زریندست در جشنواره مقاومت: مرز میان الهام و تقلید کجاست؟
تصور کنید بومی سفید پیش روی شماست که تنها با نور و خلاقیت جان میگیرد؛ این تشبیهی است که یک فیلمبردار پیشکسوت برای ماهیت سینما به کار میبرد. علیرضا زریندست در کارگاه انتقال تجربه خود که در پردیس سینمایی ملت و در حاشیه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت برگزار شد، پرده از دشواریهای خلق یک اثر ماندگار برداشت و تأکید کرد که فاصله میان «فیلم ساختن» و «اثر خوب تولید کردن» بسیار زیاد است.
فیلمسازی یا خلق اثر خوب؟
زریندست در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه تولید یک کار شایسته از صعبترین وظایف است، مبدأ این مسیر را متنی دانست که بهدرستی پرداخت شده باشد. به باور او، نویسنده باید هم به ادبیات ایران و جهان اشراف داشته باشد و هم از توان واقعی سینمای کشور آگاه باشد تا نوشتهاش پتانسیل آن را پیدا کند که به تصویر تبدیل شود.
وی یکی از آفات جدی سینمای امروز را الگوبرداری مستقیم و کپی از کارهای پرفروش یا موفق عنوان کرد و خطاب به هنرجویان گفت:
- پیش از هر چیز به ایده و جهان شخصی خود ایمان داشته باشید.
- سینما مانند کاغذ سفیدی است که تا پیش از خلق تصویر معنایی ندارد.
- این خلاقیت فیلمساز است که کلمه را به نور و تصویر بدل میکند.
- مطالعه و تماشای آثار مهم لازم است، اما بهرهگیری از تجربه دیگران نباید به مصادره و تقلید بینجامد.
او یادآور شد که اگر طرح یا پیشنهادی از اثری پیشین تأثیر گرفته، فیلمساز باید نسبت به سرچشمه الهام خود صادق باشد و «خاطرهدزدی» نکند.
جایگاه لوکیشن و پیوند تصویر با نقاشی
این مدیر فیلمبرداری در بخش دیگری از سخنانش درباره گزینش محل فیلمبرداری توضیح داد که لوکیشن باید در خدمت موقعیت دراماتیک، شخصیتها و دیالوگها باشد؛ چرا که انتخاب نادرست میتواند نیروی یک صحنه را نابود کند.
زریندست بر این نکته پا فشرد که مهارت سینمایی صرفاً با دوربین به دست نمیآید. از نگاه او فیلمبردار باید:
- رمان بخواند.
- فیلمهای مهم سینمای ایران و جهان را تماشا کند.
- با نقاشی و تاریخ تصویر آشنا باشد.
او ریشه بسیاری از قواعد نورپردازی کلاسیک را در نقاشیهای پیش از اختراع برق دانست و توضیح داد که نقاشان با بهرهگیری از نور طبیعی، محل قرارگیری سوژه، کیفیت سایهها و فضای معماری، اصولی را بنا کردند که بعدها در عکاسی و فیلمبرداری تداوم یافت. به همین دلیل، رجوع به نقاشیهای هر دوره میتواند برای بازسازی فضای تاریخی و شناخت نور بسیار راهگشا باشد.
انسان در برابر ابزار؛ از هوش مصنوعی تا «کلوزآپ»
در ادامه، این فیلمبردار پیشکسوت درباره گسترش هوش مصنوعی در تولید تصویر هشدار داد و استفاده بیمحابا از این فناوری را عامل تضعیف قدرت تصمیمگیری، مهارت و خلاقیت آدمی دانست. او معتقد است سینما باید همچنان بر شناخت، انتخاب و خلاقیت انسانی استوار بماند؛ فیلمبردار میتواند از فناوری بهره ببرد، اما در نهایت «هوش طبیعی» انسان باید بر ابزار مسلط باشد، نه برعکس.
زریندست در پاسخ به پرسشی درباره همکاری با عباس کیارستمی، به تجربه فیلم «کلوزآپ» اشاره کرد و گفت که کیارستمی از وی خواسته بود فیلم را برخلاف سبک شناختهشده و آراسته فیلمبرداریاش ثبت کند؛ بهگونهای که تصویر، ظاهرِ ساده و بیتکلفتری داشته باشد.
او در جمعبندی سخنانش یادآور شد ابزارهای جدید میتوانند کار فیلمسازی را آسانتر کنند، اما آنچه یک تصویر را به سینما تبدیل میکند، شناخت، انتخاب، خلاقیت و تسلط هنرمند بر ابزار است.





