وداع با باربارا بری؛ ستاره برنده کن و نامزد اسکار در ۹۵سالگی
دوران حرفهای یکی از چهرههای ماندگار عرصه نمایش در حالی به خط پایان رسید که او ترجیح داد سرنوشت واپسین روزهای خود را شخصا رقم بزند. هنرمندی که کارنامه هنریاش چندین دهه از قرن بیستم و سالهای آغازین قرن بیستویکم را در بر میگرفت، سرانجام در سن ۹۵ سالگی چشم از جهان فروبست. بنابر اعلام منابع خبری، این چهره سرشناس که به بیماری سرطان در مرحله پایانی مبتلا شده بود، با بهرهگیری از روشهای پزشکی به حیات خود پایان داد. فرزند او در گفتوگو با یک روزنامه معتبر آمریکایی تأیید کرده است که این ستاره کهنهکار مجموعه تلویزیونی «بارنی میلر»، در منزل مسکونیاش واقع در شهر نیویورک و با نظارت و کمک تیم پزشکی دار فانی را وداع گفته است.
افتخارات جهانی و همکاری با بزرگان سینما
اوج درخشش بینالمللی این هنرمند نامزد اسکار را میتوان در دو مقطع زمانی مهم جستوجو کرد. وی در سال ۱۹۶۴ به پاس ایفای نقش در اثر سینمایی «یک سیبزمینی، دو سیبزمینی»، موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره معتبر فیلم کن شد. چند سال بعد و در سال ۱۹۷۹، حضور در فیلم «بریکینگ اِوِی» راهیابی او به فهرست نامزدهای دریافت تندیس اسکار را به همراه داشت؛ رقابتی که در نهایت برای فیلم «کرامر علیه کرامر» برگزار شد و او جایزه را به رقیب سرشناسش، مریل استریپ، واگذار کرد. علاوه بر این موفقیتها، بازی در نقش مادر گلدی هاون در فیلم «بنجامین خصوصی» محصول سال ۱۹۸۰، از دیگر بخشهای برجسته کارنامه سینمایی او به شمار میرود.
محبوبیت در قاب تلویزیون و صحنه تئاتر
اگرچه پرده سینما جوایز مهمی را برایش به ارمغان آورد، اما مخاطبان تلویزیون و تئاتر نیز او را بهخوبی میشناختند. ایفای نقش همسر شخصیت اصلی در مجموعه پلیسی «بارنی میلر» که بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۲ روی آنتن میرفت، شهرت گستردهای برای وی به همراه داشت. او در این سریال نقش همسر بارنی میلر را بر عهده داشت و تصاویر بهجامانده از او در کنار هال لیندن، بخشی از خاطرات تلویزیونی آن دوران است. سالها بعد، او در سریال «سوزان ناگهان» ظاهر شد و نقش مادربزرگ بروک شیلدز را به تصویر کشید. البته فعالیتهای هنری او به این موارد محدود نمیشد و او در تئاتر برادوی نیز هنرمندی بسیار پرکار بود. نخستین تجربه حضورش روی صحنههای برادوی در سال ۱۹۵۵ و با اجرای نمایش «ظرف چوبی» رقم خورد. او در ادامه و به دلیل بازی در نسخه اولیه موزیکال «کامپنی» به آهنگسازی استیون سوندهایم در سال ۱۹۷۰، نامزد دریافت جایزه معتبر تونی شد.
خاستگاه یک ستاره و نگاه عمیق به هنر بازیگری
مسیر حرفهای این بازیگر از ایالت تگزاس آغاز شد؛ جایی که او از دانشگاه فارغالتحصیل شد و سپس راهی نیویورک گردید. خود او در گفتوگویی با نشریه «اکرون بیکن ژورنال» در سال ۱۹۶۳ اعتراف کرده بود که دلیل اصلی این سفر یک مسئله کاملا شخصی بوده است. او در این باره گفته است: «راستش را بخواهید، تنها دلیل رفتنم این بود که دوستپسرم آنجا زندگی میکرد. قرار بود با هم ازدواج کنیم، اما نمیتوانستیم بلافاصله این کار را انجام دهیم. از آنجا که برای رفتن به نیویورک اینهمه زحمت کشیده بودم، با خودم گفتم حالا که اینجا هستم، بهتر است بازیگری را هم امتحان کنم.»
او در سال ۲۰۲۴ و در حالی که ۵۵ سال از نخستین گامهایش در این حرفه میگذشت، دیدگاهش را درباره هنر بازیگری با نشریه «وستساید رَگ» در میان گذاشت. او معتقد بود که تسلط بر این هنر، فرآیندی بسیار طولانی است. وی در این مصاحبه توضیح داده بود: «فکر میکنم ۴۵ سال طول کشید تا بازیگر خوبی شوم. به نظرم این کار همینقدر زمان میبرد. باید همهچیز را کنار بگذاری؛ تمام چیزهای اضافی را، تمام خودبزرگبینیها را و همه حساسیتها و خلقوخویهای شخصی را. باید فقط با انسانی سروکار داشته باشی که نقشش را بازی میکنی. تمام کاری که باید انجام بدهی همین است، اما یاد گرفتنش سالها طول میکشد.» فقدان چنین هنرمندی که تمام زندگی خود را صرف تجسم شخصیتهای گوناگون کرد، ضایعهای بزرگ برای جامعه هنری محسوب میشود.




