وقتی کارگردان دیگری سکان را میگیرد؛ از اسپارتاکوس تا بتمن ۲
خبر رسیدن استیون سودربرگ به کمک مت ریوز برای به پایان بردن «بتمن: قسمت دوم» (The Batman Part II) بار دیگر نشان داد که در هالیوود، حتی وقتی دوربینها روشناند و بودجه در جریان است، آدمها میتوانند ناگهان از معادله بیرون بروند. ریوز این روزها درگیر مسئلهای خانوادگی است و سودربرگ در این شرایط کنارش ایستاده تا فیلمبرداری اصلی به خط پایان برسد؛ همکاریای که بهندرت در تاریخ پرتلاطم این صنعت به این شکل آرام و دوستانه رقم خورده است.
ریوز در شبکه اجتماعی «ایکس» (توییتر سابق) صریح نوشت: «برای رفع هرگونه ابهام، باید بگویم که من پروژه «بتمن: قسمت دوم» را ترک نمیکنم.» او در ادامه از همکار تازهاش تشکر کرد: «از استیون بسیار سپاسگزارم که در این دوران دشوار به یاریام آمد تا در تکمیل فیلمبرداری اصلی به من کمک کند. از همهی شما بابت ابراز نگرانی و آرزوهای خوبتان ممنونم.»
با این حال، چنین جابهجاییهایی در سینما سابقهای طولانی دارد. معمولاً پای استودیوها در میان است: گاهی هزینهها از کنترل خارج میشود، گاهی رسواییهای پشتصحنه و گاهی اختلافهای شخصی، تهیهکنندگان را ناچار میکند سریع جایگزینی پیدا کنند. در بیشتر موارد هم نتیجه، نه یک دوستی، که بحرانی پرهیاهو بوده است. هفت نمونهی مشهور در ادامه مرور شدهاند.
اسپارتاکوس؛ تصمیم یک ستاره
در «اسپارتاکوس» (Spartacus)، کرک داگلاس هم ستاره بود و هم از طریق شرکت «برینا فیلمز» (Bryna Films) تهیهکنندگی را در دست داشت؛ همین جایگاه باعث شد حرف آخر را دربارهی کارگردان بزند. دو هفته از فیلمبرداری گذشته بود که او استودیو را راضی کرد آنتونی مان، کارگردان باتجربهی وسترن، را کنار بگذارد. به گفتهی داگلاس، مان کنترل کار را از دست داده و حتی اجازه داده بود پیتر یوستینف، همبازیاش، صحنههای خودش را کارگردانی کند.
جایگزین مان، استنلی کوبریک بود که پیشتر در «راههای افتخار» (Paths of Glory) با داگلاس همکاری کرده بود. حاصل کار، چهار جایزهی اسکار و جایزهی گلدن گلوب بهترین درام بود؛ «اسپارتاکوس» تا ده سال، پرفروشترین فیلم «یونیورسال پیکچرز» ماند تا آنکه «فرودگاه» (Airport) این رکورد را گرفت. امتیاز IMDb فیلم ۷.۹ از ۱۰ و راتن تومیتوز ۹۰ از ۱۰۰ است.
بوهمین راپسودی؛ غیبت پس از تعطیلات
برایان سینگر، کارگردان اولیهی «بوهمین راپسودی» (Bohemian Rhapsody)، بعد از تعطیلات شکرگزاری به صحنه بازنگشت. استودیو در ابتدا مسئله را به سلامتی او مرتبط دانست، هرچند بعداً روشن شد مادرش بیمار بوده است. تولید مدتی متوقف شد، اما طولی نکشید که گزارشهایی از رفتار نامناسب سینگر سر صحنه، توهینهای کلامی و اختلافش با رامی ملک، ستارهی فیلم، منتشر شد.
دکستر فلچر، که نامش پیشتر برای این پروژه مطرح شده بود، مأمور شد یک سوم پایانی فیلم را تمام کند. در تبلیغات اثری از نام سینگر نبود، اما مطابق دستورالعملهای DGA نام او به عنوان کارگردان و نام فلچر به عنوان تهیهکنندهی اجرایی در تیتراژ ثبت شد. این فیلم تا اکران «مایکل» (Michael) پرفروشترین اثر زندگینامهای موزیکال بود و علاوه بر نامزدی بهترین فیلم، چهار اسکار گرفت. امتیاز راتن تومیتوز آن ۶۰ از ۱۰۰ است.
لیگ عدالت؛ سوگ، نسخهها و خشم هواداران
«لیگ عدالت» (Justice League) از نامدارترین نمونههای سالهای اخیر است. سال ۲۰۱۷، زک اسنایدر در مرحلهی پس از تولید بود که به دلیل خودکشی دخترش و برای سوگواری در کنار خانواده از پروژه فاصله گرفت. جاس ویدون، که پنج سال قبل با «انتقامجویان» (Avengers) در دنیای سینمایی مارول موفقیت بزرگی به دست آورده بود، جایش را گرفت و تغییرات گستردهای اعمال کرد.
واکنش هواداران تند بود؛ دیسی و ویدون به خاطر فاصلهگرفتن فیلم از آنچه اسنایدر در ذهن داشت زیر سؤال رفتند. فشار افکار عمومی سرانجام به انتشار نسخهای در سال ۲۰۲۱ انجامید که به «نسخه اسنایدر» (The Snyder Cut) معروف شد و بیش از چهار ساعت طول دارد. اسنایدر در گفتوگو با «ورایتی» (Variety) گفت هرگز نسخهی ویدون را تماشا نکرده است: «من هرگز آن را ندیدهام. زمانی که فیلم اکران شد، برای من دوران بسیار تلخ و دشواری بود، زیرا هجمهها علیه من بهشدت دیوانهوار و سنگین شده بود. من نهتنها دخترم را از دست داده بودم، بلکه نسخهای از فیلم منتشر شده بود که هیچ نقشی در ساخت آن نداشتم؛ با این حال، نام من پای اثری ثبت شده بود که خودم آن را نساخته بودم.» امتیاز IMDb این فیلم ۶ از ۱۰ و راتن تومیتوز آن ۳۹ از ۱۰۰ است.
جزیره دکتر مورو؛ تولیدی که به آشوب کشید
مراحل ساخت «جزیره دکتر مورو» (The Island of Dr. Moreau) به تعبیر بسیاری فاجعهبار بود. ریچارد استنلی چهار سال روی پروژهای کار کرده بود که علاقهی ویژهای به آن داشت. استودیو «نیو لاین» (New Line) مارلون براندو را برای نقش دانشمند دیوانه، دکتر مورو، آورد؛ در حالی که تهیهکنندگان رومن پولانسکی را برای کارگردانی میخواستند، براندو به استنلی تمایل داشت و تولید ناگهان در استرالیا آغاز شد. بروس ویلیس پیشتر از پروژه کنار رفته و وال کیلمر جایش را گرفته بود.
وقایع پشت سر هم آمد: خبرهایی از رفتار نامناسب کیلمر سر صحنه منتشر شد، درست پیش از شروع فیلمبرداری دختر براندو خودکشی کرد، دو روز بعد از آغاز فیلمبرداری اصلی طوفانی منطقه را فراگرفت، راب مورو از بازی کنار کشید و یک روز بعد «نیو لاین» استنلی را اخراج کرد. جان فرانکنهایمر، کارگردان کهنهکار، به صحنه آمد، اما تنشها فروکش نکرد و براندو و فرانکنهایمر هر دو با کیلمر درگیر شدند. برخی از عوامل اخراجشده بعداً گزارش دادند استنلی با لباس سگ به صحنه برگشته و به عنوان سیاهی لشکر در فیلمی بازی کرده که از آن بیرون انداخته شده بود. فیلم در گیشه شکست خورد و نامزد جوایز تمشک طلایی شد. امتیاز IMDb آن ۶.۴ از ۱۰ و راتن تومیتوز ۲۰ از ۱۰۰ است.
سوپرمن ۲ و سولو؛ دو نمونهی دیگر
در «سوپرمن ۲» (Superman II) ریچارد لستر جای ریچارد دانر را گرفت؛ فیلمی با کریستوفر ریو، جین هکمن، ند بیتی، جکی کوپر، سارا داگلاس و مارگو کیدر که امتیاز IMDb آن ۶.۸ از ۱۰ و راتن تومیتوزش ۸۸ از ۱۰۰ است. «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» (Solo: A Star Wars Story) هم در همین فهرست جای دارد؛ اثری که سرنوشت تولیدش نشان داد تغییر کارگردان در میانهی راه، همیشه هم به سود فیلم تمام نمیشود.
آنچه این هفت نمونه را به هم پیوند میدهد، شکنندگی برنامهریزی در صنعتی است که با پول، زمان و آبرو سر و کار دارد. با این حال، ماجرای ریوز و سودربرگ فعلاً مسیر دیگری را طی میکند؛ نمونهای که در آن، به جای بحران و بیانیههای حقوقی، یک همکار قدیمی پا پیش گذاشته تا فیلم به پایان برسد — و این خودش در هالیوود کمیاب است.





