از شاهنامه تا عجایبنامهها؛ چرا سینمای کودک ایران به قصههای کهن بیتوجه است؟
تصور کنید کودکی ایرانی بهجای قهرمانان تکراری غربی، در قاب سینما با رستم یا حکایتهای سعدی همسفر شود. این همان نگاهی است که «ریحانه کاووش»، خالق اثر کوتاه «همین یک دفعه»، در جشنواره فیلم کوتاه تهران مطرح کرده است. او بر این باور است که قصههای بومی این سرزمین، معدن طلای روایتاند؛ اما تبدیل آنها به تصویر، نیازمند عبور از کلیشهها و بازآفرینی هوشمندانه است تا کودک امروز بتواند با میراث دیروز ارتباطی زنده برقرار کند.
گنجینهای به نام ادبیات کهن
کاووش که یکی از آثارش در بخش «کتاب و سینما» چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد، ادبیات فارسی را سرشار از خیال و ماجراجویی میداند. او از گلستان و بوستان گرفته تا شاهنامه و حتی کتاب کمترشناختهشده «عجایبالهند» اثر بزرگ بن شهریار رامهرمزی یاد میکند؛ منابعی که هرکدام بهنوعی میتوانند خوراک سینمای کودک باشند.
به گفته وی، ایجاز و طنز ظریف حکایتهای سعدی، آنها را برای روایتهای کوتاه ایدهآل میسازد. در مقابل، نبردهای حماسی و شخصیتهای اسطورهای شاهنامه، امکان خلق جهانهای تصویری پرتحرک را فراهم میکنند. همچنین روایتهای شگفت عجایبالهند میتوانند سرچشمهای برای داستانهای خیالپردازانه و سفرهای دریایی باشند که همواره برای مخاطب خردسال جذابیت دارند.
چالشهای اقتباس و محدودیتهای تولید
اما چرا با وجود این همه ظرفیت، فیلمسازان کمتر به سراغ داستانهای ایرانی میروند؟ این کارگردان پویانمایی معتقد است بخشی از مشکل به شناخت کم برخی فیلمسازان از ظرفیتهای نمایشی ادبیات بازمیگردد. با اینحال، او این موضوع را تنها به کمبود دانش ادبی محدود نمیکند و عوامل دیگری را نیز دخیل میداند:
- دشواری فرایند اقتباس
- هزینه بالای تولید
- محدودیتهای موجود در بازار
- نبود پیوندی سازمانیافته میان پژوهشگران ادبیات و سینماگران
کاووش هشدار میدهد که بسیاری از داستانهای کهن برای تبدیلشدن به فیلم، به بازنگری در ساختار روایت، طراحی کنشهای دیداری و حتی بازآفرینی پایانبندی نیاز دارند. او تأکید میکند که بدون برخورداری از دانش ادبی و مهارت دراماتیک، نتیجه کار ممکن است به روایتی سطحی یا شعاری تقلیل یابد. راهکار او برای عبور از این بنبست، شکلگیری همکاری تنگاتنگ میان ادیبان، فیلمنامهنویسان، کارگردانان و متخصصان سینمای کودک است.
زبان تصویر و پیوند با مخاطب کودک
سینمای کوتاه کودک بهواسطه روایتهای موجز و شخصیتپردازی روشن، بستری مناسب برای بازگویی این قصههاست. آثاری موفقی چون تنتن و گارفیلد نشان دادهاند که چگونه میتوان جهانهای داستانی را به زبان تصویر ترجمه کرد. در این میان، محدودیت زمانی فیلم کوتاه، سازنده اثر را وامیدارد تا لحظههای سرنوشتساز را برگزیند و از حاشیهپردازی دوری کند؛ ویژگی که با ماهیت قصههای کوتاه ادبی کاملاً همخوانی دارد.
کاووش در پایان خاطرنشان میسازد که بازشناسی ادبیات فارسی، اگر با نگاهی خلاق و زبان سینمایی امروز همراه شود، نهتنها به داستانگویی معاصر ریشه میبخشد، بلکه میتواند هویت فرهنگی ایرانی را در قالب آثاری جذاب و جهانشمول به کودکان بشناساند.





