«ریبین و لکلکها»؛ مستندی که دو سال صبوری و عشق طلبید
اگر تصور میکنید پشت هر اثر مستندی تنها یک دوربین و مقداری حوصله نهفته است، پرونده پروژه تازه «نورالله فتاحی» این باور را به چالش میکشد. فیلمی که برای ثبت لحظههای ناب زیستن در ارتفاعات غربی ایران، نزدیک به دو سال از عمر گروه تولید را صرف کرد و حالا از شبکه بینالمللی الجزیره، خود را به بخش رسمی جشنواره فیلمهای کردی آمستردام رسانده است. این مستند ۵۲ دقیقهای با نام «ریبین و لکلکها»، قصه پیوندی عاطفی میان یک کودک روستایی و جوجهلکلکهایی است که به روایت کارگردان، پرسشهایی ژرف درباره مهرورزی انسان و حدود روبهرو شدن با طبیعت پیش میکشد.
راهیابی به جشنواره پس از پخش از الجزیره
«ریبین و لکلکها» به تهیهکنندگی محمدجواد امیرانی و در استودیو خانه مستند شکل گرفته است. این پروژه که نخستین نمایش جهانی خود را از طریق شبکه الجزیره تجربه کرد، در ادامه موفق شد به بخش مسابقه رسمی جشنواره فیلمهای کردی آمستردام راه پیدا کند. داستان فیلم در دل سکونتگاههای کوهستانی غرب کشور میگذرد و تلاش میکند بدون توسل به پیامهای شعاری، مفاهیم والای انسانی را در بستر بومی منطقه و از خلال رابطه یک پسربچه با پرندگان به تصویر بکشد.
کارگردان: به دنبال سوژههای جشنوارهپسند نیستم
فتاحی که پیشینهای بیش از سه دهه در عرصههایی چون تدوین، عکاسی و کارگردانی دارد، نگاه خود به این حرفه را فراتر از ضبط اتفاقات میداند. او بر این باور است که مستندسازی، رویارویی درستکارانه با جهان است که نیازمند شکیبایی و حرمت نهادن به محیط پیرامون است.
- کارگردان آثاری نظیر «صدا بود و سیاهی» و «جنگل قیر» میگوید قلمبهدست او نه برای شکار سوژههای بازاری میچرخد و نه قصد دارد تنها به ذائقه جشنوارهها نزدیک شود.
- از دید او، سینما وسیلهای برای انتقال دادههای خشک نیست، بلکه ابزاری است تا مفاهیم ناب بشری را در دل رخدادهای عادی زندگی جستوجو کند و در نهایت، جرقهای از آرامش را به خانه مخاطب بفرستد.
وقتی صداقت، مرز میان خلاقیت و تحریف است
این فیلمساز در بخشی از گفتوگو به چالش بازنمایی واقعیت اشاره کرده و معتقد است که نشان دادن صددرصدی و بیواسطه حقیقت امری نشدنی است؛ چرا که حضور دوربین، انتخاب قاب، تدوین و نگاه کارگردان همواره نوعی واسطه در روایت ایجاد میکند. با این حال، فتاحی تنها اصل تعیینکننده در این میان را «صداقت» مینامد. او اذعان میکند که کارگردان مجاز است بر پایه برداشت شخصی خود، رخدادها را در قالبی نمایشی سامان دهد، اما این آزادی هنری نباید هرگز به کژنمایی اصل ماجرا بینجامد.
چرا تولید فیلم ۲ سال زمان برد؟
انگیزه اصلی برای ساخت این فیلم، مشاهده رفتارهای بیپیرایه «ریبین» در قبال پرندگان بوده است؛ کودکی که برخلاف بزرگسالان که همه چیز را با ترازوی سود و زیان میسنجند، بیهیچ چشمداشتی برای پناه دادن به موجودی بیدفاع میکوشد. اما ثبت این روایت، مسیری دشوار داشت. تولید این مستند با در نظر گرفتن تحقیقات و مراحل پستولید، قریب به ۲۴ ماه به طول انجامید که از این مقدار، ۱۷ ماه تنها به فیلمبرداری اختصاص یافته است.
استرس پروازهای ناگهانی لکلک
برخلاف سینمای داستانی که همه جزئیاتش روی کاغذ کنترل میشود، مستند وابستگی تام به لحظههای زیست سوژه دارد. فتاحی از رفتوآمدهای پیاپی میان تهران و لوکیشنهای کوهستانی میگوید و تأکید میکند که پیشبینیناپذیری رفتار لکلک، اصلیترین تشویش گروه بوده است.
- پرنده گاهی ناگهان تا ۱۰ روز غیب میشد یا در فاصلهای بسیار دور کنار دریاچهای فرود میآمد.
- حتی در میانه مسیر بازگشت به پایتخت، با خبر بازگشت پرنده، گروه ناچار بود تمام مسیر را دور بزند و بازگردد.
- فراهم کردن روزانه صدها صید برای خوراک پرنده و زیستن در کنار این زیستبوم، صبری فرساینده میطلبید.
هنرمند راستین، پایداری در آموختن
این کارگردان در پایان، سینمای مستند را عرصهای دور از معادلات صرفاً مالی دانست که بیش از هر چیز بر شور و جانمایه دلی استوار است. او تأکید میکند که حیات حرفهای یکشبه به دست نمیآید و پیش از هرگونه شتابزدگی برای رسیدن به سکوهای جشنوارهای، هنرجو باید بخواند، نقد کند و ریشه بدواند؛ چرا که هنرمند واقعی تنها زمانی به بار مینشیند که استمرار در یادگیری را سرلوحه مسیر خود قرار دهد.





