«بت» بازتابی از جامعه امروز است؛ نعمتالله: همکاری با لیلا حاتمی دلیل نمیخواهد
در چهاردهمین برنامه «سینماسلامت»، فیلم سینمایی «بُت» ساخته حمید نعمتالله روی پرده سالن ناصری خانه هنرمندان ایران رفت و پس از نمایش، نشستی برای نقد و بررسی آن شکل گرفت. این رویداد دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ برگزار شد و در آغاز آن، همزمان با سالروز تولد کارگردان در اول آبان، شمعی روشن شد. در ادامه، نعمتالله همراه با حسین فرخزادی (فیلمنامهنویس)، امیرشیبان خاقانی (تدوینگر) و جواد طوسی (منتقد سینما) در گفتوگویی با اجرای رضا درستکار، منتقد سینما و مدیر جلسات «سینماسلامت»، حاضران را همراهی کردند.
همکاری تکراری با لیلا حاتمی؛ انتخابی بینیاز از توجیه
حمید نعمتالله درباره اینکه چرا در بیشتر فیلمهایش لیلا حاتمی را در نقشهای اصلی میبیند، توضیح داد که این انتخاب نیاز به دلیل ویژهای ندارد. به گفته او، حاتمی هنرپیشهای ممتاز است و در کنار آن، همکار و دوستی درجهیک به شمار میرود؛ از همین رو علاقه زیادی به تکرار این همکاری دارد.
جواد طوسی در بخشی از سخنانش، با مرور کارنامه نعمتالله به ادای دین فیلم به آثاری چون «تنگنا» ساخته امیر نادری اشاره کرد. به باور این منتقد، نعمتالله خود را در چارچوب نوستالژی و ادای دین متوقف نمیکند و از گذشته عبور میکند تا به حال برسد. طوسی در همین زمینه پرسشی را مطرح کرد: تکثیر شدن آدمها و دگرگونی حال کسانی که «آدمهای بیشناسنامه و مطرودین یک جامعه بختکزده» خوانده میشوند، این پرسش را پیش میآورد که استمرار کجاست؟ او یادآور شد که سالها پیش همراه با رضا درستکار، سعید عقیقی و طهماسب صلحجو به سراغ فریدون گُله رفتند و در مصاحبهای چندروزه که بعدها به کتاب تبدیل شد، دیدند او میخواست برای این قشر گمنام، در نگاهی خوشبینانه و تاریخی، فضیلت، شرم، منزلت و تشخصی پیدا کند؛ اما این پرسش باقی است که آیا چنین اتفاقی واقعاً محقق شد یا نه.
فرم و هویت؛ از کامنتها تا بازتاب جامعه
طوسی در ادامه تحلیل خود درباره شکلگیری هویت و فرم در آثار متأخر نعمتالله گفت این عناصر به فیلم هویت میبخشند و مشخص میکنند تا چه اندازه بهروز است. به گفته او، فیلمی که زیباییشناسی و فرم خود را از فضای مجازی میگیرد، تنها به دیدن کامنتها از سمت چپ قاب و بمباران کامنتها بسنده نمیکند؛ بلکه این عناصر کلاژ میشوند و همان حرفی را میزنند که یکی از شخصیتهای مکمل فیلم بیان میکند: انبان خشونت و درهمتنیدگی آدمها که در آن مرز میان قهرمان و ضدقهرمان کاملاً گم میشود، بازتابی از جامعه امروز است. طوسی همچنین تلاش مذبوحانه افراد برای ایستادگی را که در نهایت به کم آوردن میانجامد، از جمله نمودهای همین جامعه دانست.
رضا درستکار نیز با مقایسهای به فیلم «قاتل و وحشی» پرداخت و گفت در آن اثر، به شخصیتی که لیلا حاتمی نقش او را بازی میکند تجاوز میشود و حریم زندگی و حیثیتش مورد تعرض قرار میگیرد؛ اما پایان فیلم با تراژدی بسیار بزرگی روبهروست، گویی هر روز با چنین وضعیتی مواجهیم. به تعبیر او، موجود نحیفی که از ابتدا به نظر میرسید توان ایستادن مقابل این افراد را ندارد، در نهایت غلبه میکند و معنا در سینما و در فیلمهای نعمتالله اینگونه متولد و متبلور میشود. درستکار همین ویژگیهای شگفتانگیز را دلیل آن دانست که فیلمهای نعمتالله هیچگاه از یاد ما نمیرود.
از «آرایش غلیظ» تا «قاتل و وحشی»؛ مسیر دگرگونی شخصیتها
جواد طوسی با اشاره به پیوند میان «آرایش غلیظ» و «قاتل و وحشی» و تغییر تدریجی شخصیتها در دل مناسبات اجتماعی گفت همین کنتراستی که جامعه به آدمها تحمیل میکند، در چندلایه بودن شخصیت حامد بهداد در «آرایش غلیظ» دیده میشود؛ شخصیتی که رفتهرفته به هیولا تبدیل میشود. به گفته او، این روند به شکلی دیگر در «قاتل و وحشی» نیز ادامه پیدا میکند.
حسین فرخزادی، فیلمنامهنویس، درباره نحوه همکاری خود با حمید نعمتالله صحبت کرد و رابطهاش با این فیلمساز را فرآیندی توصیف کرد که طی آن، پس از سالها چکشکاری، متن نیازمند کسی بوده که ابعاد گوناگون اثر را در کنار هم درک کند.
امیرشیبان خاقانی، تدوینگر، درباره تصمیمهای روایی و زمانی فیلم توضیح داد که در فیلمنامه سه عنصر اصلی وجود داشت و یکی از آنها خستگی بود. همچنین قرار بود گذشت ۹ روز و افزایش فالوورها، یعنی بالا رفتن توجه عمومی، نشان داده شود. به گفته او، تلاش شده تماشاگر هم در طول فیلم تا اندازهای این خستگی را تجربه کند و همراه شخصیت بماند؛ میشد زمان را بسیار کوتاهتر کرد و ریتم را بالا برد، اما تیم سازنده تصمیم گرفت این تجربه به تماشاگر منتقل شود.
انتخاب شخصیت ناشنوا؛ مظلومیت مضاعف در برابر شقاوت
حمید نعمتالله در پایان نشست درباره انتخاب شخصیت ناشنوا در «بت» و بازنمایی ابعاد گوناگون آن سخن گفت. به گفته او، برای آدمهای ناشنوا تعبیر «زبانبسته» به کار میرود که به نظرش مظلومیت مضاعفی را هم برای لیلا حاتمی و هم برای سلحشور قصه، یعنی یحیی، منتقل میکند. نعمتالله افزود که این ویژگی میتواند آنها را خاصتر و احساسبرانگیزتر کند و در کنار شقاوت پیرامون، کنتراست و تضاد بهتری به اثر بدهد.





