ورود

صنوف سینمای مستند؛ از پیگیری حقوق تا ساختن چشم‌انداز تازه

منبع: خبرآنلاین - فرهنگ ۶ دقیقه مطالعه
صنوف سینمای مستند؛ از پیگیری حقوق تا ساختن چشم‌انداز تازه

چالش اصلی که این روزها پیش روی سینمای مستند ایران قرار دارد، تنها نبود پول برای ساخت فیلم نیست؛ بلکه نبود یک ساختار ماندگار است که توانایی‌های فیلم‌سازان را به نیازهای جامعه و بخش‌های گوناگون پیوند بزند. در این میان، دیگر نمی‌شود کار ویژه‌ی نهادهای صنفی را فقط در چانه‌زنی برای معیشت اعضا یا گرفتن کمک‌های دولتی خلاصه کرد. این تشکل‌ها حالا باید بتوانند در قامت نماینده‌ی یک جامعه‌ی حرفه‌ای، هم در تعیین سیاست‌های فرهنگی و گسترش بازار کار نقش داشته باشند و هم امنیت شغلی مستندسازان را تضمین کنند. این نگاه به معنای نادیده گرفتن زحمات گذشته نیست، بلکه فراخوانی است تا نسبت میان وظایف این نهادها و دستاوردهای واقعی آن‌ها در زندگی کاری اعضا بازنگری شود.

چرا چرخه‌ی تولید ناپایدار است؟

پرسش اساسی اینجاست که چرا یک فیلم‌ساز با وجود سال‌ها فعالیت و ساخت آثار گوناگون، باز هم برای پیدا کردن منابع مالی هر پروژه‌ی جدید باید از نقطه‌ی اول شروع کند؟ چرا هنوز پیوند میان بدنه‌ی مستندسازی و نهادهایی مانند شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز صنعتی، به‌جای آنکه بر پایه‌ی یک سازوکار مشخص باشد، بیشتر به توافق‌های کوتاه‌مدت و رابطه‌های شخصی وابسته است؟ بخشی از جواب را باید در تعریف محدود از مفهوم «حمایت» پیدا کرد. در الگوی فعلی، کمک‌ها معمولاً با تأمین هزینه‌ی ساخت آغاز می‌شوند و با تمام شدن فیلم، تمام می‌شوند؛ بدون آنکه تداوم کار حرفه‌ای یا راهیابی اثر به مخاطب و تولید بعدی تضمین شده باشد. در این چرخه، حتی پیروزی هنری هم همیشه به معنای داشتن شغل دائمی نیست و مستندسازی به‌جای یک حرفه‌ی مستمر، به فرصت‌های پراکنده و ناپایدار وابسته می‌ماند.

عبور از انحصار اقتصاد دولتی

راه حل، قطع کردن دست دولت از این عرصه نیست، بلکه باید از «انحصار» دولت در اقتصاد سینمای مستند عبور کرد. دولت وظیفه دارد که همچنان از آثار مستقل و موضوعاتی که بازار آزاد توان مالی کردن آن‌ها را ندارد، پشتیبانی کند؛ اما صنف‌ها هم باید از ظرفیت خود برای پیدا کردن منابع نو، گسترش بازار و وصل کردن فیلم‌سازان به کسانی که می‌توانند سفارش دهند، بهره ببرند. جایگاه صنف در برابر دولت نه جایگاه کسی است که مدام تقاضای پول دارد و نه پیمانکاری است که فقط سیاست‌ها را اجرا می‌کند؛ بلکه باید شریک حرفه‌ای دولت در توسعه باشد، بی‌آنکه قدرت نقد و استقلال خود را در دفاع از اعضا از دست بدهد.

استقلال؛ شرط اعتبار صنفی

استقلال، پایه‌ی اصلی اعتبار یک تشکل صنفی است. رابطه‌ای که فقط بر پایه‌ی خوشایند مدیران باشد، کم‌کم نمایندگی مستقل جامعه‌ی حرفه‌ای را ضعیف می‌کند؛ درست همان‌طور که دشمنی همیشگی و بی‌ثمر، امکان اثرگذاری بر تصمیم‌ها را از بین می‌برد. تعامل حرفه‌ای وقتی معنا می‌یابد که صنف بتواند هم‌زمان گفت‌وگو کند، پیشنهاد کارشناسی بدهد، بر اجرای توافق‌ها نظارت داشته باشد و اگر تعهدی انجام نشد، پیگیری‌های مستقل و مستند خود را ادامه دهد.

مستندنگاری ملی؛ میدان آزمون بزرگ

یکی از روشن‌ترین عرصه‌هایی که این مسئولیت را محک می‌زند، بحث مستندنگاری پروژه‌های ملی است؛ ظرفیتی که می‌تواند هم بازار تولید را گسترده کند و هم بخشی از حافظه‌ی تاریخی و اجتماعی ایران را نجات دهد. «آیین‌نامه مستندنگاری ملی و ثبت تصویری طرح‌ها و پروژه‌های کشور» که در سال ۱۴۰۰ به تصویب هیئت وزیران رسیده، چارچوب قانونی این کار را مشخص کرده است. با این وجود، ادامه‌ی بحث‌ها و پیگیری‌ها در این باره، از جمله در نشست تخصصی آذر ۱۴۰۴، نشان می‌دهد که فاصله‌ی زیادی میان داشتن قانون و اجرای واقعی آن وجود دارد. مسائلی مثل نیاز به اعتبار، تدوین سازوکارهای شفاف و پیشنهاد برای اختصاص منابع مشخص به پروژه‌های عمرانی، از جمله مواردی است که در این مسیر مطرح شده است.

از تصویب قانون تا واقعیت اجرا

فاصله میان تصویب و اجرا، یکی از مشکلات ساختاری مدیریت فرهنگی در کشور است؛ جایی که گاه ضرورت یک موضوع پذیرفته شده و حتی قانون آن هم وجود دارد، اما راهکار مؤثری برای تبدیل آن تصمیم به نتیجه‌ی عملی شکل نمی‌گیرد. در این وضعیت، وظیفه‌ی صنف‌ها نباید فقط به حضور در جلسات یا تکرار درخواست‌ها محدود بماند. پیگیری اجرای مصوبات، پیدا کردن موانع، ارائه‌ی راهکار عملی و مطالبه‌ی گزارش‌های روشن باید بخشی از برنامه‌ی همیشگی آن‌ها شود. باید مشخص باشد که کدام پروژه‌ها در اولویت ثبت تصویری هستند، پول آن‌ها چگونه تأمین می‌شود، فیلم‌سازان با چه معیارهایی انتخاب می‌شوند، قراردادها چه زمانی بسته می‌شود و آثار تولید شده چگونه به آرشیو ملی و چرخه‌ی نمایش راه می‌یابند.

نقش صنف در تنظیم‌گری بازار

البته نقش صنف این نیست که خودش جای دستگاه‌های اجرایی را بگیرد یا امتیاز ایجاد کند؛ مسئولیت اصلی آن دفاع از استانداردهای حرفه‌ای، تضمین شفافیت، پیگیری حقوق مادی و معنوی فیلم‌سازان و کمک به شکل‌گیری نظامی عادلانه برای توزیع فرصت‌هاست. حمایت از اعضا نباید باعث محدود شدن رقابت یا دخالت در استقلال هنری آن‌ها شود. اهمیت این موضوع بسیار فراتر از چند قرارداد تولید است. پروژه‌های صنعتی، طرح‌های عمرانی، محیط‌زیست، انرژی، میراث فرهنگی و دستاوردهای علمی، همگی تجربه‌هایی دارند که ثبت حرفه‌ای آن‌ها می‌تواند منبعی ارزشمند برای پژوهش، آموزش و شناخت تاریخ معاصر شود. هر کارخانه، دانشگاه و پروژه‌ی ملی می‌تواند موضوع اثری باشد که ارزشش فقط به سفارش‌دهنده محدود نماند.

صنف‌ها می‌توانند با شناسایی نیازها، ایجاد بانک اطلاعاتی، تدوین قراردادهای استاندارد و تسهیل ارتباط میان سفارش‌دهندگان و گروه‌های حرفه‌ای، این بازار را سازمان‌دهی کنند. اما این توسعه زمانی به نفع سینمای مستند است که فیلم‌ساز به ابزار تبلیغاتی سازمان‌ها تبدیل نشود و استقلال روایی او در قراردادها به رسمیت شناخته شود. بازار پایدار، بازاری نیست که در آن مجریِ صرفِ خواسته‌های سفارش‌دهنده باشد؛ بلکه جایی است که نیاز سفارش‌دهنده با آزادی حرفه‌ای و حق روایت مستندساز به تعادلی روشن برسد.

پیوند نسل‌ها و عضویت شفاف

گذشته از اقتصاد تولید، مسئله‌ی مهم دیگر، تعریف جامعه‌ی حرفه‌ای و ارتباط آن با نسل‌های مختلف است. صنفی که مدعی نمایندگی است باید بتواند هم از تجربه‌ی پیشکسوتان محافظت کند و هم راه را برای ورود جوان‌ترها هموار سازد. معیارهای مبهم عضویت می‌تواند استعدادهای نو را از حضور در ساختار حرفه‌ای محروم کند؛ همان‌طور که نادیده گرفتن معیارهای روشن، اعتبار صنف را ضعیف می‌کند. راه‌حل، ساختن نظامی شفاف و پاسخ‌گوست که در آن تجربه‌ی پیشکسوتان ارج نهاده شود، اما نداشتن کارنامه‌ی طولانی مانعی برای ورود جوان‌ها نباشد. عضویت باید راهی برای مشارکت در یک جامعه‌ی حرفه‌ای باشد، نه امتیازی انحصاری برای دسترسی به منابع مالی.

همچنین، ارزش‌گذاری برای پیشکسوتان نباید فقط در بزرگداشت‌های نمادین خلاصه شود. بسیاری از آن‌ها حامل تجربه‌هایی هستند که در هیچ آرشیو رسمی ثبت نشده است؛ تجربه‌هایی درباره‌ی تاریخ تولید، اخلاق حرفه‌ای و دشواری‌های ساخت فیلم مستقل. استفاده از این سرمایه در آموزش و انتقال تجربه می‌تواند منزلت آن‌ها را با نقشی واقعی پیوند بزند. جوان‌گرایی به معنای حذف تجربه نیست و پاسداشت پیشکسوتان هم نباید راه آینده را ببندد؛ مسئله، ساختن پیوندی زنده میان تجربه و نوآوری است تا گذشته، چراغ راه آینده باشد نه جایگزین آن.

مطالب مرتبط

مشاهده همه