از شکوه نئو تا سقوط رستاخیز؛ روایت تازه از فراز و فرود ماتریکس
سینما کمتر شاهد جهانی بوده است که همزمان مرزهای فلسفه، فناوری و اکشن را جابهجا کند، اما «ماتریکس» دقیقاً همین کار را انجام داد. وقتی نخستین قسمت در سال 1999 روی پرده رفت، نهتنها قالب بلاکباستر را دگرگون کرد، بلکه به پدیدهای بدل شد که رد آن در بازیهای ویدیویی و فرهنگ اینترنتی هنوز دیده میشود. حالا با وجود نوسان در کیفیت دنبالهها و فروش نهچندان چشمگیر «رستاخیزهای ماتریکس»، به نظر میرسد زمان خوبی است تا کارنامه این فرنچایز را واکاوی کنیم؛ بهویژه اینکه شنیدهها از توسعه بخش تازهای توسط برادران وارنر حکایت دارد. در ادامه، آثار این مجموعه را بر اساس کیفیت، نوآوری و میزان اثرگذاری مرور میکنیم.
جایگاه نخست تا سوم در نگاه مخاطبان
در صدر این فهرست، فیلم ماتریکس قرار دارد که در سال 1999 سینمای جریان اصلی را متحول کرد. پس از آن، بارگذاری مجدد ماتریکس جایگاه دوم را دارد و انیماتریکس در رتبه سوم ایستاده است. این سه اثر، ستونهای اصلی روایتی هستند که بعدها با کمیک و بازی گسترش یافت.
رتبههای بعدی به این شرح است:
- انقلابهای ماتریکس در جایگاه چهارم
- رستاخیزهای ماتریکس در قعر جدول و جایگاه پنجم
رستاخیزهای ماتریکس؛ وقتی متن جای داستان را میگیرد
بازیگران این قسمت کیانو ریوز، کری-آن ماس، یحیی عبدالمتین دوم، جاناتان گروف، جسیکا هنویک، نیل پاتریک هریس و پریانکا چوپرا جوناس هستند. امتیاز کاربران IMDb به فیلم 5.6 از 10 و امتیاز راتن تومیتوز 63 از 100 ثبت شده است.
پس از هجده سال دوری، بازگشت به دنیای نئو انتظار سادهای داشت: دیدن قهرمانان قدیمی و کشف رازهای تازه. اما فیلم از همان ابتدا نشان داد که قصد ندارد به این انتظارات تن دهد. داستان حول توماس اندرسون میگردد؛ برنامهنویسی که برای شرکتی وابسته به برادران وارنر بازی میسازد و خالق سهگانهای به نام «ماتریکس» است. او اکنون مجبور شده بخش چهارم را بسازد، در حالی که خاطراتی مبهم او را آزار میدهد. ورود مورفئوس با بازی یحیی عبدالمتین دوم و پیشنهاد قرص قرمز، نقطه عطفی است که او را با حقیقت روبهرو میکند.
لانا واچوفسکی که کارگردانی را بهتنهایی بر عهده داشت، برخوردی متا با میراث مجموعه برگزید. فیلم آگاهانه یادآوری میکند که ما در حال تماشای اثری درباره ساختهشدن خودش هستیم و مستقیماً به نقد دنبالهسازی و فشار استودیو میپردازد. با این حال، این صراحت در بیان باعث شده روایت منسجم فدا شود و اثر از نظر اکشن و ریتم به پای سه فیلم نخست نرسد.
شخصیتهای تازه مانند باگز فرصت پرداخت کافی نمییابند و حتی بازگشت مامور اسمیت با بازی جاناتان گروف، تاثیر سابق را ندارد. بزرگترین نقطه ضعف اما در صحنههای نبرد دیده میشود؛ جایی که تدوین و طراحی حرکات، خلاقیت نسخههای پیشین را تکرار نمیکند. در نهایت، فیلم بیشتر به محفلی برای ارجاعات فرامتنی شباهت دارد تا ادامهای ضروری بر حماسه اصلی.
انقلابهای ماتریکس و پایان یک سهگانه
در این قسمت کیانو ریوز، لارنس فیشبرن، کری-آن ماس، هوگو ویوینگ، جیدا پینکت اسمیت، مونیکا بلوچی و لمبرت ویلسون ایفای نقش کردهاند. کاربران IMDb به آن امتیاز 8.6 از 10 دادهاند، اما راتن تومیتوز نمره 34 از 100 را ثبت کرده است.
فیلم نخستِ این بخش، یعنی بارگذاری مجدد، جهان داستان را وسعت بخشید و سوالات تازهای مطرح کرد. وظیفه جمعبندی این پرسشها بر عهده انقلابهای ماتریکس بود؛ ماموریتی دشوار که واچوفسکیها آن را پشتسرهم و در سال 2003 به انجام رساندند. با این حال، گسترش جهان ماتریکس بسیار سادهتر از گرهگشایی تمام ایدهها و کشمکشها از آب درآمد و انقلابها در این زمینه تا حد زیادی شکست خورد.





