«دونقطه» با «فصل رویش» به تلویزیون بازمیگردد؛ پیوند نوجوانان و ادبیات فارسی
تصور کنید مسابقهای تلویزیونی بتواند شکاف میان نوجوانان امروز و گنجینه ادبیات فارسی را از میان بردارد؛ آن هم نه با درس و مشق، بلکه با رقابت و هیجان. «دونقطه» که فصل نخست خود را سال گذشته از شبکه دو سیما روی آنتن برد، حالا با عنوان تازه «فصل رویش» آماده بازگشت است. مصطفی صاحبی، سردبیر این برنامه، در گفتوگویی تازه از دغدغهای شخصی پرده برداشته که جمعی از روزنامهنگاران، معلمان و شاعران را گرد هم آورده تا زبان فارسی را به فضای آشنای زندگی نسل جوان پیوند بزنند.
ریشههای یک ایده فرهنگی
بخش بزرگی از زیست تیم تولید «دونقطه» با واژه و شعر گره خورده است. امیرحسین خانی، طراح بازیها، معلم زبان و ادبیات فارسی در مدرسه است و کارگردان اثر، آقای گرانپایه، پیشینه روزنامهنگاری دارد. خود صاحبی نیز سالها بهعنوان روزنامهنگار، طنزنویس و شاعر فعالیت کرده است. به باور او، این برنامه پیش از آنکه یک انتخاب حرفهای باشد، برآمده از دلمشغولی اعضای گروه نسبت به فرهنگ ایرانی بوده است.
نوجوانان اما چگونه به این collecting راه یافتند؟ خانی بسیاری از چالشهایی را که امروز در قالب مسابقه دیده میشود، پیشتر در کلاس درس با دانشآموزانش تجربه کرده بود. مشاهده شوق و حرارت بچهها برای پاسخگویی و تلاششان برای موفقیت در بازیها، جرقهای شد تا این تجربه مدرسهای به یک اثر رسانهای بدل شود. بدین ترتیب روند ساخت آغاز شد و امروز این مسابقه به فصل تازه خود رسیده است.
چرا «فصل رویش»؟
این برنامه در فصلهای گوناگون مسیر تکامل خود را پیموده است. هنگام پخش فصل اول، اثر هنوز به بلوغ لازم نرسیده بود و گروه در حال آزمونوخطا برای پیوند دادن قالب مسابقه با ادبیات بود. پس از آن، فصل «ایران»، ویژهبرنامه یلدا و فصل «دیدار» در ماه رمضان تجربه شدند. هر کدام از این مراحل به پختگی کار افزود.
اکنون سازندگان احساس میکنند زمان آن رسیده که این مرحله را «فصل رویش» بنامند. این نام تنها یک برچسب نیست، بلکه نشاندهنده جای پای محکمتر برنامه است. به گفته صاحبی، رویش مورد نظر تنها به یک بخش محدود نمیشود؛ از محتوا و شرکتکنندگان گرفته تا ساختار بصری، رنگولعاب و ویژگیهای اجرایی، همگی قرار است اتفاقهای تازهای را تجربه کنند.
گزینش از دورترین نقاط کشور
برای یافتن شرکتکنندگان، فرایند پایش دقیقی طراحی شد. نخست آزمونهای برخط برگزار شد و همه متقاضیان ناگزیر بودند این مسیر را طی کنند. سپس پایش حضوری آغاز شد و چند گروه از سردبیری و عوامل اصلی، شهر به شهر و استان به استان رفتند تا با نوجوانان مصاحبه کنند. حجم بالای داوطلبان این کار را زمانبر کرده بود.
نکته مهم آن است که ارزیابی تنها بر دانش علمی استوار نبود. عواملی مانند توانایی خوب صحبت کردن، حاضر جوابی و قدرت بیان نیز در انتخاب تأثیر داشتند تا برنامه برای مخاطب جذاب باشد. از سوی دیگر، گروه با تکیه بر تجربه فصلهای گذشته به فرمولی رسیده است که بر اساس آن پرسشها نه بسیار آساناند که هیجان از بین برود و نه آنقدر دشوار که از توان شرکتکننده خارج شوند.
سفر به دورترین نقاط ایران بخشی از این مسیر بود. صاحبی به یاد میآورد که در یک روز در مشهد بودند و صبح روز بعد برای پایش به اهواز رفتند و در استان خوزستان حتی به دو شهر مختلف سر زدند. فراخوان از طریق زیرنویس شبکه اعلام شد و معیار جغرافیایی سختگیرانهای وجود نداشت؛ هدف این بود که فرصت حضور برای همه نوجوانان علاقهمند از نقاط مختلف کشور فراهم باشد.
نسل نوجوان و ادبیات
برخلاف تصویری که گاه در فضای رسانهای ساخته میشود و گمان میرود نوجوانان از این فضاها دور شدهاند، صاحبی برداشت دیگری دارد. او تأکید میکند که بچهها با ادبیات آشنایی دارند و این مسابقه تلاش کرده است همان گنجینه بزرگ تاریخ و فرهنگ ایران را از مسیر بازی و سرگرمی به خانهها ببرد، بی آنکه ادبیات به محتوایی سطحی تبدیل شود.





