی Resident Evil 4 را زنده می‌کند. نحوه قرارگیری موانع و راه‌های فرار نیز به گونه‌ای است که گویی قرار است بازیکن با کنترل شخصیت، مسیر خود را بیابد.

  • برایان برای فرار از سگ آلوده به کلبه‌ای پناه می‌برد که از نظر فضای داخلی بسیار به خانه‌های Resident Evil 4 شبیه است.
  • او از نردبان بالا می‌رود و آن را به پایین می‌اندازد؛ حرکتی که طرفداران نسخه چهارم به‌خوبی به یاد دارند.
  • در خانه اصلی، برایان یک شاتگان روی دیوار می‌یابد که ظاهر آن یادآور نخستین برخورد لیان با این سلاح در بازی است.

او برای به‌کارگیری اسلحه به مهمات نیاز دارد و شروع به گشتن کشوها و کمدها می‌کند. این عمل همان جست‌وجوی وسواس‌گونه برای یافتن منابع است که هر بازیکن رزیدنت ایول بارها تجربه کرده است. کرگر این ارجاعات را تنها برای خوشایند طرفداران به کار نمی‌برد، بلکه مکانیک‌های آشنا را به ابزار تعلیق بدل می‌سازد. هنگامی که زامبی جاده به سمت خانه حمله می‌کند، آماده‌سازی مهمات با زمین‌خوردن و پخش‌شدن تیرها همراه می‌شود. زنگ تلفن و حمله موجودی دیگر، زنجیره‌ای از مشکلات هم‌زمان را پدید می‌آورند که حس درماندگی در شرایط بحرانی را بازسازی می‌کند.

بازیگری، فیلمنامه و وفاداری به میراث مجموعه

در کنار کارگردانی، نقش‌آفرینی بازیگران و متن فیلمنامه از ارکان مهم این اثر به شمار می‌روند. هرچند پرداخت شخصیت برایان و دیگر نقش‌ها می‌توانست ژرفای بیشتری داشته باشد، اما اجراها در انتقال اضطراب و سردرگمی موفق عمل کرده‌اند. فیلمبرداری با بهره‌گیری از نورپردازی محدود و قاب‌بندی‌های تنگ، همراه با موسیقی متن، فضای سنگین وحشت را تقویت نموده است. وفاداری به میراث بازی‌های ویدیویی در جزئیات صحنه و طراحی موجودات جهش‌یافته دیده می‌شود؛ موجوداتی که برای دوستداران این مجموعه کاملاً آشنا هستند و به فضای کلی اثر اصالت می‌بخشند.

این اقتباس نشان می‌دهد که انتقال روح یک بازی ویدیویی به سینما، نیازمند بازسازی مکانیک‌ها و تجربه حسی است تا صرفاً روایت داستان. کرگر با تکیه بر محدودیت دید، جست‌وجوی منابع و مواجهه‌های ناگهانی، اثری خلق کرده که تماشاگر را در جایگاه بازیکن می‌نشاند. فروش بالای فیلم و بازخوردهای مثبت، گواهی بر این مدعاست که مسیر تازه در اقتباس از رزیدنت ایول می‌تواند الگویی برای آثار آینده باشد.

در آدا پلی ببینید

مطالب مرتبط

مشاهده همه