ورود

هشدار مرتضی شعبانی درباره عقب‌گرد ساختاری در سینمای مستند جنگ

منبع: سینماپرس ۵ دقیقه مطالعه
هشدار مرتضی شعبانی درباره عقب‌گرد ساختاری در سینمای مستند جنگ

در حالی که شمار مستندسازان و حجم تولیدات این عرصه نسبت به سال‌های دور رشد کرده است، یک پیشکسوت باسابقه بر این باور است که از حیث تشکیلاتی با پسرفتی هولناک روبه‌رو بوده‌ایم. مرتضی شعبانی در گفت‌وگویی تفصیلی با انتقاد از نهادهای مسئول در قبال سیاست‌گذاری و ساخت فیلم‌های مستند مرتبط با جبهه انقلاب اسلامی، تصویری نگران‌کننده از وضعیت پشتیبانی در روزهای درگیری ترسیم کرده است. او معتقد است دستگاه‌های فرهنگی نه‌تنها هم‌پای هنرمندان رشد نکرده‌اند، بلکه در نگه‌داری همان قالب‌های قدیمی خود نیز ناکام مانده‌اند و همین مسئله در بزنگاه‌های حساس، میدان را برای ثبت روایت‌ها تنگ کرده است.

پیشرفت هنرمندان و جاماندن سازمان‌ها

این کارگردان کهنه‌کار با اشاره به بهبود سطح کمی و کیفی آثار یادآور شد که فیلم‌سازان این حوزه عملکرد درخشان‌تری یافته و توانسته‌اند productions بیشتری به سرانجام برسانند. با این حال، او نگاه کلان‌تر را متفاوت می‌بیند: سازمان‌هایی که عهده‌دار امور فرهنگ و هنر هستند، نتوانسته‌اند با این تحول همراه شوند و حتی ساختارهای پیشین خود را هم از دست داده‌اند.

شعبانی برای روشن‌تر شدن بحث، به دوران هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و توضیح داد که در آن مقطع نهادهای گوناگونی در قلمرو مستندسازی نبرد فعال بودند. مجموعه‌هایی نظیر روایت فتح، گروه جنگ تلویزیون که بعدها با نام گروه حماسه و دفاع شناخته شد، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس و همچنین ستاد تبلیغات جنگ که گروه چهل شاهد را مدیریت می‌کرد، در کنار یکدیگر مشغول بودند. به گفته وی، این گروه‌ها با وجود کمبود شدید ابزار و تجهیزات در قیاس با زمانه کنونی، وظایف خود را به شایستگی پیش می‌بردند.

ناکامی در جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه

تهیه‌کننده مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» با ابراز تأسف از اینکه درگیری‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه شرایط به‌مراتب بدتری داشت، خاطرنشان کرد که هیچ‌یک از آن سازمان‌ها نتوانستند بستر لازم را برای کار فیلم‌سازان مهیا کنند. او این وضعیت را نتیجه مستقیم کوتاهی نهادهای مسئول دانست؛ هرچند بخشی از ماجرا را也应该 به تفاوت بنیادین ماهیت نبرد امروز نسبت داد.

این مستندساز پیشکسوت تشریح کرد که در گذشته مرزها معین بود و خاکریزها و مواضع مشخصی وجود داشت که محل نبرد به شمار می‌رفت. در آن روزها روشن بود که در کدام بخش از جغرافیا باید جنگید، اما اکنون دیگر آن ساختار و کارکرد وجود ندارد و دامنه درگیری‌ها بسیار گسترده‌تر شده است. به باور او، امروز سراسر کشور به خط مقدم بدل شده است و همین تغییر شگرف ایجاب می‌کرد که قالب‌های تازه‌ای متناسب با اوضاع نو پدید آید؛ اتفاقی که هرگز رخ نداد.

وی افزود که در آن مقاطع، فیلم‌سازان نمی‌دانستند برای گرفتن مجوز باید به کدام نهاد مراجعه کنند و چه ارگانی پاسخ‌گوی حضورشان در مناطق مختلف است. در نتیجه، بسیاری از آن‌ها شخصاً دوربین برداشتند و کار را شروع کردند. برخی در این راه بازداشت شدند و برخی دیگر موفق به ادامه فعالیت شدند، اما در کل، مرجع مشخصی برای سامان‌دهی آن‌ها وجود نداشت.

تغییر ماهیت جنگ و لزوم ساختارهای چابک

شعبانی تأکید کرد که قالب‌های برجای‌مانده از گذشته، با دگرگونی سرشت جنگ، بخشی از کارایی خود را از کف داده‌اند. او برای نمونه یادآور شد که در سال‌های دور، مکان‌هایی مانند روایت فتح در تهران یا بسیاری از سازمان‌های دیگر، ضرورتاً در معرض تهدید مستقیم دشمن نبودند؛ اما در نبرد اخیر دیدیم که همین نقاط نیز شناسایی و هدف حمله قرار گرفتند. وقتی تشکیلات خود را در یک نقطه مشخص مستقر می‌کنید و آن محل در معرض خطر واقع می‌شود، طبیعی است که فعالیت آن مجموعه مختل گردد.

به گفته این هنرمند، بسیاری از سازمان‌ها هم در درگیری ۱۲ روزه و هم در نبرد ۴۰ روزه، به دلیل تهدیدهایی که احساس می‌کردند، فعالیت خود را تعطیل کردند. او هشدار داد که وقتی سازمانی در کار نباشد، مکان معینی برای فعالیت وجود نداشته باشد و تشکیلات امکان ادامه کار نیابد، مشکلات جدی پدید می‌آید. برای رویارویی با این شرایط باید الگوی متفاوتی طراحی کرد و دیگر نمی‌توان همه امکانات و نیروها را در یک نقطه متمرکز ساخت؛ بلکه باید به سمت ایجاد ساختارهای پراکنده، کوچک‌تر و چابک‌تر حرکت کرد تا فعالیت‌ها در شرایط بحرانی هم ادامه یابد.

رویکرد مدیران و اعتماد به نیروهای میدان‌دیده

کارگردان مستند «مثلث مرک» با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه کار نهادهای متولی سینمای مستند در زمان جنگ، بخشی از مشکل را به طرز فکر مدیران نسبت داد. او توضیح داد که ممکن است برخی مدیران در این اوضاع بیش از هر چیز به اعتبار خود بیندیشند یا سازمان‌ها گمان کنند که ابتدا باید طرحی ارائه شود، سپس به تصویب برسد و در نهایت خروجی مشخصی انتظار برود. در حالی که جنگ اساساً زمانی ندارد که مستندساز بخواهد طرحی بدهد، منتظر تأیید بماند و بعد کار را شروع کند.

این فیلم‌ساز با اشاره به اینکه در شرایط نبرد، قالب و نظام فکری سازمان‌ها باید انعطاف‌پذیر طراحی شود، اظهار داشت که باید به افرادی که تجربه حضور در میدان‌های گوناگون را دارند اعتماد کرد؛ کسانی که پیش‌تر در سوریه، لبنان یا جنگ هشت‌ساله دفاع مقدس فعال بوده‌اند. در این هنگام باید چنین افرادی را فراخواند، دوربین و امکانات را در اختیارشان گذاشت و تنها از آن‌ها خواست که کارشان را انجام دهند. به تعبیر او، وقت مناسبی برای نظارت‌های پیچیده نیست و باید به تجربه و توان نیروهای متخصص اتکا کرد.

کارگردان مستند «قرار روز شانزدهم» در ادامه با بیان اینکه مسائل مالی در این حوزه در اولویت نخست نیست، گفت که مستندسازان مقاومت و دفاع مقدس در وهله اول با انگیزه و دغدغه کار می‌کنند و لزوماً به دنبال پول نیستند. البته این سخن به معنای بی‌نیازی از حمایت مالی نیست؛ زیرا برای فعالیت حرفه‌ای به ابزار نیاز دارند. فیلم‌ساز باید بتواند سفر کند، وسیله نقلیه اجاره کند، جایی برای اقامت داشته باشد و تجهیزات لازم را فراهم آورد.

شعبانی در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد که اگر گمان کنیم در اوضاع جنگی ابتدا باید طرحی تصویب شود و بودجه معینی به مستندساز برسد تا او کار را آغاز کند، چنین رویکردی پاسخ‌گو نخواهد بود. در این شرایط، شاید بتوان مبلغی را به‌عنوان تنخواه در اختیار او قرار داد و با اعتماد به وی، امکان فعالیت را فراهم ساخت.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
در کارگاه فیلم مقاومت مطرح شد؛ چرا نمایش مستقیم دشمن در سینمای جنگ خطرناک است؟
سینمای ایران

در کارگاه فیلم مقاومت مطرح شد؛ چرا نمایش مستقیم دشمن در سینمای جنگ خطرناک است؟

چگونه می‌توان صحنه‌ای از نبرد را به تصویر کشید که نه به ستایش ناخواسته مهاجم بینجامد و نه در ورطه کاریکاتور سقوط کند؟ این پرسشی است که «دانش اقباشاوی»، کارگردان باسابقه…

سینماپرس