سالن خالی جشنواره مقاومت؛ روایت گبرلو از نقدی که تحریف شد
انتشار یک قاب ساده در صفحه شخصی یک روزنامهنگار باسابقه، موجی از بحث را در فضای سینمایی کشور برانگیخت. محمود گبرلو با گذاشتن عکسی از صندلیهای بیتماشاگر نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، پرده از واقعیتی برداشت که بهگفته او با واکنشهای تند و برداشتهای نادرستی همراه شد. این منتقد که خود را از باورمندان به گفتمان مقاومت میداند، میگوید برخی نتوانستند بار نقد منصفانه را تحمل کنند و سخنانش را به شکلی وارونه بازتاب دادند. حالا او در گفتوگویی تفصیلی، جزئیات دیدگاهش را درباره چرایی این اتفاق و آینده سینمای مقاومت شرح داده است.
مقاومت در قاب سینما؛ از حساسیت موضوع تا خلوتی سالن
به باور گبرلو، واژه مقاومت در ذهن و فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای دارد و برگزاری رویدادی با این نام، مسئولیتی سنگین بر دوش سازندگانش میگذارد. او معتقد است چنین جشنوارهای میبایست با توانمندی کامل، خواستههای مخاطب را پوشش دهد و ستمدیدگی و ماهیت خصومتها را با زبانی هنرمندانه و حرفهای به تصویر بکشد. این نویسنده و مجری که عضو انجمن صنفی منتقدان و روزنامهنگاران سینمایی نیز هست، یادآور میشود گردهماییهای سینمایی همیشه محفلی برای همفکری و دادوستد اندیشه میان اهالی فیلم به شمار میروند. با این حال، در دوره اخیر جشنواره مقاومت چنین فضایی شکل نگرفت و این مسئله از نظر او پرسشبرانگیز و قابل پیگیری است.
او توضیح میدهد تصویری که در فضای مجازی منتشر کرده، گویای بیتوجهی سازندگان و تماشاگران به این دوره بوده است. اما بهگفته گبرلو، عدهای به جای پذیرش نقصها، متن و عکس او را دستکاری کرده و مطالبی خلاف واقع ساختند. وی همچنین با اشاره به اینکه نگاهش به کلیت جریان مقاومت مثبت است، میافزاید این تفکر بخش جداییناپذیر باور اوست، اما ایجاب میکند کارشناسان از نزدیک وضعیت را بسنجند و نظر دهند. او به تفاوت معنادار جمعیت در برنامههای گوناگون اشاره میکند: در حالی که در یکی از نشستهای جشنواره تنی چند از افراد حاضر بودند و چهرههای شاخص فیلمسازی غایب بودند و تالار تقریباً تهی مانده بود، در سمت دیگر چند صد جوان فیلمساز در بخشهای پیوندخورده با فیلم کوتاه شرکت جستند. این تضاد، پرسش اصلی او را میسازد: چرا جشنواره مقاومت نتوانست بستری همانند برای گردهم آوردن جوانان و هنرمندان با گرایشهای گوناگون فراهم آورد؟
اهمیت بازنمایی درست برای نسلهای بعد، نکته دیگری است که این روزنامهنگار بر آن انگشت میگذارد. وی میگوید ایران امروز در معادلات منطقهای مقاومت نقشی کلیدی دارد و اگر روایت بومی و هنری توانمندی ارائه نشود و فیلمسازان داخلی و خارجی به سمت آن کشیده نشوند، بیتردید دیگران نسخه خود را پیش خواهند برد و چه بسا برداشتهای مخدوشی از حقیقت این حرکت شکل گیرد.
جایگاه یک رویداد در گرو مدیریت است
در پاسخ به این پرسش که با وجود بخشهای مرتبط با مقاومت در رویدادهایی مانند سینماحقیقت، جشنواره فیلم کوتاه تهران و جشنواره فیلم فجر، چه نیازی به برپایی جشن مستقل با عنوان مقاومت است، گبرلو پاسخ میدهد که ارزش هر گردهمایی هنری به نحوه اداره و چیدمان برنامههای آن بستگی دارد. او هشدار میدهد که امکان دارد یک جشنواره در حد یک نمایش تبلیغاتی و پروپاگاندا تنزل یابد، اما در برابر، رویدادی که با حضور چهار یا پنج چهره کاربلد و صاحبنظر شکل بگیرد، قادر است به نشستی معتبر در تراز جهانی بدل شود.
این منتقد سینما برگزاری هر نوع دورهمی فرهنگی را در هر شرایطی به سود جامعه میداند؛ زیرا به باور او چنین برنامههایی امکان خلق کرسیهای اندیشه و پاتوقهایی را میدهند که افراد به شکل عادی فرصت جمع شدن در آنها را ندارند. از نگاه گبرلو، جشنواره میتواند شرایطی پدید آورد تا صاحبان دیدگاههای مختلف در کنار هم بنشینند، به بحث بپردازند و نظراتشان را مبادله کنند. او سپس به پشتوانه مالی این جشنواره میپردازد و میگوید این برنامه از حیث بودجه به سازمانها و نهادهایی وصل است که دستشان در تأمین مالی باز است و به طبع باید سرمایه درخوری برای اجرای آن کنار گذاشته شود. اگر مدیریتی خردمندانه و حرفهای بر کار حاکم بود، میشد از این توان مالی و معنوی برای راهاندازی یک جریان جدی در سینمای مقاومت بهره برد و مقدمات ساخت آثاری را فراهم کرد که تصویر درستی از ایستادگی مردم ایران نشان دهند.
گبرلو ادامه میدهد هرگاه چنین زمینهای مهیا نشود، بیگانگان دست به کار میشوند و قرائتهای تحریفشده خود را عرضه میکنند و کارهایی ساخته میشود که با واقعیتها همخوانی ندارد. از دید او، یکی از کاستیهای مهم جشنواره این بود که به مسئله پیوند برقرار کردن آثار سینمای مقاومت با مخاطب توجه لازم نشد.
آرشیو، مقصد تلخ فیلمهایی که دیده نمیشوند
گبرلو در بخش دیگری از سخنانش به تولیداتی که در سالهای اخیر با موضوع مقاومت ساخته شده اما نتوانسته با بیننده پیوند بگیرد اشاره میکند. او میگوید باید گرههای پیچیده این عرصه را گشود تا تماشاگر با اثر همراه شود. ساخته شدن فیلمی که در نهایت راهی قفسههای آرشیو شود یا تنها عددی در آمار یک نهاد اداری و سازمانی به حساب آید، پاشنه آشیل یک جریان فرهنگی است که ادعای برخورداری از فکر، اندیشه و توان مالی دارد.
وی درباره محدود بودن ساختههای تازه در این حوزه و حضور پررنگ آثار قدیمی در دوره نوزدهم میگوید به باور او، دستاندرکاران بایستی از پیش وضعیت را میسنجیدند و پیشبینی میکردند. اگر تولیدات شایستهای در اختیار نداشتند، لزومی نداشت هزینههای برگزاری جشنواره را صرف کنند. حتی میتوانستند اجرای برنامه را برای مدتی متوقف کنند؛ بهویژه اینکه جامعه همچنان در وضعیتی است که با تهدیدها و یورشهای خصمانه دشمن روبهروست و شاید فعالیت گسترده فرهنگی در چنین فضایی مقدور نباشد.
این روزنامهنگار پیشنهاد میکند میشد برپایی جشنواره را به سال بعد و زمانی که اوضاع آرامتر است و آثار مناسبتری برای نمایش وجود دارد موکول کرد. حتی به جای برگزاری جشنواره، میتوانستند تمرکز خود را بر تولید کارهای باکیفیت بگذارند. او در ادامه نقش نهادهای پشتیبان را یادآور میشود و میگوید:
- سازمانهایی که از این جریان حمایت میکنند، اگر به جای کارهای پراکنده و برپایی برنامههای تبلیغاتی، کنار هم جمع شوند و برای ساخت فیلمهای سینمایی سرمایهگذاری کنند، نتیجه بهتری خواهند گرفت.
وی میافزاید اگر قصد تنها نمایش پویایی و نشاط جامعه ایران در برابر تهدیدهای دشمن باشد، میتوان با اجرای برنامههای فرهنگی گوناگون و حتی کنسرت نشان داد که مردم ایران با وجود تهدیدها زندگی عادی خود را پیش میبرند؛ اما وظیفه اصلی متولیان سینمای مقاومت، پیش از هر چیز، تولید آثار درخشان و قدرتمند است. گبرلو بر ضرورت ایجاد بسترهای فکری و حرفهای برای فیلمسازان تأکید میکند و میگوید باید پاتوقها و فضاهایی برای گردهم آمدن سازندگان حرفهای ساخته شود. حتی هنرمندانی که در حوزه مقاومت کارهای درخشانی داشتهاند، میتوانند در چنین فضایی کنار هم قرار گیرند و با توجه به همبستگی شکلگرفته میان مردم ایران در برابر حملات دشمن، برای ساخت آثار فاخر سینمایی نیز به وحدت و همفکری برسند.
هنر را با بخشنامه نمیتوان آموخت
در پایان، این منتقد سینما به انبوه جشنوارههای موضوعی و موازی در کشور از جمله جشنوارههای مقاومت و عمار میپردازد و میگوید برخی جریانها به جای ایجاد وحدت میان هنرمندان و فیلمسازان با دیدگاهها و سلایق مختلف، میکوشند همه چیز را از نو و به شکل جداگانه بسازند که رویکرد درستی نیست. گبرلو تصریح میکند که فیلمسازی تنها با تربیت و آموزش پدید نمیآید. ابزارها و مهارتهای فیلمسازی را میتوان آموخت، اما تفکر و اندیشه چیزی نیست که بتوان آن را به افراد یاد داد؛ این بینش باید از درون خود فیلمساز بجوشد.





