قربان نجفی و چالشهای نادر معدل در بهار شیراز
وقتی دوربینها روی خانوادهای شیرازی میچرخند و قصههای روزمره آنها به تصویر کشیده میشود، کمتر کسی به یاد میآورد که پشت این حجم از خنده و صمیمیت، چه فشار زمانی سنگینی بر گروه تولید تحمیل شده است. قربان نجفی، بازیگر نقش نادر معدل در مجموعه «بهار شیراز»، پرده از واقعیتی برداشته که شاید برای بسیاری از بینندگان پنهان مانده باشد؛ ساخت نزدیک به هفتاد قسمت در بازهای کمتر از هشت ماه. او معتقد است اگر مجال بیشتری وجود داشت، ظرفیتهای متن و روابط خانوادگی به شکلی عمیقتر و دقیقتر نمایان میشد. این در حالی است که پخش این سریال کمدی به کارگردانی حسن وارسته و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری، بار دیگر بحث همیشگی تعادل میان کمیت و کیفیت در تلویزیون را به صدر توجهات آورده است.
ترجیحی که نادیده گرفته شد
نجفی درباره شکلگیری شخصیت نادر معدل و چالشهای ایفای این نقش توضیح میدهد که از همان ابتدا با پیشفرض شغل معلمی برای این شخصیت موافق نبوده است. او احساس میکرد قرار گرفتن در کسوت معلمی، دامنه عمل شخصیت را تنگ میکند و باعث میشود رفتارها و شوخیها ناگزیر در چارچوبی محدود باقی بمانند. به باور وی، اگر نادر معدل شغلی مانند مکانیکی داشت، فضای بازتری برای طراحی موقعیتهای طنز و رفتارهای متنوع فراهم میآمد. با این حال، تصمیم نهایی بر معلم بودن او استوار شد و بازیگر تلاش کرد در همان محدوده تعریف شده، گنجینههای نمایشی بیشتری برای نقش پیدا کند.
رسیدن به یک زبان مشترک با کارگردان
با وجود اختلافنظرهای اولیه، تعامل میان بازیگر و کارگردان راهی برای رسیدن به یک اجرای واحد گشود. نجفی در این باره میگوید: «وقتی تصمیم گرفته شد نادر معلم باشد، همچنان درباره بعضی جزئیات و نحوه اجرای شخصیت اختلافنظرهایی داشتیم که با گفتوگو برطرف میشد.» او اضافه میکند که گاهی بخشهایی از نقش را بازی کرده که کاملاً با سلیقه شخصیاش همخوان نبوده، اما همواره تلاش کرده در چارچوب متن، نگاه خود را نیز وارد کار کند.
نجفی برای توصیف جایگاه خود در موقعیتهای کمدی، از تشبیهی فوتبالی بهره میبرد: «به این نتیجه رسیدیم که نقش من بیشتر شبیه پاسور در یک بازی فوتبال باشد؛ یعنی زمینه را فراهم کنم تا دیگران بتوانند گل بزنند.» او معتقد بود این شخصیت ظرفیت آن را ندارد که به تنهایی بار اصلی طنز را به دوش بکشد، برای همین کوشید با قرار گرفتن درست در موقعیتها، امکان درخشش دیگر بازیگران از جمله مازیار مهرگان در نقش اقبال را مهیا سازد. در واقع، نادر معدل بیش از آنکه خود عامل خنده باشد، واکنشهایی نشان میداد که به دیگر شخصیتها اجازه میداد فضای کمیک را پیش ببرند.
تلویزیون و تصویر کنترلشده زندگی
یکی از نقدهای رایج به تولیدات سیما، فاصله گرفتن آنها از واقعیتهای زیست مردم است. نجفی با پذیرش وجود محدودیتهایی مانند نوع پوشش و نمایش روابط، معتقد است در کار تلویزیونی نمیتوان به تصویری بیواسطه و کاملاً واقعی دست یافت. با این همه، او «بهار شیراز» را تا حدودی در نزدیک شدن به زندگی واقعی موفق میداند. اگرچه اغراقهایی در اثر وجود دارد که ذات ژانر کمدی است، اما به گفته وی، صمیمیتی که میان اعضای خانواده شکل گرفته، باورپذیر است. نجفی تأکید میکند که هیچ اثری بینقص نیست، اما مخاطب باید بتواند روابط و واکنشهای شخصیتها را در جهان واقعی نیز تصور کند.
بازخورد مخاطبان و آرزوی زمان بیشتر
از نگاه نجفی، کسانی که سریال را دنبال کردهاند، بیشتر بر سه ویژگی شخصیتها، طنز اثر و صمیمیت روابط تأکید داشتهاند. او «بهار شیراز» را تجربهای موفق ارزیابی میکند، اما شرط انصاف را در نظر گرفتن امکانات و محدودیتهای تولید میداند. وی تصریح میکند: «ما در مدت بسیار کوتاهی حجم زیادی از کار را تولید کردیم.» به باور او، اگر شرایط متفاوت بود و زمان کافی وجود داشت، ساخت همین مجموعه ممکن بود دستکم دو سال به طول بینجامد؛ زمانی که قطعاً بر کیفیت نهایی نگارش، تمرین و پس از تولید تأثیر میگذاشت.
نخستین تجربه کمدی و درسهای آن
حضور در «بهار شیراز» برای قربان نجفی که پیشتر بیشتر در آثار جدی و درام بازی کرده بود، دریچهای تازه محسوب میشد. او این مجموعه را نخستین تجربه خود در ژانر کمدی مینامد و معتقد است یادگیری در بازیگری هیچگاه پایان نمییابد. هر نقش، فرصتی است برای شناخت بیشتر مناسبات نمایشی و یافتن راههای تازه در اجرا. نجفی بر این باور است که نویسنده شخصیت را روی کاغذ میآورد، اما این بازیگر است که با تمرین و تجربه، به آن موجودیتی نمایشی میبخشد.
نگاهی از زاویهای دیگر
منش نادر معدل، نحوه برخورد او با فرزندان و دیگر اعضای خانواده و واکنشهایش در موقعیتهای گوناگون، همگی در مرحله اجرا شکل نهایی گرفتند. نجفی که خود در این فرایند نقش داشته، تلاش کرده ویژگیهای شخصیت را با نگاه خود اجرا کند. او میگوید حضور در یک کار طنز به وی کمک کرد تا مناسبات میان شخصیتها را از زاویهای دیگر ببیند. در چنین فضایی، شناخت فردی کافی نیست و بازیگر باید بداند هر واکنش او چه تأثیری بر بازیگر مقابل دارد و چگونه به خلق موقعیت کمیک کمک میکند؛ آگاهی که در تعامل با گروه به دست آمد و میتواند در پروژههای بعدی نیز به کار آید.





