«هزینههای فیلمسازی» و بحران خلاقیت در جشنواره فیلم کوتاه تهران
در حالی که چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران میزبان آثار متنوعی است، پشت صحنه این رویداد پر زرق و برق، چالشهای عمیقتری وجود دارد. «زهرا موسوی»، کارگردان فیلم کوتاه «به یادت، افتادم» که اثرش در بخش ملی این جشنواره حضور دارد، در گفتوگویی به آسیبشناسی فضای فعلی پرداخته است. او معتقد است که رقابت نابرابر میان آثار مستقل و فیلمهای پربودجه نهادی، عملاً فرصت تجربهگرایی را از فیلمسازان گرفته و آنها را به سمتی سوق داده است که به جای خلاقیت، به فکر تقلید از جریانهای پرهزینه باشند.
شکاف طبقاتی در تولید آثار کوتاه
بررسی آثار حاضر در جشنواره نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از فیلمها با بودجههای کلان و استفاده از بازیگران چهره ساخته شدهاند. موسوی با انتقاد از این رویه توضیح میدهد که این سطح از پروداکشن سنگین، باعث حاشیه رانده شدن فیلمسازان مستقل شده است. به گفته وی، امکان تولید فیلم با چنین شرایطی برای همه وجود ندارد و همین مسئله باعث میشود بسیاری از استعدادها نتوانند در دایره رقابت باقی بمانند.
او در اینباره میگوید: «واقعیت این است که چیزی که این روزها خیلی به چشم میآید، هزینههای بالای تولید فیلم کوتاه است. البته منظورم همه فیلمها نیست، اما بخش قابلتوجهی از آثار با هزینههای زیادی ساخته میشوند و از بازیگران چهره استفاده میکنند. این موضوع برای من ناراحتکننده است، چون امکان تولید فیلم با چنین شرایطی برای همه وجود ندارد.»
مرگ خلاقیت زیر سایه تجهیزات گرانقیمت
فیلم کوتاه همواره به عنوان بستری برای آزمون و خطا و بروز استعدادهای فردی شناخته میشد، اما اکنون این رسالت در حال تغییر است. وقتی فیلمساز به جای تمرکز بر محتوا، درگیر مدل دوربین یا میزان شناختهشده بودن بازیگرانش شود، خلاقیت عملاً به حاشیه میرود. موسوی هشدار میدهد که در فضای فعلی، گویی اثری «قابلقبول» است که از این ویژگیهای تجملاتی برخوردار باشد.
این کارگردان به پدیده فرمگرایی افراطی اشاره کرده و خاطرنشان میسازد که دوستانش با وجود داشتن ویژگیهای منحصربهفرد، برای دیده شدن ناچار به الگوبرداری از دیگران هستند. ترس از دیده نشدن باعث میشود که آنها از ویژگیهایی که در فیلمهای اولیه و کلاسیشان نمود داشت، فاصله بگیرند و به تدریج در جریان تقلید حل شوند.
بنبست جذب سرمایه و بلاتکلیفی فیلمسازان
شاید تلخترین بخش ماجرا، سد راه رسیدن به منابع مالی باشد. برآورد هزینهها در سینمای ایران به شکلی سرسامآور بالا رفته است؛ به طوری که حتی ساخت یک فیلم کمهزینه نیز برای بسیاری به یک رویای دستنیافتنی تبدیل شده است. اگرچه همه به دنبال جذب سرمایه هستند، اما پیدا کردن یک سرمایهگذار مطمئن، مسیری بسیار دشوار و پیچیده است.
موسوی با صراحت از تجربه شخصی خود میگوید: «هزینههای فیلمسازی آنقدر افزایش پیدا کرده است که بسیاری حتی توانایی ساخت یک فیلم کمهزینه را هم ندارند. همه به دنبال جذب سرمایه هستند، اما رسیدن به سرمایهگذار مسیر دشواری دارد.»
او اعتراف میکند که با وجود یادگیری فنون فیلمسازی، هنوز نمیداند برای تداوم مسیر باید چه کند: «ما یاد نگرفتهایم که چطور باید برای ادامه مسیر فیلمسازی سرمایه و بودجه موردنیازمان را تأمین کنیم و این مسئله واقعاً مشکلساز است.»
در حال حاضر او و دوستانش درگیر پیشتولید پروژهای جدید هستند اما با سردرگمی عجیبی در مسیر مالی مواجهاند. مراجعه به افراد مختلف بدون دانستن میزان اعتبار آنها یا انتظاراتی که در ازای سرمایهگذاری (مانند سهم یا حق مالکیت فیلم) دارند، باعث شده که فرآیند ساخت فیلم به جای یک تجربه هنری، به وارد شدن در یک مسیر پرمخاطره تبدیل شود. به باور موسوی، این وضعیت برای سینمای کوتاه کشور واقعاً نگرانکننده است.





