ورود

چهره‌های خندان، موتور محرک اقتصاد سینمای ایران در رقابت عطاران و عزتی

منبع: خبرآنلاین - فرهنگ ۴ دقیقه مطالعه
چهره‌های خندان، موتور محرک اقتصاد سینمای ایران در رقابت عطاران و عزتی

در روزهایی که تماشای یک اثر اجتماعی روی پرده به سختی ممکن می‌شود، دو نام در تابلوی فروش سینماها خودنمایی می‌کنند؛ رضا عطاران و جواد عزتی. نمایش هم‌زمان «خانوم‌والده» و «بورسیه» تصویری روشن از واقعیتی ارائه می‌دهد که در آن، خنده و چهره‌های آشنای آن به سوخت اصلی چرخ اقتصاد سینمای کشور تبدیل شده‌اند. در این گزارش نگاهی داریم به اینکه چگونه ستارگان کمدی از یک بازیگر فراتر رفته و به ضامن بازگشت سرمایه بدل شده‌اند، در حالی که دیگر گونه‌های سینمایی برای بقا در سایه نابرابری اکران دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

ارقام کلان گیشه و تمرکز بر ستاره‌ها

از ابتدای سال جاری تاکنون، مجموع درآمد سینماهای کشور از مرز هزار و ۸۹ میلیارد تومان گذشته و شمار تماشاگران به ۸ میلیون و ۳۹۳ هزار نفر رسیده است. این اعداد بیانگر توانایی بالای سالن‌ها در جذب مخاطب است، اما نکته مهم‌تر، نحوه توزیع این جمعیت میان فیلم‌هاست. سهم قابل‌توجهی از این گردش مالی نصیب آثاری می‌شود که یک چهره شناخته‌شده کمدی را یدک می‌کشند. «خانوم‌والده» با وجود نقدهایی که به آن شده، همچنان پیشتاز فروش است و «بورسیه» نیز تنها با چند روز نمایش، خود را به عنوان رقیبی جدی معرفی کرده است. این اتفاق نشان می‌دهد حضور یک هنرپیشه دارای پایگاه مردمی می‌تواند در زمانی کوتاه، توجه انبوهی از تماشاگران را جلب کند.

چهره‌های کمدی به عنوان نشان اقتصادی

نقش بازیگران طنز در معادلات مالی سینما تنها به موفقیت چند فیلم خاص خلاصه نمی‌شود. در فضای کنونی، نام‌هایی مانند رضا عطاران، جواد عزتی یا پژمان جمشیدی برای بخشی از مردم، پیش از دانستن داستان یا نام کارگردان، یک سیگنال مطمئن برای خرید بلیت به شمار می‌رود. این پدیده ریشه در اعتماد عمومی دارد؛ مخاطبی که قصد دارد چند ساعتی از دغدغه‌ها فاصله بگیرد، سراغ کسی می‌رود که کارنامه موفقی در این حوزه دارد. در واقع، ستاره کمدی امروز علاوه بر ایفای نقش، بخشی از بار بازاریابی و تضمین اولیه فروش را نیز بر دوش می‌کشد و به یک برند تجاری تبدیل شده است.

نابرابری در تعداد سالن‌ها و سانس‌ها

  • آثار کمدی بخش عمده‌ای از ظرفیت اکران و سالن‌ها را در اختیار دارند.
  • فیلم «بت» ساخته حمید نعمت‌الله با وجود داشتن چهره‌های مطرح، به دلیل کمبود سانس با شرایط سختی روبه‌روست.
  • مقایسه میزان فروش بدون در نظر گرفتن تعداد سینماها و زمان‌های نمایش، تصویر دقیقی از سلیقه واقعی تماشاگران نمی‌دهد.

نمی‌توان از تأثیر نظام پخش و توزیع سانس‌ها چشم‌پوشی کرد. وقتی یک اثر طنز در تعداد بیشتری از سالن‌ها و در بهترین زمان‌ها روی پرده می‌رود، مسلماً شانس بیشتری برای دیده شدن خواهد داشت. این مسئله زمانی آشکارتر می‌شود که شرایط نمایش فیلم‌هایی مانند «بت» به کارگردانی حمید نعمت‌الله را بررسی کنیم؛ اثری که با وجود برخورداری از عوامل سرشناس، به دلیل تنگناهای موجود در تعداد سالن‌ها و سانس‌ها، شرایط متفاوتی را تجربه می‌کند. بنابراین، گیشه تنها محل رقابت بر سر کیفیت یا استقبال نیست، بلکه عرصه‌ای برای نبرد میان فرصت‌های نابرابر نمایش است.

چرخه وابستگی و خطر برای تنوع

در سال‌هایی که بخش بزرگی از جامعه به دلایل مختلف اقتصادی با احتیاط برای سینما رفتن تصمیم می‌گیرند، حضور یک چهره محبوب کمدی ریسک سرمایه‌گذاری تهیه‌کنندگان را پایین می‌آورد. همین موضوع باعث می‌شود تمایل به ساخت آثاری که حول محور این ستاره‌ها می‌گردند افزایش یابد و سرمایه‌گذاران با خیالی آسوده‌تر وارد این عرصه شوند. وقتی فروش یک پروژه بیش از هر چیز به نام بازیگر گره بخورد، طبیعی است که سازندگان برای انتخاب کار بعدی نیز سراغ همان چهره‌های امتحان‌پس‌داده بروند.

این روند به چرخه‌ای تکرارشونده منجر می‌شود:

  • تهیه‌کنندگان برای کاهش خطر مالی به سراغ بازیگران کمدی شناخته‌شده می‌روند.
  • مدیران سینماها به دلیل استقبال بیشتر، سانس‌های بهتر و بیشتری به این فیلم‌ها اختصاص می‌دهند.
  • در نهایت، فیلم‌های اجتماعی و تجربی برای یافتن سرمایه و فرصت اکران با مشکلات جدی مواجه می‌شوند.

رقابت میان عطاران و عزتی در گیشه، فراتر از یک رقیب‌طلبی میان دو هنرپیشه، نشانه‌ای از واقعیت اقتصادی سینمای امروز ایران است. موفقیت تجاری این گونه آثار لزوماً به معنای شکوفایی همه‌جانبه سینما نیست. پایداری و رونق واقعی زمانی حاصل می‌شود که این توانایی مالی در کنار تنوع تولیدات، عدالت در اکران و امکان دیده شدن فیلم‌های متفاوت قرار گیرد؛ در غیر این صورت، سینما همچنان در دایره تکرار نام‌های همیشگی محبوس خواهد ماند.

مطالب مرتبط

مشاهده همه
غزل شاکری و خط قرمز مادری در نمایش آرزوهای کوچک
سینمای ایران

غزل شاکری و خط قرمز مادری در نمایش آرزوهای کوچک

کودکی که روی صحنه می‌خندد، قرار نیست تصویری از قربانی باشد. در تازه‌ترین گفت‌وگو پیرامون یکی از آثار نمایشی، نام غزل شاکری با رویکردی مادرانه و مراقب گره خورده است؛

ایسنا - فرهنگ و هنر